-
کاش که
دوشنبه 27 بهمنماه سال 1399 23:40
-
خدایاشکرت
دوشنبه 27 بهمنماه سال 1399 23:36
-
پرندهی من
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 23:40
کسی که علاقهای به دیدن نشانهها ندارد، مجبور است اتفاق را یکجا هضم کند. پرندهی من فریبا وفی
-
تندبادی از ناکجا
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 23:38
تندبادی از ناکجا به سمت ناکجا... تو در میانه خانه داشتی! آذر کیانی
-
تقصیر دلم چیست که او بعد تو آمد؟
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 23:31
تقصیر دلم چیست که او بعد تو آمد؟ این قاعدهی اول دستور زبان است....!
-
گرنقش عشق بر رود زنند
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 23:27
گرنقش عشق بر رود زنند رود دریا میشود گرنقش عشق بر خاک زنند خاک کیمیا میشود گرنقش عشق بر آتش زنند آتش گلستان میشود گرنقش عشق خدایی بر گِل زنند گِل آدم میشود ... رامین سعیدی
-
دماغ
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 23:25
-
حجاب
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 23:16
-
ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ " ﺣﻮﺍ " ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 23:14
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩم مقابلت " ﺁﺩﻡ " ﻧﯿﺴﺖ .... ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ... ﮔﺎﻫــــــﮯ ﭼﻪ ﺍﺻـــــﺮﺍﺭ ﺑــــﻴﻬﻮﺩﻩ ﺍﻳﺴـــــﺖ ... ﺍﺛــــﺒﺎﺕ ﺩﻭﺳــــــﺖ ﺩﺍﺷـــﺘﻨﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ، ﻣــــــﻌﺮﻓﺖ ﻫﺎﮮ ﺑﯽ ﺟﺎﻳﻤﺎﻥ ... ﻣـــــﻬﺮﺑﺎﻧﮯ ﻛﺮﺩﻥ ﻫﺎﮮ ﺍﻟـــﻜﻴﻤﺎﻥ ... ﺑﻬﺎ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺎﮮ ﺑــــــﻴﺶ ﺍﺯ ﺣﺪﻣﺎﻥ ... ﺗــــﻼﺵ ﻫﺎﮮ ﺑﮯ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺍﮮ ﺣﻔﻆ ﺭﺍﺑـــﻄﻪ ﻫﺎﻳﻤﺎﻥ...
-
آمدی باران
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 00:10
آمدی باران اما چه دیر حالا من مانده ام و جای خالی اش در کوچه هایی که پر از حرف های نگفته است ... محمد شیرین زاده
-
خوب میدانم ...
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 00:07
خوب میدانم ... حوض نقاشی من، بی ماهی است ...!
-
مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 00:06
مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم هزار روحم و در یک بدن نمیگنجم...
-
سراپا چنان ات انتظار می کشم
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 00:05
سراپا چنان ات انتظار می کشم که گویی سرانجام از من زاده خواهی شد! غزل لنگرودی
-
گلباران
یکشنبه 26 بهمنماه سال 1399 00:02
-
مرا و یادِ تو، بگذار
شنبه 25 بهمنماه سال 1399 23:59
مرا و یادِ تو، بگذار و کنجِ تنهایی ... سعدی
-
همیشه یک جایی هست
جمعه 24 بهمنماه سال 1399 23:25
همیشه یک جایی هست که دلت میخواهد هیچ کجای دیگر دنیا نباشی... هنگامه درخشان زنی باهمه حرفهایش
-
جُمعه یک سَر دارد هزار سودا !
جمعه 24 بهمنماه سال 1399 23:24
جُمعه یک سَر دارد هزار سودا ! دلتنگی ها را از کجا به کجا که نمیبرد ! گاهی وقت ها همه ی بغض ها را جَمع میکند و بینِ همه تقسیم میکند ... برای همین است که گاهی بیشتر از همیشه دلتنگیم .. دلتنگِ خاطره ای که از آنِ ما نیست ... مریم قهرمانلو
-
به یک نفر که بیاید و بماند و با بودنش
جمعه 24 بهمنماه سال 1399 23:24
به یک نفر که بیاید و بماند و با بودنش بود و نبود غروب جمعه را به بازی بگیرد، نیازمندیم... فاطمه جوادی
-
بزرگترین تهدید ، خطر از دست رفتن "خود" است
جمعه 24 بهمنماه سال 1399 23:23
بزرگترین تهدید ، خطر از دست رفتن "خود" است به قدری بی سر و صدا رخ میدهد که انگار هیچ اتفاقی رخ نداده است
-
در سرم عشق تو سودایی خوش است
جمعه 24 بهمنماه سال 1399 23:22
در سرم عشق تو سودایی خوش است در دلم شوقت تمنایی خوش است ناله و فریاد من هر نیمشب بر در وصلت تقاضایی خوش است تا نپنداری که بیروی خوشت در همه عالم مرا جایی خوش است با سگان گشتن مرا هر شب به روز بر سر کویت تماشایی خوش است گرچه میکاهد غم تو جان من یاد رویت راحت افزایی خوش است در دلم بنگر، که از یاد رخت بوستان و باغ و...
-
بپرس دوستم داری؟
پنجشنبه 23 بهمنماه سال 1399 22:19
بپرس دوستم داری؟ بگذار بگویم من؟ شما را؟ به جا نمی آورم؛ ولی... شما چقدر زیبایید. به فنجان قهوه ای دعوتتان کنم؟ لبخند بزن، بگو با کمال میل بیا دوباره برای اولین بار ببینمت! در همان دیدار دلت را ببرم بگذار اولین دوستت دارم را دوباره بگویم! باز هم عاشقت شوم! تو یک لبخند که بزنی من هر صبح آلزایمر میگیرم و تو یک عمر اولین...
-
کودکی بودم و دنبال خدا
پنجشنبه 23 بهمنماه سال 1399 22:14
-
اون بچه سوریه ای رو یادتونه؟!
پنجشنبه 23 بهمنماه سال 1399 22:12
اون بچه سوریه ای رو یادتونه؟! که گفته بود: اگه بمیرم ب خدا میگم چقدر اذیتم کردید !! . . . . . فکر کنم همه چیو ب خدا گفته :((((
-
تک ستاره
پنجشنبه 23 بهمنماه سال 1399 22:11
-
حالا اسمش را بگذارید ولنتاین...
پنجشنبه 23 بهمنماه سال 1399 22:05
حالا اسمش را بگذارید ولنتاین... چه فرقی میکند؟ اصلا هر اسمی دوست دارید رویش بگذارید.. اما حتما یاد داشته باشیدش.. سالی یک روز سعی کنید از اول عاشق هم شوید! درست مثل روز اول از اول همدیگر را ببینید. ذوق کنید. ته دلتان بگویید این همان است که میخواستم. بروید جلو و حرف دلتان را بزنید، گل بدهید، هدیه بدهید، خوبتر...
-
ﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ،
چهارشنبه 22 بهمنماه سال 1399 23:00
ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ، ﺩﻝ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ، ﻏﻢ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ، ﺗﻮ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻣﻦ ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ، ﺍﻭ ﺧﻨﺪﻩ...
-
دوستت دارم زیبا و باوقار .
چهارشنبه 22 بهمنماه سال 1399 22:58
دوستت دارم زیبا و باوقار . چقدر در این لحظه دلم میخواهد ببینمت. به تو فکر میکنم. چقدر زیبا بودی؛ گاه در ستیغ زمان که در آن نه خوشبختی هست و نه بدبختی، و فقط عشق هست و سکوتش. چقدر با من بودن را بلدی تو آلبر_کامو
-
شب بود، شبم سرکش و دیوانه شبی بود
چهارشنبه 22 بهمنماه سال 1399 22:56
شب بود، شبم سرکش و دیوانه شبی بود در سینه عجب بیخود و بیگانه تری بود غم بود که از خون جگر طالب می شد دل بود که ساغر شد و ساقی خود دل شد هنگامه_مفید
-
دیشب بـه یادِ چشم هایت گریه کردم
چهارشنبه 22 بهمنماه سال 1399 22:56
دیشب بـه یادِ چشم هایت گریه کردم دیدم چو خالی بـود جایت، گریه کردم شاید خـدا این گونـه می خواهد برایم بستـم لبـم را از شکایـت، گـریـه کردم در ذهنِ بیتابم چو حَک شد نقشِ چشمت من تـا خدا ، تا بی نهـایت، گریـه کردم ماچون دو مرغِ عشق باهم عهد بستیم ای جفتِ عاشق ، در هوایت گریه کردم من دوستت دارم،گواهِ عشقم این است دیدم...
-
خط به خط خود را به طرف مقابلتان یاد بدهید
چهارشنبه 22 بهمنماه سال 1399 22:53
خط به خط خود را به طرف مقابلتان یاد بدهید بیشتر دلخوری ها و ناراحتی ها از همین بلد نبودن هاست مثلا بنشینی کنار دل یار و بگویی من آدم بغلی ای هستم هر وقت احوالم را درهم دیدی بغلم کنی، اوضاع آرام میشود یا بگویی فلانی تو هزار هم دوستت دارم نثارم کنی اما گل سرخ برایم یک جور دیگر ارزش دارد یا اصلا برعکسش، هرچقدرم در رفتارش...