-
تو اگر بخواهی
پنجشنبه 18 شهریورماه سال 1400 01:34
تو اگر بخواهی زندگی آغوشِ دوست داشتنیی خواهد شد تو اگر بخواهی دست می کشم از مرگ و هر آنچه را که برایم مانده است در آغوش می کشم به اندازه ی چهارده ساعت پرواز به اندازه ی همه ی روزهای طولانیِ اینجا دلم به اندازه ی تمام حسرت هام تنگت است به عکس های دو نفره مان نگاه می کنم حالا دلم برای خودم تنگ می شود ر وزهایی که بیشتر...
-
وصیت کرده ام
پنجشنبه 18 شهریورماه سال 1400 01:32
وصیت کرده ام قلبم را به کسی شبیه خودم بدهند می خواهم بعد از مرگ هم عاشقت بمانم کامران رسول زاده
-
بیست سال بعد
پنجشنبه 18 شهریورماه سال 1400 01:32
بیست سال بعد بیشتر به خاطر کارهای نکرده ناراحت میشوید تا کارهایی که انجام دادهاید مارک تواین
-
زینت انسان به سه چیز است
پنجشنبه 18 شهریورماه سال 1400 01:31
زینت انسان به سه چیز است علم، محبت، آزادی افلاطون
-
تمام دنیا محله ی کوچکی ست
پنجشنبه 18 شهریورماه سال 1400 01:31
تمام دنیا محله ی کوچکی ست که تو در آن متولد می شوی و من میان بازیِ بچه های محله به عشق تو پیر می شوم کامران رسول زاده
-
نمی توان سینه ای را شکافت
پنجشنبه 18 شهریورماه سال 1400 01:30
نمی توان سینه ای را شکافت و دید تا چه اندازه درد در انسان ته نشین شده است باید ضربه را خورد باید دور شد و رفت زخم های امسال اصابت دردهایی ست که دو سال پیش خورده ایم سیدمحمد مرکبیان
-
شبیه هوای پاییزی شدیم،
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 00:44
شبیه هوای پاییزی شدیم، حال خودمون خوب نیست ولی حال بقیه رو خوب بلدیم درست کنیم! فاضل صادقیان
-
کنار پنجره پاییز باد می خواند
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 00:27
کنار پنجره پاییز باد می خواند درخت می رقصد درست وقتی که من و آسمان دلتنگیم جمشید عزیزی
-
ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 00:23
ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است ماییم جای دیگر و او جای دیگر است چشم جهانیان به تماشای رنگ و بوست جز چشم دل که محو تماشای دیگر است این نه صدف ز گوهر آزادگی تهی است و آن گوهر یگانه بدریای دیگر است در ساغر طرب می اندیشه سوز نیست تسکین ما ز جرعه مینای دیگر است امروز میخوری غم فردا و همچنان فردا به خاطرت غم فردای دیگر...
-
ما بی غمان مست،
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 00:19
ما بی غمان مست، . . . . . . دل از دست دادهایم...
-
در دلم آرزوی آمدنت میمیرد
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 00:18
در دلم آرزوی آمدنت میمیرد رفتهای اینک، اما آیا باز میگردی؟ حمید مصدق
-
باور
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 00:18
«که من بیشتر و طولانیتر از همه، تو را باور کردهام.» تزراوزلو
-
رنج شخصی
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 00:17
-
یک جرعه عشق...
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 00:16
یک جرعه عشق... ازنگاهت نوشیدم و دامنگیر شدم زمین رقص کنان هوا....هوای عاشقی عطر چشمانت دیوانه وار کتاب شعر مرا ونفس هایت جانم را در آغوش کشـــــــــــــــــــــید نیره شیریان
-
یادت در من تمام نشدنیست!
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 00:15
یادت در من تمام نشدنیست! تونماز منی! موقع وداع هم به تو سلام می کنم! سعید فرضی زاده
-
کسی که دوست داشته باشه
چهارشنبه 17 شهریورماه سال 1400 00:11
کسی که دوستت داشته باشه.....❤
-
برای اینکه صبحمان را به شب برسانیم
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1400 01:27
برای اینکه صبحمان را به شب برسانیم باید انچه را که نه سر دارد و نه ته توجیه کنیم و به خود بگوییم که چیستیم و چرا هستیم و چرا همه چیز هست
-
در نهضت عظیم دو بازویش
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1400 01:26
در نهضت عظیم دو بازویش من گریهام گرفته که آخر... آخر چرا پرنده به دنیا نیامدم؟
-
برایم آینه ای تازه بفرست
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1400 01:25
برایم آینه ای تازه بفرست آینه ام چنان پر شد از عکس شکسته ام که شکست گراناز موسوی
-
شب تان آرام با یاد شهدا
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1400 01:23
-
با هر که دوست می شوم احساس می کنم
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1400 01:18
با هر که دوست می شوم احساس می کنم آنقدر دوست بوده ایم که دیگر وقت خیانت است انبوه غم ، حریم و حرمت خود را از دست داده است دیریست هیچ کار ندارم مانند یک وزیر وقتی که هیچ کار نداری تو هیچ کاره ای من هیچ کاره ام ، یعنی که شاعرم گیرم از این کنایه هیچ نفهمی این روزها اینگونه ام فرهادواره ای که تیشه خود را گم کرده است آغاز...
-
اعتماد
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1400 00:55
-
شبی که انسان به حقیقت پی میبرد،
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1400 00:44
شبی که انسان به حقیقت پی میبرد، برایش شب شومی است.
-
بسیار مهم است که بگذارید
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1400 00:36
بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند ، خودتان را از آنها رها سازید و از دستشان خلاص شوید ... منتظر نباشید تا قدر تلاشهایتان را بشناسند و عشقتان را بفهمند ؛ در را ببندید ، آهنگ را عوض کنید ، خانه تکانی کنید ، گرد و غبارها را بتکانید ، از آنچه هستید دست بردارید و به آنچه که واقعا هستید روی آورید...
-
اینو گذاشتم اونایی که صبح می بینند:))
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1400 00:26
-
در عکس چشمان تو
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1400 00:22
در عکس چشمان تو خواب های من پیداست در شبیه پوست من شب ها چیزی شبیه ِ خواب های تو می چرخد هر شب به خواب هایم بیا تا عکس مان هی به هم شبیه تر شود. گراناز موسوی
-
کتاب: آتش بدون دود جلد هفتم
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1400 00:16
برای خانه سوخته باز شاید بشود خانه یی بنا کرد دل سوخته را بگو چه کنیم ؟ نادر ابراهیمی کتاب: آتش بدون دود جلد هفتم
-
بس که شستیم به خوناب جگر جامهی جان
دوشنبه 15 شهریورماه سال 1400 01:22
بس که شستیم به خوناب جگر جامهی جان نه از او تار به جا ماند و نه پود ای ساقی
-
میدوم سمتِ جهـانی که تـــویی...
دوشنبه 15 شهریورماه سال 1400 01:21
میدوم سمتِ جهـانی که تـــویی...
-
آنچه از همه دردناکتر است
دوشنبه 15 شهریورماه سال 1400 01:20
آنچه از همه دردناکتر است فقر و بیماری نیست، بیرحمی مردم نسبت به یکدیگر است!