-
با حروفِ بزرگ، د و س ت ت د ا ر م
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1400 01:40
با حروفِ بزرگ، د و س ت ت د ا ر م برای جبرانِِ تمامِ دوست نداشتن های دنیا من تو را با تشدیدی عمیقتر دوستّت دارم نگرانِ فاصله ها نباش محبوبم... چرا که با کشیده ترین ترین هجای ممکن دوووســ تت دارم . . . با علامتِ سوال؟ با علامتِ تعجب! با سه نقطه... پایانش را با هر چه میخواهی پر کن با نقطه اما، هرگز ریحانه نامجو
-
++
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1400 01:39
-
گاهی دلتنگی
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1400 01:39
گاهی دلتنگی لباس های کهنه ام را میپوشد ته مانده ی عطرت را میزند موهایش را به رسم دست هایت میبافد و می آید و می آید و می آید همینجا روبه رویم مینشیند و دو فنجان چای میریزد. ریحانه نامجو
-
بی آنکه بدانی دوستت دارم، زیستهام!
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1400 01:38
بی آنکه بدانی دوستت دارم، زیستهام! و این مرگ تدریجی نیست آیا؟ محمدرضانعمت پور
-
اسیر تو بودن آزادی ست
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1400 01:37
اسیر تو بودن آزادی ست حتی زیر اقیانوس های عمیق حتی با چشمان بسته بدون هیچ تنفس عمیق سهام الشعشاع
-
لبیک یا حسین
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1400 01:36
-
عشق تو را من اختراع کردم
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1400 01:35
عشق تو را من اختراع کردم تا در زیر باران بدون چتر نباشم! پیامهای دروغین از عشق تو برای خودم فرستادم! عشق تو را اختراع کردم چون کسی که در تاریکی تنها میخواند، تا نترسد! غادة السمان
-
چشم های آرام به ندرت دوست می دارند
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1400 01:34
چشم های آرام به ندرت دوست می دارند اما وقتی عاشق می شوند آذرخشی از آن ها بر می جهد هم چنانکه از گنج های طلا آنجا که اژدهایی از حریم عشق پاسداری می کند فریدریش نیچه
-
آدم بودن به اینه که..
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1400 00:40
-
خواستم باور کنم که میشود
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1400 00:38
خواستم باور کنم که میشود مردم اینجا را با حرف مداوا کنم اما آنها دردشان را دوست دارند و گویا به آن زخم احتیاج دارند تا هرشب با ناخنشان روی آن را بخراشند.
-
نگرانِ من نباش
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1400 00:37
نگرانِ من نباش مشغولِ فراموش کردنت هستم دارم به دوست نداشتنت فکر می کنم به اینکه چند روزی اگر با چشمهایم کاری نداشته باشی شاید بتوانم خودم را قطره قطره از تو خالی بکُنم دلواپس من نباش آنقدر بزرگ شده ام که بی آنکه در ازدحامِ آدمها دستم را بگیری ، گم نشوم آنقدر قد کشیده ام که بتوانم زمین را زیر پا بگذارم و سهمم را از...
-
ساکنین دلت را به دقت انتخاب کن،
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1400 00:30
ساکنین دلت را به دقت انتخاب کن، چرا که مالیات سکونتشان را کسی غیر از #تو نمی پردازد... #جبران_خلیل_جبران
-
+
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1400 00:23
-
خدا آسمان را تقسیم کرد
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1400 00:16
خدا آسمان را تقسیم کرد خورشید مال تو تو هم ماه من کیوان مهرگان
-
قشنگ ترین جای دنیا
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1400 00:14
-
از پیراهنت دستمالی میخواهم
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1400 00:13
از پیراهنت دستمالی میخواهم که زخم عمیقم را ببندم و از دهانت بوسهای که جهانم را تازه کنم... حسین منزوی
-
میزند حلقه زلف تو در غارت جان
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1400 00:09
میزند حلقه زلف تو در غارت جان نتوان با سر زلف تو به جانی در بست سلمان ساوجی
-
القصه پیِ شکست ما بسته صفی
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1400 00:00
القصه پیِ شکست ما بسته صفی مرگ از طرفی و زندگی از طرفی! ابوسعید ابوالخیر
-
دلم تنگ شده ! برای یک حادثه
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1400 00:33
دلم تنگ شده ! برای یک حادثه حادثه ای شبیه کوبیدن باران به پنجره شبیه باز شدن شکوفه ای در دل سنگ من دلم تنگ حادثه ایست حادثه ای شبیه آمدن تو ... نادر باقری
-
وفا
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1400 00:31
-
در سکوت این اتاق ...
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1400 00:31
در سکوت این اتاق ... فقط گیتار مرا می فهمد ... چرا که در پس نت های غمگینش ... راز های دل من پنهان است ... محمد شیرین زاده
-
یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1400 00:30
یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم به امید کرمت روی به راه آوردیم
-
شراب حلال
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1400 00:29
شیخی ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺧﺮ ﺍﺯ ﺩِﻫﯽ ﺑﻪ ﺩﻫﯽ ﺩﯾﮕﺮ سفر میکرد. ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺭﺍﻩ ﻋﺪﻩ ﺍﯼ ﺟﻮﺍن ﻣﺴﺖ ﺭﺍﻩ ﺑﺮ ﺍﻭ بستند. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺟﺎﻣﯽ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﻌﺎﺭﻑ کرد. شیخ ﺍﺳﺘﻐﻔﺮﺍﻟﻠﻪ گفت و ﺳﺮ ﺑﺎﺯ ﺯﺩ ﻭﻟﯽ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﺮﺩﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ. ﺑالاخرﻩ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺷﺮﺍﺏ ﺗﻌﺎﺭﻓﯽ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺭﺩ ﮐﺸﺘﻪ می شود. شیخ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻔﻆ ﺟﺎﻥ ﺭﺍﺿﯽ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﮐﺮﺍﻩ ﺟﺎﻡ ﮔﺮفت ﻭ ﺭﻭ...
-
وقتی که تو نیستی
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1400 00:28
وقتی که تو نیستی من حُزن هزار آسمانِ بیاردیبهشت را گریه میکنم فنجانی قهوه در سایههای پسین، عاشق شدن در دیماه مردن بهوقتِ شهریور وقتی که تو نیستی هزار کودک گمشده در نهان من لایلای مادرانه تو را میطلبند. سیدعلی صالحی
-
+
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1400 00:26
یارو نمیره نونوایی واسه مامانش نون بخره اونوقت نذر کرده اگه پاهای مامانش خوب شد پیاده بره کربلا آقا جون تو نزار مامانت بره خرید کربلا پیش کش
-
خدایاشکرت
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1400 00:24
-
درون سینه ام یاد تو باقی ست
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1400 00:23
درون سینه ام یاد تو باقی ست ای عشــق حتی اگر مرا از ریشه بخشکانی نیلوفرثانی
-
چای بی تو
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1400 00:22
چای بی تو سرد نمی شود! داغش روی دلم مینشیند
-
چایت را بنوش
یکشنبه 21 شهریورماه سال 1400 01:28
چایت را بنوش نگران فردا نباش از گندمزار من و تو مشتی کاه می ماند برای بادها...
-
مهمترین روزهای زندگی هر انسان دو روز است
یکشنبه 21 شهریورماه سال 1400 01:27
مهمترین روزهای زندگی هر انسان دو روز است روزی که به دنیا میآید و روزی که دلیلش را بفهمد مارک تواین