-
یکى هم بود
یکشنبه 2 آبانماه سال 1400 01:22
یکى هم بود که آفتاب را در موهایش پنهان میکرد تا سایهاش، آخرین شعر تاریکیها باشد... سیامک تقیزاده
-
[ هیج وقت نگویید ای کاش می شد..
یکشنبه 2 آبانماه سال 1400 01:21
[ هیج وقت نگویید ای کاش می شد.. زیرا کاش گفتن احساس حسرت میدهد وارتعاش حسرت نیز منفی است وشما را در شرایط حسرت قرار می دهد در عوض بگویید اگر بشود... زیرا اگر بشود امید وشور وشوق را به وجود می آورد.و ذهن ناخودآگاه را به حرکت وادار میکند.]
-
انعکاس ِسکوت ِمن
یکشنبه 2 آبانماه سال 1400 01:20
انعکاس ِسکوت ِمن وقتی تو را می بینم می شود "هزار دوسـتت دارم " نیلوفر ثانی
-
دلم می خواهد نیما بخوانم تو گوش کنی
یکشنبه 2 آبانماه سال 1400 01:19
دلم می خواهد نیما بخوانم تو گوش کنی فروغ بخوانم لبخند بزنی دیوان شمس بخوانم ادیبانه نگاهم کنی و گاهی بند کنم به غزل های منزوی تا در کلامت شیطنتی بچه گانه موج بزند و با بوسه ای غافلگیرم کنی من هنوز نگفته ام چه قدر به این عصرانه ها که با هم شعر می نوشیم از کلام هم دل خوش کرده ام عرفان یزدانی
-
عیدتون مبارک
یکشنبه 2 آبانماه سال 1400 01:18
-
دیوانه وار پشت سرت دویدم
شنبه 1 آبانماه سال 1400 00:53
دیوانه وار پشت سرت دویدم از پله ها پایین رفتم فریاد زدم : شوخی کردم ، باور کن از پیش من نرو لبخندی ترسناک چهره اش را پوشاند به سردی گفت : در باد نایست ، سرما میخوری. «آنا آخماتوا»
-
روز نو
شنبه 1 آبانماه سال 1400 00:53
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 1 آبانماه سال 1400 00:52
هرگز شب را باور نکرده ام چرا که در فراسوهای دهلیزش به امید دریچه ای دل بسته بودم. "احمد شاملو"
-
تو را به باران قول داده ام
شنبه 1 آبانماه سال 1400 00:51
تو را به باران قول داده ام و به شب پرسه های خیس... زیر نور ماه ! تو را به تنهایی ام تو را به دلم قول داده ام و می دانم تو آن قدر خوبی که روی عشق را زمین نمی اندازی ! سوسن_درفش
-
در من کسی باز یاد تو افتاد امشب!!!
شنبه 1 آبانماه سال 1400 00:51
در من کسی باز یاد تو افتاد امشب!!! "حسین_منزوی"
-
عاشق که نباشی،
شنبه 1 آبانماه سال 1400 00:50
عاشق که نباشی، پاییز، وصلهی ناجور فصلهاست... پاییز را باید عاشق بود، که این صبحهای ابری و سرد، بدون دوست داشتن کسی، نمیچسبد… که این غروبهای نارنجی و زرد، بدون خواستن و فکر کردن به کسی، نمیچسبد…. پاییز را باید عاشق بود، که اگر نباشی؛ بارانهای بیامان و خش خش برگها، دمار از روزگار تنهاییات در میآورند… که چای...
-
قهوهی هیچ کافهای ، تلختَر از ، جای خالیِ وجودت ،
شنبه 1 آبانماه سال 1400 00:49
قهوهی هیچ کافهای ، تلختَر از ، جای خالیِ وجودت ، روبرویِ نگاهم نیست تلخ شدم از نبودنی که ، هیچ اُمیدی ، به آمدنَش نیست... "مرجان_شریفی"
-
انتظار
شنبه 1 آبانماه سال 1400 00:49
-
این جهان با تو خوش است
شنبه 1 آبانماه سال 1400 00:48
-
من اینجا از نوازش نیز
شنبه 1 آبانماه سال 1400 00:47
من اینجا از نوازش نیز چون آزار ترسانم... اخوان ثالث
-
پاییز!
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:52
-
زندگی گاهی خندیدن است
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:50
زندگی گاهی خندیدن است به تمام جاده های .. بی پایان.. وقتی اکسیژن اطرافت تقسیم میشود بین یک یا چند نفر.. اری زندگی گاهی یک مستی ناب است مستی از سر شوق.. وقتی دوستانی هستند که خنده هاشان مزه شراب های هزار ساله میدهد اری زندگی بدون ترس طی کردن چند ۲۴ساعت به وقت ما زمینی ها کنار قدم های دوستانی از جنس ارامش است...
-
آرام باش! درست می شود.
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:47
آرام باش! درست می شود. نه هیچ شبی و نه هیچ زمستانی دائمی نیست. آفتاب می تابد ، شاخه ها جوانه میزنند و تمامِ شکوفه های در انتظار متولد خواهند شد. هیچ ابری تا همیشه در مقابلِ مهتاب نمی ایستد و هیچ ماهی تا همیشه در حصار نمیمانَد. نور ، سپاه سیاهی را میدرد حتی اگر به قدرِ روزنه ای باشد و بهار ؛ هزار هزار زمستان را سبز...
-
کاش میشد به خدا بگیم: خدایا کد 7600.
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:46
خلبان ها یه کدی دارن بنام 760 0 واسه وقتیه که دیگه نمیشه چیزی گفت، معنیش اینه که برج مراقبت من نمیتونم حرف بزنم ولی تو حواست بهم باشه، راهنماییم کن، کمکم کن. . . . . . کاش میشد به خدا بگیم: خدایا کد 7600.
-
بیم از حصار نیست
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:44
بیم از حصار نیست که هر قفل بسته را با دستهای روشن تو میتوان گشود... محمدرضا عبدالملکیان
-
پاییز، خون برگ ها را در انار کرده است،
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:43
پاییز، خون برگ ها را در انار کرده است، اما ریشه ها فرارِ شاخه اند، از دست باد، برگ ها میریزند و باور کن انارهای قرمز غمگین ترند، آنها خون برگ های عاشق تری را در خود دارند... نگین_رساء
-
آدمی ست دیگر
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:41
آدمی ست دیگر همیشه دلخوش چیزهایی می شود که هر چه بیشتر نزدیکش می شود بیشتر از دستش می دهد.
-
#همچو مهتاب .... که از خاطر شب میگذرد ...!
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:39
#همچو مهتاب .... که از خاطر شب میگذرد ...! #هر شب .... آهسته ز آفاق دلم میگذری .....!!!
-
مراقب کسی باش که دوستش داری
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:38
مراقب کسی باش که دوستش داری چرا که در های قلب همیشه باز نیست #جبران_خلیل_جبران
-
پاییز!
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:37
-
در عشق ، بعداً ... وجود ندارد !
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:36
در عشق ، بعداً ... وجود ندارد ! اگر در زمانش ، نَ توانستید ! دوست داشتن ... خودتان را ثابت کنید ، بهتر است بجای ! عشق ... دنبال کلمه دیگری باشید . مهدی_قاسمی_نسب
-
خودمان
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:35
-
خستهام
جمعه 30 مهرماه سال 1400 00:35
خستهام مثل در آغوش کسی جا نشدن سید_مهدی_موسوی
-
آمدی دلم برایت لک زده بود
پنجشنبه 29 مهرماه سال 1400 00:28
آمدی دلم برایت لک زده بود آن قدر که خود هم نمی دانستم آن قدر که خود هم نمی دانستی و چمدانت را باز کردی... نازنین چقدر درد برایم سوغات آورده ای!... و روزی که می روی به اندازه ی آتشی که درونم افروخته ای به سنگینی لحظه های آوار شده به بی شمار حرف های لکنت گرفته و بی زبان به حجم دردی که در رگ هایم جریان دارد عشق رهسپارت...
-
پول
پنجشنبه 29 مهرماه سال 1400 00:26