-
موهایت را که باز کردی
پنجشنبه 2 دیماه سال 1400 01:08
موهایت را که باز کردی فهمیدم یلدا هم شب کوتاهی ست برای دوست داشتن ات ... محمد_شیرین_زاده
-
زمستان
پنجشنبه 2 دیماه سال 1400 01:08
-
وسوسه شده ام
پنجشنبه 2 دیماه سال 1400 01:06
وسوسه شده ام دوباره سیب را گاز بزنم، می خواهم تبعیدی سیاره ای دیگر شویم ؛ من باشم و تو ... آریا ابراهیمی
-
عمری ست..،
پنجشنبه 2 دیماه سال 1400 00:53
عمری ست..، عشق از سر انگشتانت بر شعر من می چکد؛ آن همه غزل و رُباعی در دستان لطیف لب هایت مرا اسیر اوج نگاهت کرده و شاهرگ تو مثل تار موهایت روی شانه های تیغ غروبِ سُرخ شاهی می کند همچون حکم پادشاهِ خودپسند میان تمام طپش های قلب من! مرتضی سنجری
-
نه در نگاه اول،
پنجشنبه 2 دیماه سال 1400 00:51
نه در نگاه اول، بلکه عشق در آخرین نگاه است... زمانی که می خواهد از تو جدا شود آن گونه که به تو می نگرد به همان اندازه دوستت داشته است! | ناظم حکمت |
-
دلم روشن است هنوز
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 01:36
دلم روشن است هنوز فنجان های ردیف شده که دروغ نمی گویند تو می آیی ... خواب دیده ام بیا بیا و خرافه پرستم کن.... محمد سرداری
-
عشق را چگونه می شود نوشت ؟
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 01:34
عشق را چگونه می شود نوشت ؟ در گذر این لحظات پـُـر شتاب شبانه که به غفلت آن سوال بی جواب گذشت دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش می دادم که در آن دلی می خواند من تو را او را کسی را دوست می دارم صداها صداها گوش کن از زیر پنجره تابوت می برند نه ؟ حسین پناهی
-
آدم برفی
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 01:33
-
برف نگران ام نمی کند
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 01:32
برف نگران ام نمی کند حصار یخ رنج ام نمیدهد زیرا پایداری می کنم گاهی با شعر و گاهی هم با عشق که برای گرم شدن وسیله ای دیگری نیست جز آنکه دوستت بدارم نزار قبانی
-
باران که می بارد
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 01:32
باران که می بارد بوی خاطرات بلند می شود. و من میمانم و یک آلبوم خاک گرفته... از روزگار بودنت سید مجتبی رسول نژاد
-
زمستان
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 01:29
-
امروز به پایان میرسد
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 01:26
امروز به پایان میرسد از فردا برایم چیزی نگو من نمیگویم : فردا روز دیگریست فقط میگویم : تو روز دیگری هستی تو فردایی همان که باید به خاطرش زنده بمانم جبران خلیل جبران
-
شب تان آرام با یاد شهدا
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 01:21
-
پاییز تمام شد
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 01:11
پاییز تمام شد صندوق زرد رنگ بی خبر از تو دل باز نشد از آخرین دلتنگی راستی پلاک خانه مان عوض شده کوچه ،خیابان ،خیابان ،اتوبان نامه را به این آدرس بفرست تهران قدیم ، آغاز فصل سرد ، بن بست فروغ پلاک تنهایی بابک وفائی
-
نه دوبارهای دارم
چهارشنبه 1 دیماه سال 1400 01:08
نه دوبارهای دارم نه همیشهای مردی فقیر در اشتیاق دوست داشتن نمیدانم کیستی اما دوستت دارم من هرگز ندارم زان رو که متفاوت بودهام و به نام عشق همیشه در تغییر اعلام خلوص میکنم دوستت دارم و خوشبختی را به روی لبهای تو میبوسم اکنون ، بیا هیزم جمع کنیم و آتش را در کوهستان به نظاره بنشینیم پابلو نرودا
-
در انتظار بهار
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 00:29
-
بی گمان با تو که باشم غزلم رویاییست
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 00:26
بی گمان با تو که باشم غزلم رویاییست خانهی سرد دلم با تو پر از زیباییست باش تا عشق تو آرام کند قلب مرا بی تو و عطر تو تقدیر دلم رسواییست تو چه کردی که به یکباره جنون میگیرم؟ در سرم بار دگر حادثهی شیداییست باز با عطر تنت دار و ندارم شدهای تو نباشی به خدا سهم دلم تنهاییست با تو عمریست که احساس عجیبی دارم حال و...
-
دیدم که در زَوال عشق
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 00:25
دیدم که در زَوال عشق او از مقابل چشمان من میگذرد و من میمانم و حسرت یک عمر عاشقی کردن.... عاطفه جعفری
-
دیگران را می بخشم..
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 00:24
-
بیا تا برایت عطر خوش زندگی را آسیاب کنم
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 00:23
بیا تا برایت عطر خوش زندگی را آسیاب کنم مثل قدیم ها؛ دانه دانه دغدغه هایت را به من بِسِپار چنان دانه دانه اش را مثل قهوه در آسیاب محبت می سایم تا تمام زندگی ات را عطر خوش قهوه پُر کند تا نفس عمیقی بکشی، بخندی،حال دلم تازه شود... درنا مقدم
-
در این دنیای پر فریب
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 00:21
در این دنیای پر فریب که صحرایی است خشک برای عشاقِ شیشه ای! لیلیِ واقعیت و مجنونِ حقیقت به هم آمیختند اما هرگز به وصالِ معرفت نرسیدند! عبدالمجیدحیاتی
-
آرامش
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 00:20
-
ای خالق هستی ... بی نهایت ... دوست دارم ...
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 00:20
ای سرآغاز عشق به سخاوت گل ها سوگند من ... تو را دوست دارم سوگند به محبت شقایق که تو را دوست دارم به دلتنگی غروب سوگند به سرخی روی خورشید سوگند من، تو را دوست دارم سوگند به استواری کوه ها و سوگند به درماندگی عاشقان سوگند به آشنایی دو دوست و سوگند به نغمه های عاشقان من، تو را دوست دارم سوگند به شکوفه اشک عارف و سوگند به...
-
شده دلتنگ صدایی بشوی
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 00:19
شده دلتنگ صدایی بشوی هی دلت گوش شود ثانیه ها کوک شود تپش قلب تو ناجور شود وجهان پیش چشمان تو ناجور شود من در این حالتم اکنون ودلم می خواهد یک صدایی در گوشم گوید هیس.. آرام با تو هستم اینجا... سمیراخدابخشی
-
عمرتان100شب یلدا
سهشنبه 30 آذرماه سال 1400 00:17
-
قلب ما هنگام وصل از التهاب افتاده است
دوشنبه 29 آذرماه سال 1400 00:56
قلب ما هنگام وصل از التهاب افتاده است رود چون دریا شود از پیچ و تاب افتاده است در پی حل معمای نگاهت نیستم قفل این میخانه در جام شراب افتاده است احسان افشاری
-
پاییز
دوشنبه 29 آذرماه سال 1400 00:55
-
کافیست روزی هزاربار
دوشنبه 29 آذرماه سال 1400 00:55
کافیست روزی هزاربار لبها و دندانهایت را در آینه امتحان کنی و خودت تشخیص دهی کدام شکلک است و کدام خنده، و یادت باشد پدرت چگونه هرشب خندههای مصنوعیاش را در لیوان آب خیس میکرد تا صبحها لبخند تازهتری به ادارهاش ببرد اینروزها در آینه لبخند میزنم، پاورچینپاورچین از خانه بیرون میروم و مراقبم چیزی از دهانم نیفتد....
-
همیشه طرز نگاهت شعر مرا شکنجه می داد
دوشنبه 29 آذرماه سال 1400 00:53
همیشه طرز نگاهت شعر مرا شکنجه می داد زیر پوست لبخندت، هنوز هم در خیال آشفته ام نفس می کشم عطر رُز موهایت را نباشی حبس می شوند تمام قافیه ها پشت میله های زندان شب در سرزمین بی هموطن واژه ها! مرتضی سنجری
-
یا رب
دوشنبه 29 آذرماه سال 1400 00:53