-
گاهی دلم..
سهشنبه 5 بهمنماه سال 1400 00:57
-
کمی حال خوب
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 01:47
-
زندگی دویدن در پی قاصدکی
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 01:46
زندگی دویدن در پی قاصدکی بادباکی یا شاپرکی است فقط ان که قاصدک همان تکه نان است بادبادک همان تکه نان است شاپرک همان تکه نان است امیرعلی_قربانی
-
بیچاره باد
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 01:45
-
خسته تر از
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 01:44
خسته تر از کاغذ مچاله شده ای هستم در آغوش نسیم که وزن شعر نگاهت را به دوش می کشد، انگار..؛ انگشتان سیاه و پینه بسته ی زمستان تحصن کرده اند لا به لای زُلف پریشانِ سپیدِ مترسک سوخته ی گندمزار! مرتضی سنجری
-
همه چیز با عشق غیر طبیعی شد !
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 01:43
همه چیز با عشق غیر طبیعی شد ! به دنبال تو میگردم ! ولی آخرین روزی که تو را ندیده ام به خاطر نمی آورم! نادر داوری
-
هوایت که می کنم
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 01:39
هوایت که می کنم به باران می زنم و با دست های خالی ای که درجیب هایم گم می کنم دور از چشم فاصله ها شانه به شانهٔ قطره ها تو را گریه می کنم و از راهِ تنهائی به خانه بر می گردم به چاردیواریِ اسم تو پرویز صادقی
-
قطارها همیشه وسوسه انگیزند،
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 01:38
قطارها همیشه وسوسه انگیزند، یعنی همیشه جایی بهتر از اینجا وجود دارد... رسول یونان
-
سلام الهه ی گیسو به باد داده ی من
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 01:38
چراغ روشن چشمت امام زاده ی من تو شرح حال خودت را بگو ! مرا ول کن غم است و شعر و شب اعضای خانواده ی من دعای هر شبه ام عاقبت به خیرم کرد که سمت خانه ات افتاده راهِ جاده ی من لبالب از توام آغوش مهربانت کو؟ که بی گدار نریزد زمین زیاده ی من توانِ دلبری از قلب آهنینت نیست اگرچه خُرد کند کوه را اراده ی من مگر تو کاشته ای تاک...
-
لاله دیدم روی زیبای توام آمد بیاد
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 01:32
لاله دیدم روی زیبای توام آمد بیاد شعله دیدم سرکشی های توام آمد بیاد سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند روی و موی مجلس آرای توام آمد بیاد بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم لرزش زلف سمنسای توام آمد بیاد در چمن پروانه ای آمد ولی ننشسته رفت با حریفان قهر بیجای توام آمد بیاد از بر صید افکنی آهوی سرمستی رمید اجتناب رغبت افزای...
-
دور باد..
دوشنبه 4 بهمنماه سال 1400 01:30
-
شمعدانی کنار پنجره
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 01:03
شمعدانی کنار پنجره زبان نور را بهتر می فهمد که اینگونه زیبا از درون می شکفد سحر_عزیزمحمدی
-
گاهی
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 01:02
-
از یادم نمیرود
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 01:00
از یادم نمیرود وقتی این همه از شانهی باد پرواز به خیالم میرسید و در عبور هر ابری باران به بدرقهی نگاهم میآمد آسمان هر بار قرارش را با چشمهایم تمدید میکند تا من از فراز هر رویا به عاشقانههایم برگردم سیده مریم وهابی
-
همیشه تقصیر حوا نیست !
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 00:58
می چینم تمام آن سیب ها را و می بلعم تمام خاطرات بَدت را آدم ! "تو" فقط بیا تا دوباره به آن باغ برویم من زمین را هَوَس کرده ام گویی که عشق را باردار شده ام . . . همیشه تقصیر حوا نیست ! ما از آدم هم "غافل" شده ایم اشکان صامت
-
بارها برایم پیش آمده ،
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 00:57
بارها برایم پیش آمده ، آنقدر زیاد که دیگر حسابش از دستم در رفته است . بارها شده است زیر یک عکس تکنفره ،زیر یک نوشته ،زیر یک دردودل زیر یک عکس چنده نفره ، زیر یک عصیان ، زیر یک لطیفه و .. دلم میخواسته کامنت بگذارم ، دلم میخواسته در موردش حرف بزنم دلم میخواسته بنویسم فلانی جان این عکست چقدر خوب است ، اصلا چقدر خنده به...
-
عیدتون مبارک
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 00:55
-
یه جای دنج
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 00:54
+گاهی وجودآدم آنقدر لبریز میشه دوست داره ساعت ها فقط به حال خودش و روزگار گریه کنه:( دست مون رو بگیر یا حسین(ع)
-
ما را تو با گرفتن جان امتحان نکن
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 00:52
ما را تو با گرفتن جان امتحان نکن از جان خود عزیزتری داشتیم..رفت... سیدمهدی_ابوالقاسمی
-
زمستان
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 00:50
+سرمای وحشتناکی بود این چندروز..:((
-
پشت شعرهای کوچک من
یکشنبه 3 بهمنماه سال 1400 00:44
پشت شعرهای کوچک من دنیای بزرگیست پر از تو... فروغ_گودرزی
-
زندگی
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 01:27
-
می روی که خوشبخت شوی
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 01:26
می روی که خوشبخت شوی و من حال کودکی را دارم که نخ بادبادکش پاره شده... مانده برای اوج گرفتنش ذوق کند یا برای از دست دادنش گریه...! "محسن حسینخانی"
-
:))))
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 01:25
-
از تمام نداشته ها می توانی به من فکر کنی
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 01:24
از تمام نداشته ها می توانی به من فکر کنی چگونه دستم را می گیری؟ چگونه آغوشت را را برویم می گشایی؟ چگونه سرت را به سینه ام می فشاری؟ مرا دوست تر بدار... انگار که همین حالا از دستت خواهم رفت آبا عابدین
-
حال خوب
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 01:23
-
خوب کردی وقت رفتن آمدی دیدی مرا
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 01:21
خوب کردی وقت رفتن آمدی دیدی مرا گر نمی دیدی مرا دیگر نمی دیدی مرا...! "هلالی جغتایی"
-
دلم تظاهر می کنم خوبم
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 01:18
دلم تظاهر می کنم خوبم اما دلم واسه تو بی تابه نگاه نکن میگم و می خندم آرامشم با قرص اعصابه لیدا رشیدی
-
همچون انار
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 01:17
همچون انار خون دل از خویش می خوریم غم پروریم حوصله ی شرح قصه نیست .. فاضل_نظری
-
:((
شنبه 2 بهمنماه سال 1400 01:16