-
زندگی کردم
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1400 00:44
-
کسی چه میداند؟
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1400 00:43
کسی چه میداند؟ اصلا مقصودتان چیست که آدم آخرش میمیرد؟ شاید انسان صد حس داشته باشد که در موقع مرگ، فقط پنج حس آشنا و معروفش از بین برود و نود و پنج حس دیگرش زنده بماند... سیمین دانشور
-
بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدی
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1400 00:34
بی قرارت چو شدم رفتی و یارم نشدی شادی خاطر اندوه گزارم نشدی تا ز دامان شبم صبح قیامت ندمید با که گویم که چراغ شب تارم نشدی صدف خالی افتاده به ساحل بودم چون گهر زینت آغوش و کنارم نشدی بوته ی خار کویرم همه تن دست نیاز برق سوزان شو اگر ابر بهارم نشدی از جنون بایدم امروز گشایش طلبید که تو ای عقل به جز مشکل کارم نشدی...
-
قصّه ی دلتنگی شب های سرد من
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1400 00:08
قصّه ی دلتنگی شب های سرد من تیتر اول روزنامه های صبح فردا شده بود از همان روز که تو رفتی و خبر نبودنت در شهر قلبم پیچید؛ آه..، نمی دانم چرا چشمانت واژه های مرا بایکوت کردند؟ که در هوایِ ساکتِ زمستان سرد دیگر برف هم بند آمده بود و سکوت لب های خشکیده اَم را قطره های اشک نگاهم همچون شعر می فهمید! مرتضی سنجری
-
وقتی تو باشی
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1400 00:03
-
حجاب
شنبه 21 اسفندماه سال 1400 00:21
-
بی خواب کوچه گردی و بدخوابی ام نباش
شنبه 21 اسفندماه سال 1400 00:18
بی خواب کوچه گردی و بدخوابی ام نباش دلشوره های هرشبم از روی عادتند هی کوچه...کوچه...کوچه...به پایان نمی رسم شب های سرد و ابری من بی نهایتند ...! | اصغر معاذی |
-
عـکـسـها را میتوانم پـــاره کنم
شنبه 21 اسفندماه سال 1400 00:17
عـکـسـها را میتوانم پـــاره کنم شــعـرها را میتوانم دور بریـزم چه کنم با خـیابانهایی که در آن قـــدم زدهایـم؟ حمیدرضا_شکارسری
-
حضرت ماه ...
شنبه 21 اسفندماه سال 1400 00:16
پائولو: حضرت ماه ... ماریا: بله پائولو: من چه روزی عاشقت شدم؟ ماریا: فکر میکنم زمستون سه سال پیش پائولو: نه بهار بود.. ماریا: نه عزیزم زمستون بود! پائولو: نه من یادمه بهار بود.. بهار بود، بعدش بهار بود، بعد بهار، بعد بازم بهار بود، هی بهار بود...
-
عشق آتشی ست
شنبه 21 اسفندماه سال 1400 00:15
عشق آتشی ست با شعله های داغ تانسوزاند آرام نمیگیرد فاطمه_رضانژاد
-
و تو هر جا و هر کجای جهان که باشی
شنبه 21 اسفندماه سال 1400 00:11
و تو هر جا و هر کجای جهان که باشی باز به رویاهای من بازخواهی گشت تو مرا ربوده٬ مرا کشته مرا به خاکستر خواب ها نشانده ای هم از این روست که هر شب تا سپیده دم بیدارم عشق همین است در سرزمین من من کشنده ی خواب های خویش را دوست می دارم... سید_علی_صالحی
-
حال خوب
شنبه 21 اسفندماه سال 1400 00:10
-
باران آمد
جمعه 20 اسفندماه سال 1400 00:23
باران آمد مناره آبی نرده ها آبی سطر پوشالی عادت را آذین می کند جای پای کلاغان روی درخت سوزنی آن وقت نیلوفر در مرداب متن ریشه می دواند طاهره_احمدی
-
مثل هر شب
جمعه 20 اسفندماه سال 1400 00:22
-
بیدارم نکنید
جمعه 20 اسفندماه سال 1400 00:22
بیدارم نکنید در من گهوارهایست که آبستن خوابهای پریشان است افسانه_عابد
-
اگر تو نباشی
جمعه 20 اسفندماه سال 1400 00:21
اگر تو نباشی یکروز همه چیز سرد و خسته میشود حتی خورشید قطب جنوب از انگشتی کوچک وارد میشود و ناامیدی پا روی آتشی که در جانِ من انداخته بودی میگذارد خندهای که برای تو کنار گذاشته بودمش را یخبندان میبلعد و جهان در جغرافیایِ ناچیزِ من تمام میشود میبینی چه ساده نسل یک مرد منقرض میشود اگر تو نباشی ((کامران فریدی))
-
تـنـهـایی بـد نـیـسـت
جمعه 20 اسفندماه سال 1400 00:20
تـنـهـایی بـد نـیـسـت گـاه گـاهی بـرای ایـن کـه بـدانـی بـا خـودت، چــنـد چـنـدی " مریم ... شیرین ناز"
-
بهار
جمعه 20 اسفندماه سال 1400 00:19
-
برای دیدن تو
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1400 01:14
برای دیدن تو اگر رود بودم، بر میگشتم اگر کوه بودم، میدویدم اگر باد بودم، میایستادم اما انسانم و بارها برای دیدنت برگشته دویده ایستادهام ((حسن آذری))
-
به مزایده بِگُذار ؛
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1400 01:13
به مزایده بِگُذار ؛ شبهای "بی من بودن" را و نرخش را فراتر از "فنا گشتن" تعیین نما تا مَحَک خورَد ؛ عیارِ عشقِ پروانە ...! سید مادێح کۆنەپۆشی
-
خانه خیالاتی شده ست
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1400 01:12
-
جاریست رود نرم آفتاب
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1400 01:11
جاریست رود نرم آفتاب و ضمیمهی آسمان قیقاج لکهای ابر از اندوه دیاری ناکجا طبیعتِ قطرههای شبنم فریاد میکشد فنای هر سپیدهدم را و مرگ روز آنجا که غروب خنجر سایههای صبح برگرفته از دست اشیاء را به پشتشان فرو مینشاند! حسین صداقتی
-
سر به سر شعرهایم بگذار
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1400 01:09
سر به سر شعرهایم بگذار کمی مرا لوس کن ببین آنوقت قافیه ها با عشق تو جور می شوند . شوکا صبور
-
فتاده ام از پا
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1400 00:23
-
مثل نسیم بهار
چهارشنبه 18 اسفندماه سال 1400 00:25
-
من..
چهارشنبه 18 اسفندماه سال 1400 00:24
-
من از جهانی که
چهارشنبه 18 اسفندماه سال 1400 00:22
من از جهانی که جای خالی زنده هایش هم به اندازه ی جای خالی مردگان عمیق است می ترسم... ((رویا شاه حسین زاده))
-
بهار
چهارشنبه 18 اسفندماه سال 1400 00:19
-
کاش من بازیگری بودم
چهارشنبه 18 اسفندماه سال 1400 00:18
کاش من بازیگری بودم و نقشم بوسه ای ، بی محابا بوسه را روی لبت می کاشتم! شوکا صبور
-
عیدتون مبارک
سهشنبه 17 اسفندماه سال 1400 01:28