-
حیات وحش
جمعه 5 فروردینماه سال 1401 00:45
-
می شود دستت را بگیرم
جمعه 5 فروردینماه سال 1401 00:40
می شود دستت را بگیرم و با وعده ی بهشت رنج هایت را به جان بخرم؟ من از چشم هایت اشک شوق می خواهم از لب هایت لبخند_بهاری دوست داشتنت در سینه ی من داستان ادامه داری ست که خدا را به شگفتی وا داشته. روشنک_آرامش
-
نوروزتان مبارک
جمعه 5 فروردینماه سال 1401 00:39
-
عیدِ من آن روز که نوروز شود
پنجشنبه 4 فروردینماه سال 1401 01:03
عیدِ من آن روز که نوروز شود پیش من آیی و شبم روز شود بهمن نوری قاضی کند
-
عیدتون مبارک
پنجشنبه 4 فروردینماه سال 1401 01:02
-
در محضر دوست
پنجشنبه 4 فروردینماه سال 1401 01:00
در محضر دوست رندی غلط ست پیشکشی نیست جز دل بارانزدهای خاطرخواه.. نیلوفر_ثانی
-
من هرشب تا صبح بیدارم
پنجشنبه 4 فروردینماه سال 1401 01:00
قهوه چشمانت شیرینی نگاهت دیگر چیزی نمی خواهم من هرشب تا صبح بیدارم شعر میگویم خیال می بافم. ((فهیمه اسعدی))
-
ماهی قرمز تنگ بلورم
پنجشنبه 4 فروردینماه سال 1401 00:59
-
ﮔﻔﺖ: ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﮐﺠﺎ ﻻﯾﻖ ﺑُﻮَﺩ؟ ﮔﻔﺘﻢ: به دل
چهارشنبه 3 فروردینماه سال 1401 01:00
ﮔﻔﺖ: ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﮐﺠﺎ ﻻﯾﻖ ﺑُﻮَﺩ؟ ﮔﻔﺘﻢ: به دل ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ ﺟﺰ اﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﺩﮔﺮ، ﮔﻔﺘﻢ: به چَشم... هلالی جغتایی
-
سال نو مبارک
چهارشنبه 3 فروردینماه سال 1401 00:55
-
نقش یک خنده پر رونق را، برلبم می بینی
چهارشنبه 3 فروردینماه سال 1401 00:54
نقش یک خنده پر رونق را، برلبم می بینی جان من راست بگو از چه سبب کوه اندوه مرا، تو ندیدی هرگز؟ دیگر امروز چه سود، به تو اندیشیدن تو که رفتی ای کاش، همه خاطره هایت را نیز با خودت می بردی وای ای خاطره ها ای شیاطین عذاب آور شب که سپردید مرا در غم و تنهایی و تب بگذارید فراموش کنم قصه هرچه که بود قصه هر چه که رفت و دگر باز...
-
درخت شَوَم
چهارشنبه 3 فروردینماه سال 1401 00:53
درخت شَوَم بهار میشَوی بر تَنم شکوفه زَنی؟ مرجان_پورشریفی
-
نوروزتان مبارک
چهارشنبه 3 فروردینماه سال 1401 00:52
-
حسّ و حال همیشه دلتنگم
سهشنبه 2 فروردینماه سال 1401 01:11
حسّ و حال همیشه دلتنگم در بهاری کنارِ پاییز است بیحساب و کتاب پیدا هست، خانه از گرد عشق لبریز است فاطمه خجسته
-
یکی باید باشد
سهشنبه 2 فروردینماه سال 1401 01:10
-
دیوانه جان! دیوانه ات را دوست میداری؟
سهشنبه 2 فروردینماه سال 1401 01:09
دیوانه جان! دیوانه ات را دوست میداری؟ این خانه ای ویرانه ات را دوست میداری؟ ای نقل مجلس، ای شراب، ای شمع شب هایم آیا تو هم پروانه ات را دوست میداری؟ آغوش من یک لانه ای هرچند تکراریست گنجشککم این لانه ات را دوست میداری؟ از تو شراب و از من خسته چه می سازند؟! انگور سرخم، دانه ات را دوست میداری؟ بیگانه ام از خویش و تو...
-
به اقتدارِ یک غنچه
سهشنبه 2 فروردینماه سال 1401 01:07
به اقتدارِ یک غنچه در فصل شکفتن عزمم راسخ است برای از بهار گفتن! فرشته سنگیان
-
بهار
سهشنبه 2 فروردینماه سال 1401 01:05
-
تا بهار راهی نمانده
دوشنبه 1 فروردینماه سال 1401 01:27
تا بهار راهی نمانده جان به جانت زدم و نوشیدم امانم دهید تا مست شوم مسعود_کیمیایی
-
سال نو مبارک
دوشنبه 1 فروردینماه سال 1401 01:26
-
پا به پای بهار بیا
دوشنبه 1 فروردینماه سال 1401 01:25
پا به پای بهار بیا که زندگی بوی تازگی بدهد و از گوشهِ گوشه اش شکوفه ها بشکفد از آمدنت تو بیایی تازه این فصل معنا خواهد گرفت... مژگان_بوربور
-
نوروزتان مبارک
دوشنبه 1 فروردینماه سال 1401 01:25
-
دلم می خواهد
دوشنبه 1 فروردینماه سال 1401 01:25
دلم می خواهد زنگ بزنم و بگویم اسیر لحظه هایی سرد و طولانی شده ام. بگویم روز و شب ندارد، من پر از خالی ام. پر از خالی .... پر از خالی .... نیکی فیروزکوهی
-
دنیا را حبس کرده ای
یکشنبه 29 اسفندماه سال 1400 03:24
دنیا را حبس کرده ای زیر پلک های کبود و پشت خاکریز نگاه دنباله دارت؛ عزیز من تو چه می دانی؟ چگونه روزگارم را مثل رنگ چشمانت سیاه کرده ای که هرشب در برابر هجوم آتشِ مژگانت میان آغوشِ گُل های اقاقیِ پیراهن اَت واژه های شعر من همچون سربازان اسیر خلع سلاح می شدند! مرتضی سنجری
-
سال نو مبارک
یکشنبه 29 اسفندماه سال 1400 03:23
-
اما بهار میشود.
یکشنبه 29 اسفندماه سال 1400 03:22
یار هی یار، یار! این جا اگر چه گاه گل به زمستانِ خسته خار میشود، این جا اگر چه روز گاه چون شب تار میشود، اما بهار میشود. من دیدهام که میگویم! +سیدعلی صالحی
-
بهار
یکشنبه 29 اسفندماه سال 1400 03:05
-
بی آنکه بوی تو را بشنوم
یکشنبه 29 اسفندماه سال 1400 03:04
بی آنکه بوی تو را بشنوم ریشههای سیاهم در تاریکی بیدار میشوند فریاد میزنند: بهار، بهار... شاخههای درختم من! به آمدنت معتادم... شمس لنگرودی
-
تنیده پیچکی بر پیچ تنم
شنبه 28 اسفندماه سال 1400 02:21
تنیده پیچکی بر پیچ تنم به هرم نفس هات صدا بزن گل اسمم را تا شوم بی تاب اصوات فرشته_پورمیرزایی
-
تو را باید کمی بیشتر دوست داشت
شنبه 28 اسفندماه سال 1400 02:20
تو را باید کمی بیشتر دوست داشت کمی بیشتر از یک همراه کمی بیشتر از یک همسفر کمی بیشتر از یک آشنای ناشناس! تو را باید... اندازه تمام دلشورههایت اندازه اعتماد کردنت تو را باید با تمام حرفهایی که در چشمانت موج میزند با تمام رازهایی که در سینه داری دوست داشت. علی_سلطانی