-
بهار
شنبه 28 اسفندماه سال 1400 02:20
-
ﻋﺸــﻖ ﺗــﻮ
شنبه 28 اسفندماه سال 1400 02:17
ﻋﺸــﻖ ﺗــﻮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﺨﺸﯿﺪ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺳﺎﻋﺖ ﻭ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ و ﻣﺎﻩ ﻭ ﯾﮏ ﻓﺼﻞ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﺍﺭﺩ. شیرکو_بیکس
-
مهربانی
شنبه 28 اسفندماه سال 1400 02:17
-
هر مریضی که طبیبش تو شکرلب باشی
جمعه 27 اسفندماه سال 1400 05:21
هر مریضی که طبیبش تو شکرلب باشی بهر آن است که بهتر نشود احوالش ((فروغی بسطامی))
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 27 اسفندماه سال 1400 05:18
-
کسی تلفن زده است اینجا
جمعه 27 اسفندماه سال 1400 05:18
کسی تلفن زده است اینجا و زنگ آنقدر لرزانده است هوا را که شانههای سکوت از نفرت لرزیده است. منوچهر آتشی
-
انتظار
جمعه 27 اسفندماه سال 1400 05:16
-
می دویدیم و خوشحال بودیم
جمعه 27 اسفندماه سال 1400 05:15
می دویدیم و خوشحال بودیم با نفس های صبحی طربناک نغمه های طرب می سرودیم نه غمِ روزگارِ جدایی... ((نیما یوشیج))
-
تو بهارم باش
جمعه 27 اسفندماه سال 1400 05:15
-
در پوست خود نمی گنجید
پنجشنبه 26 اسفندماه سال 1400 02:06
در پوست خود نمی گنجید لاک پشتی که سرک کشیده بود در معاشقه ی قوها سید جواد جزایری
-
گاهی دلمان
پنجشنبه 26 اسفندماه سال 1400 02:04
-
برف میبارد امشب از آسمان
پنجشنبه 26 اسفندماه سال 1400 02:02
برف میبارد امشب از آسمان برف و سرما امشب مهمانه خانه ی ماست صبح بیدار میشوی میبینی که زمین سفید پوش شده دانه های بلوری برف از پشت شیشه چه زیباست برف میبارد خاطرات کودکی دوباره برایم زنده میشود برف بازی و شادی بخاطری تعطیلی فدای مدرسه برف میبارد آرام آرام در شبِ برفی عجب سکوتیست حاکم در خانه برف میبارد آرام آرام...
-
آمین
پنجشنبه 26 اسفندماه سال 1400 02:01
-
تصور کرده بودم عشق یعنی یک نگاه
پنجشنبه 26 اسفندماه سال 1400 02:01
تصور کرده بودم عشق یعنی یک نگاه سرزمین دهشت دل بود این حال و هوا تصور کرده بودم عشق را فهمیده ام خود ندانستم که این دردیست جانکاه تصور کرده بودم تو را از یاد خواهم برد نشد تصویر لبخندت دور از این چشمها خودم را بر مدار بی خیالی محو می کردم ولی قلبم پر از پرواز و جسم مردهام اینجا خیالی خام را می پروراندم که دل خواهم...
-
آدما رو..
چهارشنبه 25 اسفندماه سال 1400 04:12
-
آیا این شب است
چهارشنبه 25 اسفندماه سال 1400 04:11
آیا این شب است که باعث میشود به تو فکر کنم؟ یا من هستم که برای فکر کردن به تو انتظار شب را میکشم؟ ازدمیر آصف
-
منتظر صاعقه ام
چهارشنبه 25 اسفندماه سال 1400 04:09
منتظر صاعقه ام شبیه باران در هوای ابری بگو دوستم داری می خواهم تا نهایت عشق ببارم ... ((محمد شیرین زاده))
-
پیکر شعرهایم را ورق می زنم
چهارشنبه 25 اسفندماه سال 1400 04:08
پیکر شعرهایم را ورق می زنم که جای خراش قلم را پلک های ابریشم گونه اَت درمان می کند، آه..، تو نمی دانی؟ چه روزگاری بر من گذشت که با عطر شقایق زُلف پریشانت عاشق شعر و موج موهایت شدم، نه کاوه ام نه آهنگر اما سالهاست..، چشمانت همچون خشم ضحاک تنور آتش دلم را می خروشد، انگار..، کمان اَبروهای هلالی اَت عصیان تند نگاهت را...
-
اعتماد
چهارشنبه 25 اسفندماه سال 1400 04:05
-
من در بستر رویا تو
سهشنبه 24 اسفندماه سال 1400 04:04
من در بستر رویا تو حتی گرسنه هم به خواب زمستان خواهم رفت فخرالدین مرادی کیا
-
#مثنوی_ماه
سهشنبه 24 اسفندماه سال 1400 04:03
#مثنوی_ماه
-
خدایاشکرت
سهشنبه 24 اسفندماه سال 1400 04:02
-
دختری که چشمانش را میبندد
سهشنبه 24 اسفندماه سال 1400 04:01
دختری که چشمانش را میبندد انگشتان ظریف اش روی سینه گره می اندازد میان دم و باز دم هایش لبخند میزند شیرین عقل نیست او فقط... در آغوش کشیدنت را تمرین میکند! علی سلطانی
-
از نبودنت دلگیر نیستم.
سهشنبه 24 اسفندماه سال 1400 03:51
-
کاش نیش وکنایه چون پند و نصیحت بی اثر بود
دوشنبه 23 اسفندماه سال 1400 01:55
کاش نیش وکنایه چون پند و نصیحت بی اثر بود و جان از تلخ کینه بی خبربود درآن وادی که عقل فرمانرواست تدبیر توطئه در به در بود آسانی نیست درمملکت عشق کاش دل از سنگ سنگ تر بود. پرشنگ بابایی
-
خودتون باشید اگه..
دوشنبه 23 اسفندماه سال 1400 01:54
-
دیوار خانه ی تو اگر کوتاه تر بود
دوشنبه 23 اسفندماه سال 1400 01:53
دیوار خانه ی تو اگر کوتاه تر بود دزد می شدم می آمدم پاورچین پاورچین کفش هایت را تمیز می کردم اتاقت را رفت و روب لباس هایت را جا به جا صبحانه ات را آماده ... بعد دست هایت را غرق بوسه می کردم و به جای همه ی دزد های مجنون نشانی ام را می گذاشتم و می رفتم من اگر دزد بودم آه دیوار خانه ی تو اگر کوتاه تر بود مسعود امینی
-
خوشبختی
دوشنبه 23 اسفندماه سال 1400 01:51
-
روزنامه وقتی مچاله می شود
دوشنبه 23 اسفندماه سال 1400 01:51
روزنامه وقتی مچاله می شود شیشه ای تمیز خواهد شد در انتهای سال تبریک و تسلیت حوادث و اخبار در هم فرو می روند، کسی آیا از آن گمشده که آگهی شده بود خبر دارد ؟! | الینا نریمان |
-
مراعات النظیری شد میان چشم وابرویت
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1400 02:32
مراعات النظیری شد میان چشم وابرویت شراب کهنه میخواهم از آن لبخند جادویت توخوب مطلقی، قلبت پراز اعجاز روییدن تمام حس و حال من ،فدای خُلق نیکویت بیا تا واژه های من هوای تازه ای گیرد که هردم می تَراوَد از شب احساسِ من بویت "چه گفتی موقع رفتن،شقایق زار میگرید” شده پژمرده و تنها نشسته بر سر کویت بیابنشین که من حرفِ...