-
هر بار که نبضم میزند
یکشنبه 1 خردادماه سال 1401 00:10
هر بار که نبضم میزند جریانی از بودنِ تو در من جاری میشود، دنیایم تکرار خوشایند توست. آری، تو در من جریان داری. فاطمه جاهد
-
ما ترانه باران را خواندیم
یکشنبه 1 خردادماه سال 1401 00:08
ما ترانه باران را خواندیم و عاشق شدیم دستهایمان به هم گره خورد رقص برگهای طلایی را دیدیم و با هم قدم زدیم سایه های کشیده درختان زیر پاهایمان و فانوس های روشن بالای سرمان باران خیسمان کرد و ما نفهمیدیم پاییز جانم !!! نسترن دانش پژوه
-
خوشبختی
یکشنبه 1 خردادماه سال 1401 00:06
-
باز زخمه ای دل را به زخمی تازه مهمان کن
یکشنبه 1 خردادماه سال 1401 00:05
باز زخمه ای دل را به زخمی تازه مهمان کن در آستینت، آلتِ قتاله پنهان کن کافر به عشقت می شوم نامهربان آخر با بوسه ای اما دلم را غرق ایمان کن لعنت به دلتنگیِ عصرِ جمعهها، لعنت یک دَم بیا، این غصه را بامهر درمان کن مثل کویری در تبِ عشقِ تو سوزانم من را صدا با لهجهٔ زیبای باران کن افتاده ام زیرِ سُمِ جُورِ زمان بی تو لطفی...
-
اگر از من بپرسند
یکشنبه 1 خردادماه سال 1401 00:03
اگر از من بپرسند آن همه عشق که دم می زدم کو چه بگویم بگویم معشوق بیدرنگ مشتاق دیگری شد بگویم تا که پروانه رقصید او بی درنگ از عشق من جان کَند و با پروانه پر زد بگویم ان همه اشک که نه یک قطره ،هزار قطره که بارید اشک من بود از این پس از من بپرسند عشق چیست من فقط خار را وصف می کنم نه گل را من فقط درماندگی را از عشق می...
-
خدایاپناه مون باش
یکشنبه 1 خردادماه سال 1401 00:01
-
در دفترِ تاریک ِ قلبم
یکشنبه 1 خردادماه سال 1401 00:00
در دفترِ تاریک ِ قلبم جسم سردِ شعری افتاده است و من هنوز توانِ پیوستن به او را ندارم...! کاظم پارسای
-
عادتهای شما بر اساس فضایی که در آن هستید و
شنبه 31 اردیبهشتماه سال 1401 00:08
-
چشم بد از روی تو دور.
شنبه 31 اردیبهشتماه سال 1401 00:06
به فلک میرسد از روی چو خورشیدِ تو نور قل هو الله احد چشم بد از روی تو دور...! سعدی
-
با فاصله از دور ببین سوختنم را
شنبه 31 اردیبهشتماه سال 1401 00:05
با فاصله از دور ببین سوختنم را چون مرگ ستاره فقط از دور قشنگ است.. وحید_عیسوی
-
خاطراتی هست که آدمهایش رفتهاند،
شنبه 31 اردیبهشتماه سال 1401 00:04
خاطراتی هست که آدمهایش رفتهاند، این خاطرات غم انگیز است،٫٫ ولی آن خاطرات که آدمهایش حضور دارند اما شبیه گذشته نیستند، بسیار دردناک تر است…. گابریل_گارسیا_مارکز
-
یک زن،
شنبه 31 اردیبهشتماه سال 1401 00:02
یک زن، تمام زیبایی هایش را مدیون مردی ست که عاشقانه آنها را میبیند... ریحانه_تحویلی
-
برای تو چه بگویم؟
شنبه 31 اردیبهشتماه سال 1401 00:01
برای تو چه بگویم؟ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺯخمم ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﻋﻤﯿﻖ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﮐﺎﺷﺖ؟ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻏﻤگینم ﻭ ﻣﺮﮒ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ...؟ ((غلامرضا بروسان))
-
حال خوب
شنبه 31 اردیبهشتماه سال 1401 00:00
-
عکسم پیدا نبود
جمعه 30 اردیبهشتماه سال 1401 00:10
-
دستم خاکیست
جمعه 30 اردیبهشتماه سال 1401 00:08
دستم خاکیست وقتی ذره ذره آب میشوی مرا ببخش دستم خالیست مدادم می شوی ؟ تا که بنویسم از نگاهت از لبخندت وقتی بسته شد رویت پنجره لبریز از بهشتت بگو اینها همه بازیست مثل دیشب آتش بازیست وقتی نان گرمیست دست تو خالیست مثل نهایت شب قطره قطره می چکد بر صورتت باز هم تاریکیست...!!! محبوبه برونی
-
تو بیا در هنگامه شب
جمعه 30 اردیبهشتماه سال 1401 00:06
تو بیا در هنگامه شب آنزمان که شاخه های بید رقص میکنند در مهتاب در آن هنگامه هیجان میشوید برکه اشک از رخ مهتاب دل در انتظارها چشم در جستجوها هوا تاریک دل در گفتگوها تو بیا.. شمع دیده آب میشود تن خواب آلودمن زتب سرب مذاب میشود توبیا.. از جاده نور ماه بپرس از شبتاب از جالیزهای آه چگونه بی تو دل من اسیر شب سیاه میشود نازک...
-
حال خوب
جمعه 30 اردیبهشتماه سال 1401 00:04
-
دوستت دارم های من
جمعه 30 اردیبهشتماه سال 1401 00:02
دوستت دارم های من برای تو حدی نخواهد داشت... اگر باز هم نگویی که نگویم ! من از تکرارِ این به آنِ تو می رسم و از تکرار تو به خود ! رحمن لونی
-
رفتی که هوای عشق را سرد کنی
جمعه 30 اردیبهشتماه سال 1401 00:01
رفتی که هوای عشق را سرد کنی از زندگیات قلب مرا طرد کنی ای وای که با نبودنت میخواهی دنیای مرا همیشه پر درد کنی مهدی ملکی الف
-
انتظار
جمعه 30 اردیبهشتماه سال 1401 00:00
-
گاه می اندیشم ،
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 00:12
گاه می اندیشم ، چنان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم ، همین مرا بس که کوچه ای داشته باشم و باران ... "احمد شاملو"
-
شب که می شود
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 00:07
شب که می شود دوباره دلم هوای قدم زدن زیرنور مهتاب باتو را دارد ای کاش از خیالم عبور کنی تاشب را به یادت بخیر کنم معصومه رمضان زاده کرمانی
-
خلاقیت
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 00:05
-
تنها صدای تو بود
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 00:04
تنها صدای تو بود تنها ندای تو بود وقتی حتی یک لحظه می تابی سرشارم از بیداری ای سپیدار من رهگذر توام رهگذر سنگ فرش های خیابانت لیک در میان این ازدحام گم شده ام نام تو سرود زندگیست بهتر از تمام نغمه ها بهتر از همه عطرها بهتر از شراب ها بهترین بهترین ها و در میان این ازدحام به دنبال تو میگردم همه ام چشم همه ام گوش ای...
-
تو را دوست دارم اما
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 00:02
تو را دوست دارم اما جای بعضی زخمها هیچوقت کاملا پاک نمیشود به جای این که بخواهی قلب مرا تصرف کنی به عمق جراحتی فکر کن که در سینه ی من است شهریار بهروز
-
فقط تو به چشمم نشستی
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 00:01
فقط تو به چشمم نشستی فقط من پریش تو هستم فقط تو برایم بهشتی فقط من ترا سرنوشتم فقط من فقط تو و یک ساحل خلوت و خواهش ز قلبم نوازش ز دستت بیافتد گره ی کور به چشمان هر دو تلاقی نگامان بدور از هیاهو در آن خلوت دلچسب به تکرار بگویم خدایم فقط تو فدایت فقط من بابک مسرور
-
کمی خیال
پنجشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1401 00:00
-
از نزدم تو خواهی رفت
چهارشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1401 00:12
از نزدم تو خواهی رفت سرانجام یک روز و گم خواهد شد همه شعرهایم و من پیر خواهم شد و هزار شب دیگر خواهند گذشت بی دستان تو در تنهایی یوزف زینکلایر شاعر سوئیس مترجم : رضا نجفی
-
خدایاشکرت
چهارشنبه 28 اردیبهشتماه سال 1401 00:06