-
پنجره را باز کن که آمدم امشب
شنبه 24 اردیبهشتماه سال 1401 00:04
پنجره را باز کن که آمدم امشب مست ز میخانه های شهر سیاهم پنجره را باز کن مگر تو نگفتی پنجره گر باز بود چشم براهم ؟ نعره کشیدم که آی پنجره وا کن لب ز لبی وا نشد سوال کند کیست ؟ پنجره بستست آه ، پنجره بستست هیچ کس در اتاق منتظرم نیست نصرت رحمانی
-
تویی که در سفر عشق
شنبه 24 اردیبهشتماه سال 1401 00:02
تویی که در سفر عشق خط پایانی... قیصرامینپور
-
حال خوب
شنبه 24 اردیبهشتماه سال 1401 00:00
-
تکرار و تکرار و تکرار
جمعه 23 اردیبهشتماه سال 1401 00:34
تکرار و تکرار و تکرار نداشته آرام و قرار خسته در کنار بی روح وبی رنگ نداشت حتی دلی تنگ ندای آمد ز آسمان قدر این هدیه بدان رحمان جهانیان
-
انتظار
جمعه 23 اردیبهشتماه سال 1401 00:29
-
هر انسانی ، یک بار
جمعه 23 اردیبهشتماه سال 1401 00:24
هر انسانی ، یک بار برای رسیدن به یک نفر دیر می کند و پس آن برای رسیدن به کسان دیگر عجله ای نمی کند یاشار کمال
-
دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
جمعه 23 اردیبهشتماه سال 1401 00:17
دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است وگرنه چشمانم را می بستم و به آوازی گوش می دادم که در آن دلی می خواند من تو را او را کسی را دوست دارم حسین پناهی
-
حال خوب
جمعه 23 اردیبهشتماه سال 1401 00:12
-
کبوتر نامه رسان ، به پرواز درمی آید
جمعه 23 اردیبهشتماه سال 1401 00:07
کبوتر نامه رسان ، به پرواز درمی آید باز میگردد ناامید یا امیدوار ما همواره باز می گردیم اشکهایت را پاک کن و با همان چشمان غمناک ، لبخند بزن هر روز چیزی آغاز می شود هر روز چیزی زیبا آغاز می شود یاروسلاوسایفرت مترجم : فریده حسن زاده
-
فراموش کن
جمعه 23 اردیبهشتماه سال 1401 00:03
فراموش کن مسلسل را مرگ را و به ماجرای زنبوری بیاندیش که در میانه ی میدان مین به جستجوی شاخه ی گلی ست گروس عبدالملکیان
-
حالا که رفته ای
پنجشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1401 03:13
حالا که رفته ای ساعتها به این میاندیشم که چرا زنده ام هنوز ؟ مگر نگفته بودم که بی تو میمیرم ؟ خدا یادش رفته است مرا بکشد یا تو قرار است برگردی ؟ کامران فریدی
-
در عشق باید درد دوری کشید
پنجشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1401 03:12
در عشق باید درد دوری کشید غمِ یار خُورد ترسِ رقیب داشت و زیرِ بار این همه لِه شد خوشهی دست نخوردهی انگور زیباست اما مست نمیکند مژگان عباسلو
-
آن عشق را همراه با شتاب زندگی تجربه کردیم
پنجشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1401 03:10
آن عشق را همراه با شتاب زندگی تجربه کردیم همه چیز در یک آن آغاز شد سپری شد و پایان یافت همچون دو قطاری که چندی در کنار هم حرکت کرده سپس از هم دور میشوند در دو جهت جدا آتاول بهرام اوغلو
-
در ورای سراب در جستجوی درخت بید
پنجشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1401 03:08
در ورای سراب در جستجوی درخت بید ستاره... بهشت... همیشه خواهم ماند در انتظار رُزی که از عمق ویرانهها طلوع کند. همیشه خواهم ماند... سعاد محمد الصباح
-
آویخته از مژگان پنجره
پنجشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1401 03:07
آویخته از مژگان پنجره اشک دلشوره ها که هیاهو می شوند رفتنت را بر سنگفرش خیابان اما تو برو بی نگاه به آینه و پنجره نکند تلاقی نگاهی آشنا در آینه سست کند پای رفتنت را یا هیاهوی دلشوره ها بازکند در دلت پنجره خاطره ای را برو مدتهاست جاده ها با طلسم هیچ نگاهی مسدود نمی شوند..... مهساپارس فر
-
قلب چیزی را که می خواهد
پنجشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1401 03:05
قلب چیزی را که می خواهد، می خواهد و هیچ منطقی برای این چیزها وجود ندارد، تو یک نفر را می بینی و عاشقش می شوی. «وودی آلن»
-
به سینه میزندم سر دلی که کرده هوایت
پنجشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1401 03:05
به سینه میزندم سر دلی که کرده هوایت دلی که کرده هوای کرشمه های صدایت نه یوسفم نه سیاوش به نفس کشتن و پرهیز که آورد دلم ای دوست، تاب وسوسه هایت تو را ز جرگه ی انبوه خاطرات قدیمی برون کشیده ام و نهاده ام به صفایت تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست نمی کنم اگر ای دوست! سهل و زود، رهایت گره به کار من افتاده است از غم...
-
خدا کند روا شود تمامِ حاجتها
چهارشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1401 02:51
خدا کند روا شود تمامِ حاجتها به جز دعایِ آنکه از خدا تو را میخواست سیدشهرام علیزاده
-
عشقولانه
چهارشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1401 02:51
-
هیاهوی ست در خیالم بی صدا
چهارشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1401 02:50
هیاهوی ست در خیالم بی صدا در ازدحام خلوت شب شبح خاطرات ، بر ذهن خسته من میاید میترسم روزی فرا برسد بدون نوازش خورشید زیر سنگینی نگاه ماه ، خاموش شوم مهناز چالاکی
-
عادت داشتم که ببوسم اش
چهارشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1401 02:49
عادت داشتم که ببوسم اش حرف زدن که خیلی بلد نبودم این بود که حرف هام را مهربانی هام را دوست داشتنم را و حتی ترس ها و دلخوری هام را هم با بوسیدن نشان می دادم او هم راضی بود از من و بوسیدن هایی که آرامش می کرد فردین نظری
-
از تو میگویم از تو که گرم نگاهم میکنی
چهارشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1401 02:48
از تو میگویم از تو که گرم نگاهم میکنی از من میگویم از من که خواستنت را فریاد میزنم از تو میگویم مهربانی بیدریغ از من میگویم نیازمند نگاهت تا ابد از تو میگویم از تو که کلبه دلم را با اولین نگاه روشن ساختی از من میگویم از من که از دوریت گریستم در دل سیاه شب مهرداد درگاهی
-
امیدی هست
چهارشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1401 02:48
-
چقدر حالِ بد این روزهایم
چهارشنبه 21 اردیبهشتماه سال 1401 02:47
چقدر حالِ بد این روزهایم شبیه نامه ای ست نخوانده شده درون بطری سرگردان سوار بر موج طوفان چشمانت؛ که تمام شعرهای بر باد رفته ام نقش بسته روی لب های پت پت فانوس دریایی نیمه جانِ کشتیِ به گِل نشسته ی متروکه ای که ناخدایش عاشق غروب شرقی نگاهت بود! مرتضی سنجری
-
تبانی تو و نسیم
سهشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1401 02:55
تبانی تو و نسیم دلتنگیام را آزار میدهد در شبی مهتابی عبدالعظیم_خویی
-
زندگی شاد
سهشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1401 02:54
-
تو را به آرامشی پس از طوفان می برم
سهشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1401 02:53
تو را به آرامشی پس از طوفان می برم تو را به آغوش بهاری پس از زمستان می برم من تو را به شروعی تا بی نهایت به خلوتی بی اضطراب به آرامشی پس از انتظار و به همیشگی ماندنی بی دلهره می برم تو اما عاشقانه برگرد شیما سبحانی
-
صدای تو را فراموش نمی کنم
سهشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1401 02:52
صدای تو را فراموش نمی کنم آغشته به کلمات عاشقانه ای که می توانست ادامه پیدا کند از خیابانها بگذرد تا همین امروز همراهم باشد شگفتا! چگونه صداها و کلمات از واقعیت پیشی گرفتند آنقدر که پنداشتم دوستم داری و تا ابد دوستم خواهی داشت آرزو نوری
-
عشق!
سهشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1401 02:51
-
دلم روشن است
سهشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1401 02:50
دلم روشن است می آیی هوا دوباره خوب می شود دلم دوباره پر می گیرد دوباره هزار بار عاشقت می شوم تو یک بار می گویی دوستت دارم و من از شوق هزار بار می میرم دلم روشن است دوباره عاشقم خواهی شد بهنام محبی فر