-
ای عشق!
دوشنبه 9 خردادماه سال 1401 00:14
ای عشق! مرا گُلی کن، صحرایی تا نسیمی که از طرف محبوبم می آید، مرا به اهتزاز درآورد... محمد_صالح_علا
-
که جهان رنج بزرگیست
دوشنبه 9 خردادماه سال 1401 00:11
-
ای خنده ات آغازِ گرفتاری من؛
دوشنبه 9 خردادماه سال 1401 00:07
ای خنده ات آغازِ گرفتاری من؛ بی پایان بخند! لیلا_مقربی
-
یاد آن پرتو سوزندهٔ عشق
دوشنبه 9 خردادماه سال 1401 00:05
یاد آن پرتو سوزندهٔ عشق که ز چشمت به دل من تابید.. یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعلهٔ حسرت افروخت.. یاد آن خندهٔ بیرنگ و خموش که سراپای وجودم را سوخت.. فروغ_فرخزاد
-
صبح را در آغوش گرفتم
دوشنبه 9 خردادماه سال 1401 00:04
صبح را در آغوش گرفتم دستهایم خیابان نخستین تابش آفتاب شدند و معبری برای چشمان تو دهان کوه را بوسیدم لبانم چشمهای شدند و زمزمههایت از نو درخشیدند سرم را به روی پای شب گذاشتم و خوابهایم آیینهی شعر شد و زیبایی ترا در آن دیدند عشق مرا به تو دیدند شیرکوه بی کس
-
به شعر چشم هایت خرابم کن
دوشنبه 9 خردادماه سال 1401 00:02
به شعر چشم هایت خرابم کن که تاتار چشم تو به تیر مژگانش سالهاست کشته است مرا ! سعید فلاحی
-
هرآدمی
دوشنبه 9 خردادماه سال 1401 00:00
-
باورنه خودخواهی
یکشنبه 8 خردادماه سال 1401 00:10
-
بیتو هم میتوان به دریا خیره شد
یکشنبه 8 خردادماه سال 1401 00:08
بیتو هم میتوان به دریا خیره شد زبان موجها روشنتر از زبان تو بیهوده خاطرههایت را در دلم زنده نکن بیتو هم میتوانم دوستت داشته باشم از چیزهای بیهوده میگفتیم بیهوده ، بیهوده زمانی که باهم بودیم تو کودکی لوس از عشق من احمقی حیرتزده از عشق اُزدمیر آصاف برگردان : احمد پوری
-
ای بهارازدشت وگلشن لاله ی خوشبو بیار
یکشنبه 8 خردادماه سال 1401 00:06
ای بهارازدشت وگلشن لاله ی خوشبو بیار از سر این کوهـسـاران طره ی گیسو بیار نسترن بفشان به روی سطـرسطـر زندگی جرعه ای از ارغوان در ساغری مینو بیار رضا کشاورز
-
میشود از روی لب مشق شبت را پاک کرد ؟
یکشنبه 8 خردادماه سال 1401 00:05
میشود از روی لب مشق شبت را پاک کرد ؟ خاطرات رفته را همواره زیر خاک کرد ؟ باید از انگور لبهایت بنوشم بی شمار بر سرم میخانه را گلخانه ای از تاک کرد بعد از آن در دفتر شعرم برایت هر نفس از غزل های حماسی خوانده و کولاک کرد کاوه ی آهنگر خویشم ولی در عشق تو چشم و سر را "هر دو" باید عاشق ضحاک کرد فاش شد بین همه...
-
حال خوب
یکشنبه 8 خردادماه سال 1401 00:03
-
دارِ آرزوهایش.
یکشنبه 8 خردادماه سال 1401 00:01
گره به گره وُ رج به رج دخترک، بالا میکشید قالیِ دار را، نکند کوتاه شود، دارِ آرزوهایش. لیلا طیبی
-
انتظار
یکشنبه 8 خردادماه سال 1401 00:00
-
زانو زدى گفتى:
شنبه 7 خردادماه سال 1401 00:12
زانو زدى گفتى: شانه هایم تو را به سر انجام مى رسانند؛ به موطنى رسیدم که برگ هاى پاییزى باران که مى زد بر سطح آب متلاطم نبودند فرو مى رفتند میان پرده هاى صورتى که در هواى آلوده به خونت مى رقصیدند دویدم و دست هاى سفید و استخوانى ام در بى حدى حرارت ات آب شدند... پریساقاسمى
-
نترس
شنبه 7 خردادماه سال 1401 00:08
-
میان حرفهایش
شنبه 7 خردادماه سال 1401 00:07
میان حرفهایش طعم گس رفتن دلم را بر هم می زند خوب می دانم خنده هایش راه گم کردن است...! فروغ_گودرزی
-
مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
شنبه 7 خردادماه سال 1401 00:05
مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست تاکنم جان ازسررغبت فدای نام دوست واله وشیداست دایم همچو بلبل درقفس طوطی طبعم زعشق شکَرو بادام دوست زلف اودام است وخالش دانه ی آن دام ومن برامید دانه ای افتاده ام دردام دوست سرزمستی برنگیردتا به صبح روزحشر هرکه چون من درازل یک جرعه خوردازجام دوست بس نگویم شمَه ای ازشرح شوق خودازآنک...
-
می خواهم رها باشم !
شنبه 7 خردادماه سال 1401 00:03
می خواهم رها باشم ! در سرسبزیِ جاده زندگی گم شوم و نفس های بی خیالی را در ریه های روزمرگی هایم بپاشم ! می خواهم برای مدتی از دوست داشتن ها و دوست نداشتن ها دور و در خلأ احساسی شناور باشم و زندگی کنم ! فروغ گودرزی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 7 خردادماه سال 1401 00:02
-
آنقدر باران نیامد
شنبه 7 خردادماه سال 1401 00:00
آنقدر باران نیامد که هم چتر پوسید در راه هم چشم هایم! محمد ترکمان
-
امروزیه روزخوبه
جمعه 6 خردادماه سال 1401 10:51
-
گربه ملوس
جمعه 6 خردادماه سال 1401 00:10
-
این صدای خستگی و تنهایی من است
جمعه 6 خردادماه سال 1401 00:07
این صدای خستگی و تنهایی من است من که خالی از دریا شده ام و سرشار از مرداب پنجره ای نیست،روزنی هم دیوارست و دیوار پیچک زندگی بر ستون بودنم نمی پیچد بر دیوار تنهاییم هم وتو ای همیشه استاده بر دیوار غرور نگاهم نکردی صدایم هم یاسر جعفرزاده
-
هر شب در انتظار تو
جمعه 6 خردادماه سال 1401 00:06
هر شب در انتظار تو ستاره ها را تا سپیده دمان که رو به خاموشیست میشمارم بلکه بیایی دستم را بگیری مرا به شهر قلبت ببری خیره در چشمهایت شوم عشق شکوفا شود ... و لبخند کنج لبهای من زیباترین گل سرخ جهان شود اما نیستی و انگار ستاره ها نیز خسته اند از شمردن های بی وقفه من فاطمه دانشور
-
تاب و توان تاب گیسوانت را
جمعه 6 خردادماه سال 1401 00:04
تاب و توان تاب گیسوانت را ندارم در هجوم باد کاش بافته بودی گیسوانت را منوچهر پورزرین
-
جدایی از تو هدیه ای است
جمعه 6 خردادماه سال 1401 00:02
جدایی از تو هدیه ای است فراموشی تو نعمتی اما عزیز من آیا زنی دیگر صلیبی را که من بر زمین نهادم بر دوش خواهد کشید ؟ آنا آخماتوآ
-
انتظار
جمعه 6 خردادماه سال 1401 00:00
-
دستم خاکیست
جمعه 6 خردادماه سال 1401 00:00
دستم خاکیست وقتی ذره ذره آب میشوی مرا ببخش دستم خالیست مدادم می شوی ؟ تا که بنویسم از نگاهت از لبخندت وقتی بسته شد رویت پنجره لبریز از بهشتت بگو اینها همه بازیست مثل دیشب آتش بازیست وقتی نان گرمیست دست تو خالیست مثل نهایت شب قطره قطره می چکد بر صورتت باز هم تاریکیست...!!! محبوبه برونی
-
حال خوب
پنجشنبه 5 خردادماه سال 1401 12:00