-
یک روز که بانگاهت واژه های شعرمرا نوازش کنی،
یکشنبه 22 خردادماه سال 1401 00:07
یک روز که بانگاهت واژه های شعرمرا نوازش کنی، برایت مینویسم که هنوز تنها آشنای قلبم تویی مینویسم که هنوز تن تو برایم بهشتی ترین مکان زمین است که تنها آرزویِ باقیمانده ام از دنیا تویی مینویسم تا راه خانه ات را گم نکنی که فراموش نکنی تنها ساکن قلب منی مرضیه بخشی
-
شب وبی شراب رویت. چه زمان سحربگردد
یکشنبه 22 خردادماه سال 1401 00:05
شب وبی شراب رویت. چه زمان سحربگردد چه شوداگرکه یک شب رخ توستاره گردد من واین جهان هستی همگی درانتظارت توبیاشبی به بزمی که شبش سحرنگردد عبدالرسول بلاغی پور
-
گم کرده راه
یکشنبه 22 خردادماه سال 1401 00:02
گم کرده راه در تنگه غروب از پا درآمدم از دست داده هَمرَهی کاروان صبح! شب همچو کوه بر سرم ریخت آواری از سیاهیِ اندوه من سر به زیر بال کشیدم تاکی، کجا، دوباره برآید نشانِ صبح پاسی ز شب نرفته هیولایِ تیرگی نطع گران گشود تیغ گران کشید تا چشم باز کردم خون روی نطع او به تلاطم رسیده بود. گهگاه، آه، انگار چشم ستاره ای از...
-
رزآبی
یکشنبه 22 خردادماه سال 1401 00:00
-
سنجاق میکنم
شنبه 21 خردادماه سال 1401 11:13
سنجاق میکنم واژه های دلدادگی را در سمت چپ سینه ات تا چشم نخورد عاشقانه هایی که با عطر حضورت رنگ عشق میگیرد امیرافشار
-
رقصی
شنبه 21 خردادماه سال 1401 11:13
رقصی ممنوعهای بیمهابا میرقصَمت. حسین_بکتاش
-
خستگی ام چون پرنده ای در خواب است
شنبه 21 خردادماه سال 1401 11:12
خستگی ام چون پرنده ای در خواب است من اما چون شاخه ای چیزی نخواهم گفت تا خوابش را آشفته نکنم. (آدونیس) ترجمه از احمد پوری
-
آخرین پرنده را هم رها کرده ام
شنبه 21 خردادماه سال 1401 11:11
آخرین پرنده را هم رها کرده ام اما هنوز غمگینم چیزى در این قفسِ خالى هست که آزاد نمى شود گروس_عبدالملکیان
-
شایعه ی پیچیدگیِ زنها،
شنبه 21 خردادماه سال 1401 11:11
شایعه ی پیچیدگیِ زنها، تنها بهانهای مردانه است برای رفتنها و ندیدنها، برای نفهمیدنها و نخواستنها! وگرنه معمای هر زنی با آغوش حل میشود... حسنا_میرصنم
-
تو خوب باش
شنبه 21 خردادماه سال 1401 11:10
-
من هرگز در زندگی،
شنبه 21 خردادماه سال 1401 11:09
من هرگز در زندگی، بهاندازهی الآن که خودم را به تمامی به تو سپردهام، احساس امنیت نکردهام.. آلبرکامو
-
زوال عقل گرفتم
جمعه 20 خردادماه سال 1401 00:12
زوال عقل گرفتم کدام درست بود کدام غلط؟؟ تو هنوز نیامدی یا اینکه رفته ای؟؟؟ چه کسی می داند کلاغ ها هر روز غروب می آیند یا می روند ؟ مجید موحد
-
خوبه بعضی وقتا
جمعه 20 خردادماه سال 1401 00:10
خوبه بعضی وقتا آدم خودشو رها کنه از همه چی از چیزایی که تا الان باعث عصبانیتش میشده از آدم هایی که بهش اهمیت نمیدن از وسایلی که تا الان جمع کرده و بدردش نخوردن از عادت هایی که تا الان واسش فایده ای نداشتن و گاهی ضرر از صداهایی که خوشش نمیاد از چیزایی که نمیخواد ببینه از چیزایی یا کسایی که نمیخواد لمس کنه از خیلی چیزا...
-
تو پس پرده
جمعه 20 خردادماه سال 1401 00:08
-
پنهان پشت بوته ها
جمعه 20 خردادماه سال 1401 00:06
پنهان پشت بوته ها به عکست نگاه می کردم سربازها مترسک را تیرباران کردند باران می بارد. (مجید یاری) از مجموعه سیب قهوه ای/ انتشارات بوتیمار
-
بهار بود رقصِ گندمزار بود
جمعه 20 خردادماه سال 1401 00:04
بهار بود رقصِ گندمزار بود و حریرِ صد رنگِ سبزه زار نورِ زنبق ها هم بنفش که ناگاه در یک آه، آنی، یا خیالِ عطسه ای شاید به همین کوتاهی افسانه یِ زندگی را کوتاه کردی و با رنگِ شفقِ گلِ بادام وداع در بهار که رفتی بهار هم از آن خانه گریخت این را درختِ خزان رسیده یِ حیاط می گوید و قفلِ آویخته بر در هم اقرار دارد رفتی و غمی...
-
دلتنگی
جمعه 20 خردادماه سال 1401 00:02
-
دلفین ها در خواب هایم شنا می کنند
جمعه 20 خردادماه سال 1401 00:00
بی تو هم من و پرسه های تنهایی جز به تو نمی رسیم نیستی با کلمه ها معاشقه می کنم شعر به دنیا می آید تنهایی بعد از تو تنهایی قبل از تو نیست (ساره دستاران) از مجموعه دلفین ها در خواب هایم شنا می کنند/نشر آموت
-
گم شده ام
پنجشنبه 19 خردادماه سال 1401 00:15
گم شده ام در بین دود و مستی و آهنگی که روی دوست داشتن تو تکرار میشود تا برقص وا دارد سلول به سلول احساسم را در حجمه ای از خاطرات هاشور خورده.... امیرافشار
-
گاهی مرا به غربت چشمانت
پنجشنبه 19 خردادماه سال 1401 00:12
گاهی مرا به غربت چشمانت دعوت کن به خلوت تنهای هایت من از این بیگانه های آشنا بیزارم.... سیمین حیدریان
-
برای خودت زندگی کن
پنجشنبه 19 خردادماه سال 1401 00:10
-
نه دمِ مسیحائی عیسی
پنجشنبه 19 خردادماه سال 1401 00:07
نه دمِ مسیحائی عیسی نه چوبْ دستِ کلیم نه اُشتری که از دل کوه برآید نه بازگشتن خورشید از نهایت شب .. به هیچحادثه ی خارق العاده ای نیازی نیست من به سهم اندکی از تو من به یک معجزه ی کوچک افشا ٕ نشده محتاجم ...! مجیدموحد
-
دلربایی میکند امواج دریا
پنجشنبه 19 خردادماه سال 1401 00:05
دلربایی میکند امواج دریا بوسه میگیرد ز ساحل هدیه آوردست دریا... عشق را در سینه جاری میکند امواج دریا... پیروز پورهادی
-
حال خوب
پنجشنبه 19 خردادماه سال 1401 00:03
-
هر شعر من ترانه ای
پنجشنبه 19 خردادماه سال 1401 00:00
هر شعر من ترانه ای جاری چون رودی هزاران ساله انگار که هزاران سال است که دوستت دارم مهرداد درگاهی
-
نمی توانم به سویت گام بردارم
چهارشنبه 18 خردادماه سال 1401 11:20
نمی توانم به سویت گام بردارم حتی در رویاهایم چرا که در سینه ام آسمان ها تیره اند و ذهنم ابرآلود است. (شعر ژاپنی- ناشناس) ترجمه از عباس مخبر
-
این روزها..،
چهارشنبه 18 خردادماه سال 1401 00:15
این روزها..، قلم و دفتر شعرم دلهره ای عجیب را رقم زده اند چقدر باهم کلنجار رفته اند وقتی اسم تو میان تمام غم های من واژه های ذهن پریشانم را تسکین می دهد؛ که هرشب خطوط پیراهنت مثل واژه ای ناب نگاشته می شود بر روی زخم های قدیمی دلم با خودم می گویم: مبادا بعد از رفتن بهار فراموش شوند این شعرهایی که بوی عطر تن تو را گرفته...
-
پنجره را باز کن که آمدم امشب
چهارشنبه 18 خردادماه سال 1401 00:12
-
برای خود قصری ساخته ام
چهارشنبه 18 خردادماه سال 1401 00:10
برای خود قصری ساخته ام با نسیم با دانه های برف و با رنگ طلایی خورشید برای خود قصری ساخته ام برای خراب شدن (بیژن جلالی)
-
به تو که فکر می کنم
چهارشنبه 18 خردادماه سال 1401 00:07
به تو که فکر می کنم واژه ها در دهانم مست می کنند مادیان هایی سرکش به هم پهلو زنان سر می روند از طاقت تپه ماهورها غروب نیامده گله ای در سرم رم می کند با کرّه هایی کور و غبار روی عینک... غروب را قشنگ می کند آسیه_حیدری