-
ای شیرینتر از شور شراب
سهشنبه 31 خردادماه سال 1401 00:00
ای شیرینتر از شور شراب ای شورش حجم انقلاب ای قطره تبلور آفتاب ای شهاب سنگ امید های رفته در خواب ببار بر تن تفتیدهی تبدارترین تنهای بی تبار.... بتاب که با تو نتهای ترنم مستی را ترانه وار تکرار کنم فرزین_صفری
-
در کم ترین زمان
دوشنبه 30 خردادماه سال 1401 00:15
در کم ترین زمان مرا که دیگر از توان تنم بیرونم میان زباله ها کنار پرت جاده ای متروک پیدا می کنی از زندگی سیر نشده ام باور کن زندگی مرا بالا آورده است. (افسانه حقیقی)
-
شب است و طوفان گرفته دریا را
دوشنبه 30 خردادماه سال 1401 00:11
شب است و طوفان گرفته دریا را موج ها! عُشًاق گم کرده راهند به ساحل نرسیده می میرند عاشقانند موجها که ایستاده می میرند علی ربیعی
-
خدایا
دوشنبه 30 خردادماه سال 1401 00:09
-
مرا از موجِ گیسویت ،
دوشنبه 30 خردادماه سال 1401 00:07
مرا از موجِ گیسویت ، پناهی نیست در این دریا، چه خوش باشد در این طوفان، من و آن موجِ گیسویت. حسن_سهرابی
-
نسیم از گیسوانت رد شد
دوشنبه 30 خردادماه سال 1401 00:05
نسیم از گیسوانت رد شد و باران تو را بوسید طبیعت سهم خود را از تماشای تو می گیرد! فاضل_نظری
-
خداروشکر
دوشنبه 30 خردادماه سال 1401 00:02
-
من حسادت میکنم
دوشنبه 30 خردادماه سال 1401 00:00
من حسادت میکنم حتی به نور خورشید حق منست بوسیدنت عبدالله_احتشامی
-
میپرسی: چه رنگی دارد عشق؟
یکشنبه 29 خردادماه سال 1401 00:12
میپرسی: چه رنگی دارد عشق؟ می گویم: رنگ رخساره ی من... لیلا_خراسانی_فر
-
خداروشکر
یکشنبه 29 خردادماه سال 1401 00:09
-
تنهایی گاه که دلت می گیرد
یکشنبه 29 خردادماه سال 1401 00:07
تنهایی گاه که دلت می گیرد همه چیز اندازه تو نیست خواب ... بودن ... سکوت ... جاده های بی عبور حتی به تنت زار خواهد زد پیراهن مایوسی خدا ... گاه که دلت می گیرد شعر فروغ حجم های شاملو زمستان اخوان غزل های منزوی تو را حتی، سر کوچه نخواهد برد گاه که دلت می گیرد هوای ابری را ، بهانه ای می کنی برای بارش ... و گریستن است که...
-
پشت پنجره ی سادگی هایم
یکشنبه 29 خردادماه سال 1401 00:05
پشت پنجره ی سادگی هایم کودکی هست هنوز دنبال بادبادکی گمشده ی برهوت آسمان... و باران یعنی بادبادکم هنوز آن جاست... (شیوا فرازمند) از مجموعه روادید رویا و روسری بنفش
-
زبان چشم هایم را می بندم
یکشنبه 29 خردادماه سال 1401 00:04
زبان چشم هایم را می بندم تو را می خواند مدام صیدنظرلطفی
-
دفتر شعری دارم
یکشنبه 29 خردادماه سال 1401 00:02
دفتر شعری دارم همه هر ورقش ؛ هر خط به خطش به رنگ جریانی آبی ست در برگ سپید اول در بلندای تقدس شده آبی ها با قلمی زرد و سیاه نقش کردم نام قشنگت که ببینم همه پیدائی تو که بدانم هستی تا به ابد های ابد در این دل طوفان زده ام بر جریانی آبی مرثیه پرداز دلم باشد این تو که رفتی چه بد خط شده این زندگیم خط و خولی شده هر خط به...
-
زندگی
یکشنبه 29 خردادماه سال 1401 00:00
-
در سکوت خیالم
شنبه 28 خردادماه سال 1401 00:15
در سکوت خیالم و در صبحی تازه نفس از پشت پنجره ها تو را میبینم که بر امواج نور طعم بهار را در نگاه هر درخت شکوفا می کنی و من ، با نگاه باران زده به تو می اندیشم مهناز چالاکی
-
رخساره ماهِ چهارده وُ طره
شنبه 28 خردادماه سال 1401 00:11
رخساره ماهِ چهارده وُ طره ظلمتِ شب آه!! چشمِ شیدایم از این حریرِ زرتاب شعر شب می خوانَد وُ سینه ام ضرباهنگِ نفسهائیست که بی تابِ همِ نفسی قلبِ نیمه ام را به صدفِ سینه اش می بخشد!! دیگر مجنون وار..... لبهایم آتشِ لعلش می خورَد وُ دستانم از قعرِ قفسِ تنهائی طنابِ زلفش را می قاپد!! علیزمان خانمحمدی
-
در کوچه باغ های سرد
شنبه 28 خردادماه سال 1401 00:09
در کوچه باغ های سرد زمستان چه می کنی؟ خوب شد آفتاب را در کوله پشتی ات من گذاشتم منوچهر پورزرین
-
خدایاپناه مون باش
شنبه 28 خردادماه سال 1401 00:07
-
پرسه بزن حوالی شعر لب های من
شنبه 28 خردادماه سال 1401 00:05
پرسه بزن حوالی شعر لب های من مثل آفتاب تابستان بر تن گُل های آفتابگردانِ دشت دامنِ گُلدارت که رگ های خشکیده اَم جان دوباره بگیرند، خورشید من..؛ غرور مرا تماشا کن که بی تو تمام واژه ها چنگی به دل نمی زنند بیا و زُلف طلائی اَت را بریز روی شانه های خسته ام تا زیر سایه ی خیالت برایت غزلی ناب بشوم! مرتضی سنجری
-
کاش هنوز هم، به هم
شنبه 28 خردادماه سال 1401 00:02
کاش هنوز هم، به هم دروغهای کودکانه میگفتیم این حقیقت عریان بیحیا به چه درد میخورد؟ (قدسی قاضی نور)
-
فقط خدا
شنبه 28 خردادماه سال 1401 00:00
-
هر شب با اشک دیده، وضو می گیرم
جمعه 27 خردادماه سال 1401 00:15
هر شب با اشک دیده، وضو می گیرم وبر سجادهی عشق نماز وصال، می گذارم.... اعظم حسنی
-
با قدمهای من راه میرود
جمعه 27 خردادماه سال 1401 00:12
با قدمهای من راه میرود مردی که دستانش را در جیب بارانیاش جا گذاشته و چشمانش را پشت قاب یک عینک به هر کس که میرسد سر تکان میدهد و هرگاه با نام کوچک من صدایش میزنند بر میگردد و همیشه پشت در یادش میافتد کلید را در جیب بارانی من جاگذاشته و مرا در خیابان. (فریاد شیری)
-
من آتش بودم
جمعه 27 خردادماه سال 1401 00:10
من آتش بودم و تو آب... سال ها اینچنین در آغوش هم به خواب می رفتیم. (کاظم واعظ زاده)
-
حال خوب
جمعه 27 خردادماه سال 1401 00:07
-
دوستت دارم
جمعه 27 خردادماه سال 1401 00:05
دوستت دارم با عشقی که بعد از زندگی هم زنده است و باز دوستت دارم هایم برای تو کافی نیست که تو از عشق هم طولانی تری پرویز صادقی
-
انتظار بارانی را می کشم
جمعه 27 خردادماه سال 1401 00:02
انتظار بارانی را می کشم که پلک برهم بگذارم باریده است. بانو! به تماشای باران ستاره ها بی چتر بیا. (کیکاووس یاکیده)
-
مدتی ست اشک که میریزی
جمعه 27 خردادماه سال 1401 00:00
مدتی ست اشک که میریزی هوای دل من بارانی می شود...! جانا! به راستی... خبرت هست که نگاهت آن دوچشمانت آسمانِ زندگی من شده است...؟! شقایق سُلگی
-
گربه ملوس
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1401 00:15