-
حس خوب
چهارشنبه 8 تیرماه سال 1401 00:48
-
گفتم ببینمش
چهارشنبه 8 تیرماه سال 1401 00:47
گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شدم.. سعدی
-
با من حرف بزن
چهارشنبه 8 تیرماه سال 1401 00:46
با من حرف بزن مثل یک پیراهن نارنجی با روز مثل وقتی که ابر صرف شستن یک سنگ می کند . مثل وقتی که صرف ِ همین شعر می شود با من حرف بزن مثل یک بازی در وسط تابستان و به چیزی فکر نکن می دانم زمین گرد است و جاذبه در پای درختان سیب بیش تر است رضا_بروسان
-
محبوب من..، تقصیر تو نیست
چهارشنبه 8 تیرماه سال 1401 00:45
محبوب من..، تقصیر تو نیست که شعر من حوالی لب های تو پرسه می زند مقصر خالِ لب توست ببین..! چگونه واژه هایم تب کرده همچون شعری نو می تراود در فصل شکفتن چتر لب هایت انگار قلم بوسه های سُرخ اَت را می کارد روی کاغذ سپید قلبم خودت بگو مگر گناه من چیست؟ سال هاست قافیه های مرا اسیر چشمانت کرده ای! مرتضی سنجری
-
کمی آرامش
چهارشنبه 8 تیرماه سال 1401 00:43
-
محبوب من..، تقصیر تو نیست
سهشنبه 7 تیرماه سال 1401 00:54
محبوب من..، تقصیر تو نیست که شعر من حوالی لب های تو پرسه می زند مقصر خالِ لب توست ببین..! چگونه واژه هایم تب کرده همچون شعری نو می تراود در فصل شکفتن چتر لب هایت انگار قلم بوسه های سُرخ اَت را می کارد روی کاغذ سپید قلبم خودت بگو مگر گناه من چیست؟ سال هاست قافیه های مرا اسیر چشمانت کرده ای! مرتضی سنجری
-
کمی تابستان
سهشنبه 7 تیرماه سال 1401 00:50
-
وقت نوشتن از تو
سهشنبه 7 تیرماه سال 1401 00:48
وقت نوشتن از تو میشکفند غنچه های پیراهنم گل می اندازد گونه هایم وقت نوشتن از تو عطر یاس و شب بو پر میکند فضای خاطره را انگار وقت نوشتن از تو بهار میشود وقت نوشتن از تو تو کجایی؟ آرزو هدایتی
-
منجی قلب من
سهشنبه 7 تیرماه سال 1401 00:41
منجی قلب من زیبایی ات به ماه میماند فقط گوشه ای از چشمت گوشه گوشه جهان را از جنگ و گریز خاتمه میبخشد معبود من مرا از دوزخ دور میکنی مرا والا و شیدا میکنی ای تو آغوشت معبد من با تو من آبستن از شعرم تویی مظهر بودا تویی معنای مذهب بی تو من انگار سال هاست در خرابه ها سرگردانم بعد دیدنت حتی به خودم دیگر برنگشتم نیمی از...
-
حال خوب
سهشنبه 7 تیرماه سال 1401 00:39
-
ماندم تا برایت
سهشنبه 7 تیرماه سال 1401 00:38
ماندم تا برایت عمارت، باغ، خیابان باشم به خاطرت زاگرس، خزر، کویر لوت باشم پروانه ای سفید که می گیرد از حضورت رنگ های دلاویز گیاهی خانگی در اشتیاق رویت شکوفان، رویان، زنده ماندم تا آن چه دلت آرزو کند همان باشم. جواد_مجابی
-
لبخند که مـی شوی
سهشنبه 7 تیرماه سال 1401 00:36
لبخند که مـی شوی زیبایـی اش برای من بوسه ات سهم دیگری . . . . . مریم_سلیمانی_صالح
-
حوّای من..،
دوشنبه 6 تیرماه سال 1401 01:03
به پرچینِ گوشه ی چادرت قسم خواب دیروزم با لبخند امروزت تعبیر خواهد شد، که قلم در چال گونه اَت ترانه می خواند به زیبایی تمام شعرهای عاشقانه؛ همچون عسل بس که شیرین است این غزلیات روی لب هایت مرا مثل فرهاد دچارت کرده! مرتضی سنجری
-
خیره می شوم
دوشنبه 6 تیرماه سال 1401 01:02
زل می زنم نگاه می کنم! خیره می شود به تو زل می زند به تو نگاه می کند تو را... قاب عکس گفت: مرحوم آینه است! علیرضا توانا
-
گل آفتابگردان
دوشنبه 6 تیرماه سال 1401 00:51
-
دیشب خواب دیده ام
دوشنبه 6 تیرماه سال 1401 00:50
دیشب خواب دیده ام هزار فرشته را بالباسهائى نیلى و طیفى از رنگهاى آبى تا لاجوردى دلخواه من که با آرامش، پشت پلکهایت نشسته اند و با انبوه مژه هاى بلندت چنگ مى زنند دیشب خواب دیده ام هزار پرنده را که کوچیده اند در سررسید عشق انگورها مستى را به پیاله هابخشیده اند پائیز از اغواى همه ى گلهاى شب بو شکوفه مى دهد زمستان رفیق...
-
قلب من
دوشنبه 6 تیرماه سال 1401 00:49
قلب من اتاقی پر از ماه ست رو به منظرهٔ تو خانه ام خیال توست پرویز صادقی
-
تک درخت تنهایم
دوشنبه 6 تیرماه سال 1401 00:49
تک درخت تنهایم خشکیده بر ساحل عشق وقتی خورشیدی چون تو میتابد بر جاده خیال تا به وجد اورد درخت در انتظار بهار را عبدالعظیم_خویی
-
تمام پروانهها قاصدک بودند
دوشنبه 6 تیرماه سال 1401 00:33
-
کاش هرگز تو را نمی دیدم
یکشنبه 5 تیرماه سال 1401 01:31
کاش هرگز تو را نمی دیدم آن وقت نه بغضی در گلویم بود نه دل شدگی و نه مشتی شعر واهه آرمن
-
آنچه مرا پیر کرد
یکشنبه 5 تیرماه سال 1401 01:30
آنچه مرا پیر کرد حسرت هایم نبود امیدهایم بود... زینب احمدی
-
چه شد در من
یکشنبه 5 تیرماه سال 1401 01:24
-
آغوشت را کوک کن
یکشنبه 5 تیرماه سال 1401 01:21
آغوشت را کوک کن مثل سازی خوش نوا میخواهم امشب میان دستانت بر هر سازی که تو بر تنم میزنی برقصم... صابر ونکی
-
کجاست مرهم دستت که بازخسته ترینم
یکشنبه 5 تیرماه سال 1401 01:19
کجاست مرهم دستت که بازخسته ترینم تورا که روح بهاری،خزان زرد نبینم کجاست ساحل چشمت ، بگو که تن بسپارم کجاست قایق قلبت ، دمی در آن بنشینم تو مثل آبی دریا زلال و پاک ، ولی من سوار موج پریشان که میزند به زمینم زمانه بین من و تو ، نهاده فاصله هارا تو آن طراوت صبحی، من آن غروب حزینم تو اوج قله ی شوقی ومن درخت کویرم تو...
-
می خوانیم به نام کوچکم با زبان پرتقالی
یکشنبه 5 تیرماه سال 1401 01:16
می خوانیم به نام کوچکم با زبان پرتقالی و عجیب میدهد طعم اصفهان لهجه ات می رباید لبهایت را چشم های کهرباییم من اما زنی گنگ که از برم تمام آوازهای گمشده ی ایل را رزیتا رضایی
-
کمی آرامش
یکشنبه 5 تیرماه سال 1401 01:16
-
من بگذرم اگر تو بمانی
شنبه 4 تیرماه سال 1401 00:15
من بگذرم اگر تو بمانی از ماندن تو می گذرم تو در گذشتن من بنشین تا از خیال بگذرم ای یال ای خیال بر شانه های من! (یدالله رویایی)
-
خدا
شنبه 4 تیرماه سال 1401 00:12
-
صبح که از راه می رسد
شنبه 4 تیرماه سال 1401 00:09
صبح که از راه می رسد نقابم را به چهره میزنم میخندم و میخوانم و میرقصم و شب هنگام به وقت خاموشی خورشید باز خودم می شوم بالش تنهایی ام را به آغوش میکشم و سخت به حال دلم میگریم دلی که بعد از تو دیگر برای من دل نمیشود... ساغر روحانی فر
-
مرا به چای بنشان
شنبه 4 تیرماه سال 1401 00:07
مرا به چای بنشان که بهانهای باشد برای چند استکان تو را دیدن مریم_قهرمانلو