-
زیباتر از آنی که تو را شعر کنم
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1401 00:12
زیباتر از آنی که تو را شعر کنم مست از مِیِ عشقت شوم و زار زنم هرکس اگر از بنده بپرسد ، گویم : او بت شده بود ، من ولی بتشکنم ! احسان آریاپور
-
گفتی سکوت چشمت آوازبیقراری ست
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1401 00:10
گفتی سکوت چشمت آوازبیقراری ست ابریست قلبت اما ، این ابرها بهاریست اما دروغ گفتی ، یک شب به چشم دیدم درآسمان قلبت ، صدها ستاره جاری ست بیهوده بود آن لفظ؛ آن عشق عشق بیحس دانستم و چهحاصل آن لفظ ها شعاریست با دستهای خالی عاشق نمیتوان بود همراه عشق امروز ، همراه اعتباری است سهم من از نگاهت ، پاییز بود و باران سهم تو...
-
دهان باد
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1401 00:07
دهان باد پر از هو هویی که عشق می خواندش دانه ای افتاد به خاک گفت من عاشقم لیلادهقان
-
تو چنانی که دلم
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1401 00:05
تو چنانی که دلم سر می رود از خواستنش مطلوبِ تمامِ میل و نیازم.. نیلوفر_ثانی
-
آییی زندگی!!!
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1401 00:03
-
عشق
پنجشنبه 26 خردادماه سال 1401 00:00
میگه : عشق شبیه خورشیده که برف های درون آدمها رو آب می کنه.. مهم فقط این نیست که حجمی یخی و سرما آب میشه... مهم اینه از آب شدن اونها جریانی از رود و چشمه و بارانی شکل می گیره که مایه زندگی و حیاته.. میگم: برای همین گاهی هم اون آبها سیل میشه و همه چیو با خودش می بره و نابود می کنه؟! میگه : اگه عشق زیادی بتابه و ناگهانی...
-
عشق را نوشتم
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1401 00:15
عشق را نوشتم چون الفبای کلاس اول به دل نشست عبدالعظیم_خویی
-
السلام علیک یااباعبدالله
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1401 00:12
-
چگونه خلق میکردم؟
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1401 00:09
چگونه خلق میکردم؟ خودم را به تخیلم آویخته ام... وارونه از پاها! دستهایم را به واژگان؛ ذهنم را به هجوم خطوط مبهم؛ روحم را به رنگ؛ تنم را به هویتى گم کرده گره زده ام، - شاید - که پیدا شوم! پریساقاسمى
-
آن زیبایه رویت نکن پنهان به زیر ماسک
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1401 00:07
آن زیبایه رویت نکن پنهان به زیر ماسک تو از آن دو چشمانم نکن پنهان لبت ، زیبا هربار دیدم آن ماسک ، بر چهره ی تو من هزاران بار لعنت کردم این ویروس را امیرحسین رحمانی
-
کمی آرامش
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1401 00:05
-
انگشتانم سوزن ُ
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1401 00:03
انگشتانم سوزن ُ خیالت نخی ست که با آن رویاهای پاره ام را وصله می کنم پرویز صادقی
-
درد می کشم
چهارشنبه 25 خردادماه سال 1401 00:00
درد می کشم و تنم پر از ماهی می شود دریاهای آزاد ماهی های بسیاری در خود زندانی کرده اند آسیه_حیدری
-
گل آفتابگردان
سهشنبه 24 خردادماه سال 1401 00:15
گل آفتابگردان چقدر زیبایى مى خواهد این دلدادگى چقدر باران بایددوست داشتنى باشد که اندام زیبایت را با ترنم وزمزمه ى دلبرانه ى او تطهیر میکنى نشانى سیاره ات را بگو و بگو درکدام خاک ریشه کرده اى که مدام چشمهایت باسمان خداست و دستهایت با دعاى قنوت ملتمس عشق! چه مومنانه سر به آستانش مى سائى و مى بخشى تمامى عشقى راکه خون...
-
من تو را بسیار میخواهم،
سهشنبه 24 خردادماه سال 1401 00:12
من تو را بسیار میخواهم، تو من را... بگذریم..! محمدمهدی_شفیعی
-
تنهایی ام را که لمس میکنم
سهشنبه 24 خردادماه سال 1401 00:09
تنهایی ام را که لمس میکنم رها میشوم از باید ها و نباید ها، از خوب و بد، از هر آنچه مرا محصور میخواهد. دنیای تنهایی من دنیایی ست پر از احساس، لبریز رویا، سرشار از تو، بی من. فاطمه جاهد
-
احترام
سهشنبه 24 خردادماه سال 1401 00:06
-
عاشقانه هایت به شیشه ی خیالم
سهشنبه 24 خردادماه سال 1401 00:04
عاشقانه هایت به شیشه ی خیالم تلنگر می زند همچون قطرات باران مثل فاتحه بر سنگ مزارِ مَردی که سال هاست درون سینه اَش زخم کاری روحش را می خراشد؛ تا اندوهِ تنهاییِ فانوس های خاموشِ گورستانِ غریب با اشک های آسمان نقش ببندد بر خیال ریشه های خفته در خاک! مرتضی سنجری
-
دلم ماهی به دور از آب دریاست
سهشنبه 24 خردادماه سال 1401 00:02
دلم ماهی به دور از آب دریاست به دور از عشق تو بیچاره تنهاست به سر اندیشه ای جز بودنت نیست قیامت بی تو گویی مثل فرداست حسین جلایری
-
پیرشدن
سهشنبه 24 خردادماه سال 1401 00:00
-
بگذار که تو را
دوشنبه 23 خردادماه سال 1401 00:12
بگذار که تو را چون جامی پر از آب بنوشم تا که رفع عطش شود از این تشنه در دل این کویر بیپایان تا که دامنههای سرسبز عشق تو جایگاه امن و آسایش من شود مهرداد درگاهی
-
تاریکی دهشت بار نیست
دوشنبه 23 خردادماه سال 1401 00:09
تاریکی دهشت بار نیست وقتی در قلبت فانوسی از عشق روشن است! فرشته سنگیان
-
یک راز باش
دوشنبه 23 خردادماه سال 1401 00:07
-
چه زیباست گیسوان بافته اَت میان
دوشنبه 23 خردادماه سال 1401 00:05
چه زیباست گیسوان بافته اَت میان معرکه ی ایل و تبار شعرهایم که اینگونه دلم مو به مو در بند و اسیر عطر گُل های رُزِ روسری اَت شده؛ و با سُرخی شکوفه های انار لب هایت قافیه را باخته ام لا به لای غزل های خُمارِ پلک و مژگانِ چشمان سیاهت همچون دیدار شمس و مولانا در این آتشی که بر جانم انداخته ای! مرتضی سنجری
-
زنی شاید
دوشنبه 23 خردادماه سال 1401 00:03
زنی شاید به شب هنگام شانه زندمویش را ! مقابل حوض ماه می تابد برگیسوان پریشانش زن،ناز می کند برای ماهیان قرمز شاپرکان راهشان رابیراهه می روند مات گیسوی رنگ شده ی زنی خسته می شوند که پایی برای استقامت ندارد. برلب حوض غصّه هایش را بقچه می کند برای آب برای جیرجیرک های شب زده ماه خسوف می کند! رُخ می پوشانداز زیبایی زن درشب...
-
یک کوه و یک رود
دوشنبه 23 خردادماه سال 1401 00:02
یک کوه و یک رود صدای شر شر آب رویش گل مهتاب خیالم را گره زدم به آرامش رود به روشنی آب به روشنی ستاره سنجاقکی آمد و روی خیال نازکم نشست و حریر خیال مرا لمس کرد بال هایش را بهم زد وپرید تا دور تا نور ترین نور.. لاله رمضانپور
-
:)
دوشنبه 23 خردادماه سال 1401 00:00
-
آییی زندگی!!!
یکشنبه 22 خردادماه سال 1401 00:12
آییی زندگی!!! موهایم یا شرافتم؟! کدامین، به خطر انداخته تو را؟! لیلا طیبی
-
گندمزار انبوه بود
یکشنبه 22 خردادماه سال 1401 00:11
گندمزار انبوه بود گندمزار ،مثل گیسوانی زرد، در باد شانه می خوردند در هوا و باد صدایی بود که دیده نمی شد صدایی در صمیمیت هوا و باد! به گندمزار شدم ساقه های گندمزار مرا در خود گرفتند کسی از دور صدایم می زد شاید از آن سوی گندمزار در خیالم بنفشه ها در باد می رقصیدند من به تماشای باد و بنفشه ها ایستاده بودم که ناگهان دست...
-
حال خوب
یکشنبه 22 خردادماه سال 1401 00:09