-
دلم میخواد
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1401 10:53
دلم میخواد بعدا از خدا بپرسم چجوری ایده پاییز به ذهنش رسید بعد هم بگم خدایا تو خارقالعادهای و همدیگه رو بغل کنیم... حجت سوری
-
نسیم آغوشت میان شعرم پیچیده
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1401 10:52
نسیم آغوشت میان شعرم پیچیده که این چنین واژه هایم لکنت گرفته اند, انگار عطر تنت سال هاست بر روی لبانم جاری ست نمی دانم متولد کدام سال و فصل و کدام ماه و روز از تقویم هستی؛ نامت را از آسمان پرسیدم ماه را به من نشان داد گویی ستارگان والدین تو هستند که در شناسنامه اَت می درخشند! مرتضی سنجری
-
چند وقت است
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1401 10:44
چند وقت است که خودم, شده از خود بیخود نفسش تنگ تنگ آرام و قرارش شده لنگ بعد مهر بی مهر شده خوب می دانم همه اش زیر سر پاییز است می شناسم آن دلبر زیبای مرموز ساکن کوچه باغ آبان آذر را می گویم برده دلش را... مهدی عارفخانی
-
السلام علیک یااباعبدالله
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1401 10:43
-
عشق
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1401 10:42
عشق محل وقوع چشم های توست پرویز صادقی
-
یاد تو نقش جان است هنوز
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1401 10:34
یاد تو نقش جان است هنوز از ابر تو عشق می بارد هنوز دگر نگو تمام این دل که یاد تو عمق جان است هنوز مریم_سپهوند
-
شهیدهمت
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1401 10:33
+نگاه به چهره شون باعث آرامش مون میشند..خوشا به حال شهدا
-
حضرت پاییز
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1401 10:32
پاییز فصل رسیدن است فصل شکفتن هوای بارانی اشک شوق ناپیدا غرق در باران خیال من پَر کشان در هوای تو بوی خاک خیس چشمان بسته من حس لبهای گرم تو اگر این همه پاییز است بگو که بیاید بگو که ببارد بگو که بشورد خاک از تن خسته خاطره از فکر بسته
-
ماه آسمان هم فراموش کرد
چهارشنبه 13 مهرماه سال 1401 10:31
ماه آسمان هم فراموش کرد جذر و مد را ... گوشه دنجی محو شد ... از تکرار مدار خسته شد...!!! محبوبه برونی
-
قصه هایی که پرداخت می شود
سهشنبه 12 مهرماه سال 1401 10:01
قصه هایی که پرداخت می شود و سرهای بیشماری که گرم می شود! غلامحسین افراس
-
حرف حساب
سهشنبه 12 مهرماه سال 1401 10:01
-
قصر عشقت , آوار شد بر سرم
سهشنبه 12 مهرماه سال 1401 10:00
قصر عشقت , آوار شد بر سرم تنم زیر آوار, در آغوش مرگ است دنیای من تو بودی اینک معشوق من مرگ است مریم_سپهوند
-
زمان هرگز برای ما یکسان نیست
سهشنبه 12 مهرماه سال 1401 09:59
زمان هرگز برای ما یکسان نیست که من پای لحظه های بی تو نشسته ام و تو حودت را داری پرویز صادقی
-
کمی آرامش
سهشنبه 12 مهرماه سال 1401 09:59
-
دائم مرا دیوانه کن با چشم زیبایت
سهشنبه 12 مهرماه سال 1401 09:58
دائم مرا دیوانه کن با چشم زیبایت این شهر را ویرانه کن با چشم زیبایت بانوی من! ابری نکن هر شب جهانم را پاییز را جانانه کن با چشم زیبایت لبریز کن پیمانه را از شور و سرمستی این کلبه را میخانه کن با چشم زیبایت امشب که مجنون گشتهام, این زندگانی را زیباتر از افسانه کن با چشم زیبایت وقتی نباشی شک نکن پیوسته غمگینم دائم مرا...
-
در خلوت نفس ها
سهشنبه 12 مهرماه سال 1401 09:57
در خلوت نفس ها که فاصله ها را رقم میزنن کنار تو بودن به سان رسیدن کوه ها به هماست وُبرهان آن فراز معنی حضور, نهی کن آن غروری که تو را از من بعید کند آن غروری که مرا از کاویدن احوال تو دور کند, دلیل تو بهانهی همت قلب منست برای زیستن, هرکجا که تو باشی هرکجا که من باشم یک نفس با تو در فاصله ام نفس بکش. علیرضا یوسفی
-
تو نیستیُ من
دوشنبه 11 مهرماه سال 1401 07:26
تو نیستیُ من لب سکوتم می نشینم و آه هایم را می نویسم این تنها بازماندگان صدایم پرویز صادقی
-
و باران به بهشت خواهد رفت
دوشنبه 11 مهرماه سال 1401 07:25
و باران به بهشت خواهد رفت بسکه در کار ع ش ق سبب خیر می شود ! پرویزصادقی
-
حضرت پاییز
دوشنبه 11 مهرماه سال 1401 07:24
-
ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ...
دوشنبه 11 مهرماه سال 1401 07:23
ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ... ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﺎﺵ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﯼ ﺑﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﺭﻧﺠﯿﺪﻩ ﺍﯼ! ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ... ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺵ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﯼ ﻛﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﺗﻮ ﺩﺭﺩ ﺍﺳﺖ! ﺭﻭﺯﯼ ﺍﮔﺮ ... ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﻛﻪ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﻣﯽ ﻛﻨﻢ ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭ ﻛﻪ ﻣﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﻫﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﺏ ﺍﻧﺪ ﻣﺮﺍ...
-
حال خوب
دوشنبه 11 مهرماه سال 1401 07:21
-
از تو که حرف می زنم
دوشنبه 11 مهرماه سال 1401 07:19
از تو که حرف می زنم یک جور خوبی حال من بد می شود! پرویز صادقی
-
پاییز
یکشنبه 10 مهرماه سال 1401 11:39
-
چرا من اینگونهام
یکشنبه 10 مهرماه سال 1401 11:38
چرا من اینگونهام در دوردستها جایی شاید برف میبارد سینه کوه سپید است صدای کلاغی روی شاخه درختی خبر از شومی بدنهاد میدهد انگار و تنهایی در این سپیدی موج میزند اما جوانهای سبز زیر این گستره سپید به انتظار نشسته جوانه عشق من و تو تا سر بر کند روزی شاید رو به آسمان آبی آنگاه که زیر قطرههای باران جشن بگیرد زندگی را...
-
باشهدا
یکشنبه 10 مهرماه سال 1401 11:37
-
اینجا هوا سرد است
یکشنبه 10 مهرماه سال 1401 11:36
اینجا هوا سرد است ومن چه تنها پیراهن لحظه های دلتنگیم را می تکانم که جیب هایش پراز قافیه های با تو بودن است هوا اینجا سرد است وشعرهایم یخ میزند از سردی نگاه تو وقتی کودکان رویا در سراشیب کوچه سرسره بازی میکنند وفروشنده دوره گرد با یک فنجان چایی داغ لخند میزند زندکی را من چه تنها وامروز هوا چه سرد تر ٱینه ها یخ بسته...
-
از خودت چیزی نگفتهای
یکشنبه 10 مهرماه سال 1401 11:35
از خودت چیزی نگفتهای هر چه هست رازیست که چشمانت با ستارگان در میان گذاشته است. زهرا محمدی
-
چه منظره زیبایی
یکشنبه 10 مهرماه سال 1401 00:41
-
این روزها با دل تنگی هایم حرف میزنم!!!
یکشنبه 10 مهرماه سال 1401 00:40
این روزها با دل تنگی هایم حرف میزنم!!! گاهی لابه لای یک ورق ... گاهی در خیال پر از بودنت گاهی در میان خوابی پریشان دل تنگی واژه ی آشنای این روزهایم شده و چه سخت روزهاییست!!! چه دردمندانه احساسم دود می شود!!! و من در مرگ تدریجی فصل احساس ها دست و پا میزنم!!! آری پایان قصه ی غصه هایم بی تو بودن است میثم نجفی
-
آنقدر مرا از رفتنت نترسان، قرار نیست همیشه بمانیم
شنبه 9 مهرماه سال 1401 10:40
آنقدر مرا از رفتنت نترسان، قرار نیست همیشه بمانیم روزی همه رفتنی اند … ماندن به پای کسی معرفت می خواد نه بهانه