-
شعرهایم
شنبه 9 مهرماه سال 1401 10:37
شعرهایم رُزهای رونده ای ست که در بالکن خیال من تو را گل می دهند می شنوی ؟ صدای عطرشان تا آسمان هفتم می رود پرویز صادقی
-
عشق ما رنگین کمان است
شنبه 9 مهرماه سال 1401 10:35
عشق ما رنگین کمان است که به خورشید می گوید: بسیار درخشان مباش که من خواهم رفت! و به تمامی پنهان مشو که من خواهم رفت! پس من آن عشق بزرگم که وصال بزرگ و فراق بزرگ مرا خواهد کشت! (غادة السمان)
-
پاییز
شنبه 9 مهرماه سال 1401 10:35
-
به عشقت چون دچارم پس به دیدارم نمی آیی
شنبه 9 مهرماه سال 1401 10:34
به عشقت چون دچارم پس به دیدارم نمی آیی چرا با اینکه می بینی گرفتارم, نمی آیی به دیدارت کنی غافل مرا ای جان شیرینم تویی آن حال نیکویم که تب دارم, نمی آیی؟ به سر رویای شیرینت نشسته تا که باز آیی مرا هر شب خیالت کر ده بیدارم, نمی آیی؟ ز هجرت گشته خشک آخر گلستانم کجایی تو بگوبا من چرا هر گز به تیمارم نمی آیی کجاها را...
-
و همچنان خدا کنار مهربانی هایت قدم میزند...
شنبه 9 مهرماه سال 1401 10:33
و همچنان خدا کنار مهربانی هایت قدم میزند... وقتی کسی به عشقش... روزها را قلم میزند... سهیل ساسان
-
السلام علیک یااباعبدالله
شنبه 9 مهرماه سال 1401 10:33
-
کمی دریا
جمعه 8 مهرماه سال 1401 10:36
-
بانوی بارانی
جمعه 8 مهرماه سال 1401 10:34
بانوی بارانی پالتویت را بپوش به خیابان بزن تا باران ببارد رودخانه ها خشک شده اند دلم هوای ماهیگیری کرده نیما هوشمند
-
تاب تاب عباسی خدا منو نندازی:(
جمعه 8 مهرماه سال 1401 10:32
-
باز باران
جمعه 8 مهرماه سال 1401 10:31
باز باران باز پاییزی قشنگ و عاشقانه باز باران می چکد بر بام خانه باز می آید صدایی از کنار پنجره همراه ضرب آهنگ باران همردیف این ترانه : زندگی زیباست زیباتر ز باران زندگی زیباست زیباتر ز پاییز و زمستان زندگی گرم است حتّی گرمتر از داغی فصل تابستان هااااای ... زندگی سبز است و پرگل سبزتر از سبزی باغ بهاران زندگی زیباست با...
-
زیبا نیستم...
جمعه 8 مهرماه سال 1401 10:30
زیبا نیستم... برای همین دیده نمیشوم... مگر با نگاه زیبا... جذاب نیستم... اما تا دلت بخواهد... جاذبه دارم... سهیل ساسان
-
تا در خزان روز دستم بهار باشد
جمعه 8 مهرماه سال 1401 10:30
-
ماه که خوابید,
جمعه 8 مهرماه سال 1401 10:29
ماه که خوابید, سوسوی ستارهها تنها دلخوشی آسمان شد. رها فلاحی
-
حضرت پاییز
پنجشنبه 7 مهرماه سال 1401 00:14
-
فرصتی نیست
پنجشنبه 7 مهرماه سال 1401 00:11
فرصتی نیست پیراهنت را تا صبح خشک کنی ابری را از ذهن گلدانی عبور ودر سینه کش دیوار تراژدی آلوده ی شب باشی با این همه خیابانهای مریض نیاز دارم، تا حرام نشدیم کسی، سرمان را جای امنی بگذارد مریم_نوروزی
-
حال خوب
پنجشنبه 7 مهرماه سال 1401 00:05
-
چه می شود اگر زندگی زندگی باشد
پنجشنبه 7 مهرماه سال 1401 00:04
چه می شود اگر زندگی زندگی باشد ما آسان باشیم آسمان ، وسیع آوازها ،عجیب اصلا نگران نگفتن نباشیم سیدعلی_صالحی
-
آمدی با مهر و ناز..اما بگو دل می دهی؟7/7
پنجشنبه 7 مهرماه سال 1401 00:02
آمدی با مهر و ناز..اما بگو دل می دهی؟ بر من ِ دیوانه...ای جانم. محافل می دهی از همین اول بگویم. من کمی دیوانه ام در دلت آیا به یک دیوانه منزل می دهی من اگر دل را سپردم بر نگاهِت یک زمان مثل من آیا تو هم دل در مقابل می دهی خوب می دانی که دلتنگی چه هست ای خوب رو من دلم تنگِ تو باشد...بووس خوشگل می دهی بذر عشقت در دلم...
-
پاییز
پنجشنبه 7 مهرماه سال 1401 00:00
-
ببار ای نمنم باران
پنجشنبه 7 مهرماه سال 1401 00:00
ببار ای نمنم باران کمی با اشک چشمانت نوای عاشقی سر کن ببین خسته ببین زاریم ببیین خوابیم و بیداریم زمستان رفت بهاران شد برای عاشقان راهی نمایان شد ببار ای نمنم باران پرنده دل به دریا زد مجال عاشقی کفری به ایمان زد ببار ای نمنم باران صبح را دلانگیز کن شراب عاشقی در جام و باده در دل خون کن مهرداد درگاهی
-
بی خیالی ها
چهارشنبه 6 مهرماه سال 1401 10:45
-
من برای دل تو
چهارشنبه 6 مهرماه سال 1401 10:44
من برای دل تو قصه را تا به آخر خواندم باورِ این قصه غصه دارم می کند...! فروغ_گودرزی
-
خوشا به حال رفتگرها
چهارشنبه 6 مهرماه سال 1401 10:44
پاییز که می آید در لابه لای برگهای پاییزی عبور خسته ی عابران را به شعر می خوانند و از صدای خش خش رنگها ترانه می سازند. معصومه رمضان زاده کرمانی
-
حضرت پاییز
چهارشنبه 6 مهرماه سال 1401 10:43
-
در جستجوی لحظه های سپید
چهارشنبه 6 مهرماه سال 1401 10:42
در جستجوی لحظه های سپید کنار پائیزنشسته ام صدای ساز دهنی ات می آید آهنگی که هزار بار شنیده ام صدایش با سوختن چوب در آتش آمیخته عطر آوازت هم نگین صدای رودخانه است کاش طلوع هم بیزار از آمدن بود سکوت شب همچنان می خواند پس توکجای این دلتنگی نشسته ای آتش درونم شعله خاموشی سر کشید تو هنوز نیامده ای و صدای آوازت در انتهای شب...
-
در دورانی که تو بودی
چهارشنبه 6 مهرماه سال 1401 10:42
در دورانی که تو بودی ماه زیباتر میدرخشید باران هم زیباتر میبارید در دورانی که تو بودی عشق پیراهن سرخی بر تن داشت و من شاعرتر بودم مریم جلالوند
-
کمی آرامش
چهارشنبه 6 مهرماه سال 1401 10:41
-
دریای من ای سرچشمهی آرامش و رهایی
چهارشنبه 6 مهرماه سال 1401 10:40
دریای من ای سرچشمهی آرامش و رهایی از دور دستها امواج چشمانت را به تماشا نشستهام دلم به سوی تو رهسپار است آغوش بگشا و در خویش غرقم کن تا اسیر تو گردم و رها از جهان رها از رنگها و اسیر بیرنگی تو آری در میان انبوه رنگها تو برای من همچون آب, بیرنگی بیرنگ, آرام بخش و زلال آنقدر زلال که میتوان خود را در تو پیدا...
-
ببخش اگر دست شعرم خالی ست
سهشنبه 5 مهرماه سال 1401 00:13
ببخش اگر دست شعرم خالی ست هیچ خیالی هنوز واژه ای نزائیدست که حقّ چشم هایت را ادا کند پرویزصادقی
-
آن روز در آن خلوت پاییز
سهشنبه 5 مهرماه سال 1401 00:09
آن روز در آن خلوت پاییز که او مثل تو خندید و مرا برد به آن لحظه ,به آن روز نگاهت به نگاهم گرهی خورد و... من کودک دیروز از آن لحظه, از آن روز شدم شاعر امروز!! مریم مینائی