-
سکوتی در نگاه پنجره خفته
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1401 07:51
سکوتی در نگاه پنجره خفته انگار به نظاره نشسته و ورق میزد لا به لای استخوانهای از هم تکیده ی احساسش خاطرات گذشته را مرتضی حاجی آقاجانی
-
حاشای تو بلند است و دیوار من کوتاه
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1401 07:50
حاشای تو بلند است و دیوار من کوتاه کوتاهی از من است حرفی نمی زنم کوتاه می اندیشم وتو بلند حرف میزنی وحسرت حسرت تماشای تو از پس این دیوار بلند مجتبی رنجبری احمدآبادی
-
پاییز
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1401 07:48
-
من به دنبال تو
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1401 07:44
من به دنبال تو آوارهٔ کوچه های واژه ام هیچ سرابی در التهاب آب چنین سرابی ندیده است پرویز صادقی
-
زمستانی ست
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1401 07:41
زمستانی ست حال این روزها مهر که رفت به نسیمی می لرزد تن سرد پاییز صیدنظرلطفی
-
کاش میشد دستهای پاییز را میگرفتم و
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1401 07:40
کاش میشد دستهای پاییز را میگرفتم و نگه ش می داشتم کاش میشد به عریانی درخت و سرگردانی باد قسم ش می دادم که بماند و باز هم آبروی اشکهامان را زیر باران بخرد ، که باز هم خش خش برگ ها امید برگشت را زنده کند کاش دستهایم کوتاه نبود برای نگه داشتن تو پاییز باران و همه ی آنچه که دوست میدارم ... شهره_عابد
-
عیدتون مبارک
پنجشنبه 12 آبانماه سال 1401 07:39
-
از بچگی جغرافیایم خوب نبود
چهارشنبه 11 آبانماه سال 1401 07:57
از بچگی جغرافیایم خوب نبود از وقتی گمش کردم تمام کوچه های دنیا را می شناسم شما که شعرم را می خوانید / بله با شمام تو هم از هر کوچه هزار بار رد شوی جفرافیایت خوب خواهد شد نیماهوشمند
-
من را نگاه کن که دلم شعلهور شود
چهارشنبه 11 آبانماه سال 1401 07:56
من را نگاه کن که دلم شعلهور شود بگذار در من این هیجان بیشتر شود قلبم هنوز زیر غزل لرزههای توست بگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود من سعدیام اگر تو گلستان من شوی من مولوی سماع تو برپا اگر شود من حافظم اگر تو نگاهم کنی اگر شیراز چشمهای تو پر شور و شر شود «ترسم که اشک در غم ما پردهدر شود وین راز سر به مهر به عالم سمر...
-
آدمها
چهارشنبه 11 آبانماه سال 1401 07:55
-
تو بهترین شعر من باش
چهارشنبه 11 آبانماه سال 1401 07:54
تو بهترین شعر من باش در این روزگار بد که در کوچه های خیابان شعرم یکی در میان عزا و عروسی ست؛ در بن بست غزل هایم صدای پایکوبی به گوش می رسد و از خانه های تاریک صدای شیون مرگبار, نمی دانم این گُل های پژمرده مصیبت کدام گناه ریخته شده بود که این چنین تمام سطرها خونین شده اند برای قافیه هایی که فریادهای بی صدای گلویشان از...
-
پاییز
چهارشنبه 11 آبانماه سال 1401 07:53
-
تو با کدامین آیه ها نازل شده ای
چهارشنبه 11 آبانماه سال 1401 07:53
تو با کدامین آیه ها نازل شده ای که نمیتوان شبیهت را یافت ای قبله گاه احساس در امتداد خط لبانت عشق جولان داد و لبخند زاده شد در اعماق نگاهت طلوع وصال را دیدم من از خط چشمان تو به معراج رسیدم و از خود تو به خدا تو آیه ی الهام شده ای و من اکنون پیامبر دریافت ای سوره ی نازل شده در دل شبیهت را نمیتوان یافت رضانوری
-
از روز گرفتاری تا حالا
چهارشنبه 11 آبانماه سال 1401 07:52
از روز گرفتاری تا حالا من در بند توام و تو در آن سوی آزادی مرا به تماشا نشسته ای! غلامحسین افراس
-
کمی آرامش
چهارشنبه 11 آبانماه سال 1401 07:52
-
گوشه ی لب هایم
سهشنبه 10 آبانماه سال 1401 07:14
گوشه ی لب هایم تشنه تک جاروی لپی ست به رباید از غنچه لبت یک صد بیست بوسه به حلال گر بخواهی تشنه بمانم هنوز ره نمانده تا بروم دم میخانه به روز منوچهر فتیان پور
-
پاییز
سهشنبه 10 آبانماه سال 1401 07:13
-
و عشق راهش را گم کرد
سهشنبه 10 آبانماه سال 1401 07:12
و عشق راهش را گم کرد و مستقیم بطرف دریارفت . . آنجا همه چیز یافت می شد.پیش از آن دریا را نمی دانست. واولین بار فراوانی را یافت.. . . چیزی که یافته بود قبلا هم داشت.. اما در دیارشا ن معنایی نبود . صنوبر ها زیاد بودند و علف زار آنقدر بلند که راهشان را می بست. .صدا ها شنیده نمی شد هر چند رفاقت زیاد بود علی محسنی پارسا
-
غم مخور
سهشنبه 10 آبانماه سال 1401 07:12
-
شکسته دست شادی ام
سهشنبه 10 آبانماه سال 1401 07:11
شکسته دست شادی ام به پای ِ چینی غمم, شکسته بند میزنند! من نه نو ام نه سپید نه شعرم نه شعور من شعارم , شعاار... پناه بیگلری
-
خوب میدانم
سهشنبه 10 آبانماه سال 1401 07:11
خوب میدانم زندگی هرگز نباشد برگِ زردی در مسیرِ بادِ سرد. زندگی مانندِ ریشه... تا ابد, سخت می ماند در دلِ پاک زمین. زندگی شاید مثالِ شاخه هاست؛ یا که نه ....!! یک پیچک است؛ پیچکی که در نهایت انتهایش میرَوَد سمتِ خدا. ریحانه امیری
-
انتظار
سهشنبه 10 آبانماه سال 1401 07:10
-
استغفار
دوشنبه 9 آبانماه سال 1401 08:04
-
وقت آن است که شکوفا گردیم
دوشنبه 9 آبانماه سال 1401 08:03
وقت آن است که شکوفا گردیم شفاف تر از قطره دریا گردیم من و تو دو روی یک جلد کتاب بغلم کن , یک رمان زیبا گردی م سجاد_فرهمند
-
غبطه میخورد به حالمان دریا
دوشنبه 9 آبانماه سال 1401 08:02
غبطه میخورد به حالمان دریا آنگاه که از چکیده باران, قطره ای در زمین افتد... تو چکیده بارانی... همان شبنمی پس از باران... و زمین... . . . در انتظار قیامت یک برخورد...!! رسول امامی
-
همسایه
دوشنبه 9 آبانماه سال 1401 08:01
-
در شب به جستوجوی تو بودم
دوشنبه 9 آبانماه سال 1401 08:01
در شب به جستوجوی تو بودم آسمان و همه بودند جای تو خالی بود ای ماه چهارده ساله! علیرضا ایمانی فر
-
به زلفت کرده ای دل را پریشان
دوشنبه 9 آبانماه سال 1401 08:00
به زلفت کرده ای دل را پریشان دو چشمت برده ازمن دین وایمان شگفت است عازم ازحسن خداداد تو مه را کرده ای در ابر پنهان حسین لاری
-
برکت عمر
دوشنبه 9 آبانماه سال 1401 08:00
-
تو را میخواهم و این خواهش ممنوع، هرلحظه
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 08:00
تو را میخواهم و این خواهش ممنوع ، هرلحظه فرومیپاشد از هم بندبند ِ استخوانم را فاطمه رنجبری