-
پنجره را باز می کنم
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 07:58
پنجره را باز می کنم شمعی روشن می کنم با دسته گلی کوهی گلدانی را می آرایم و در حاشیه ی بالشم زلال ترین شعرم را مثل شبنم می پراکنم دیروقت است و می دانم زنی زیبا به خوابم می آید (عبدالله پشیو) ترجمه از فریاد شیری
-
پاییز
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 07:57
-
ای آسمانِ پُر هیاهویِ آبان
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 07:56
ای آسمانِ پُر هیاهویِ آبان بویِ بارانت می آید تا بِرویاند به کوی و برزنم بذرِ امید ای شُکوهِ شبهایِ پائیزان می شنوم صدایت را چون کبوتری به این بی قراریِ پرواز می بینم روشنایِ مهتابت را و می دانم که به صبحم خواهد رساند علیزمان خانمحمدی
-
در آستانه نور
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 07:55
در آستانه نور زنانی ستاره بدست و مردانی با قلبی به وسعت آسمان نوشتند از عشق و نور ... امید به طلوع نور ... فاطمه دانشور
-
اگر همه ی شیرینی های زمین را
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 07:54
اگر همه ی شیرینی های زمین را در قطره آبی زلال جمع کنند به اندازه ی یک بوسه، شیرین نمی شود! اگر تمام آبی آسمان را در برکه ای کوچک جمع کنند به اندازه ی چشمان تو آبی نیست! (لطیف هلمت) ترجمه از فریاد شیری
-
ما همدیگر را می بینیم،
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 07:54
ما همدیگر را می بینیم، تلاش مان را هم می کنیم، اما چیزی رخ نمی دهد. بعد از آن، هر وقت همدیگر را می بینیم شرمنده ایم و روی مان را از هم بر می گردانیم. (ریچارد براتیگان)
-
پاییز
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 07:53
-
با دلآرامی مرا..
شنبه 7 آبانماه سال 1401 07:43
-
و زن زیباست
شنبه 7 آبانماه سال 1401 07:41
و زن زیباست و زیباتر از او جای پای اوست بر صفحات کاغذ (نزار قبانی)
-
سه روز شد که نگارین من دگرگون است
شنبه 7 آبانماه سال 1401 07:35
سه روز شد که نگارین من دگرگون است شکر ترش نبوَد آن شکر ترش چون است به چشمهای که در او آب زندگانی بود سبو ببردم و دیدم که چشمه پرخون است به روضهای که در او صد هزار گل میرست به جای میوه و گل خار و سنگ و هامون است فسون بخوانم و بر روی آن پری بدمم از آنکه کار پری خوان همیشه افسون است پری من به فسونها زبون شیشه نشد که...
-
حال خوب
شنبه 7 آبانماه سال 1401 07:34
-
انتظار
شنبه 7 آبانماه سال 1401 07:33
-
خواب
شنبه 7 آبانماه سال 1401 07:32
به سقفِ اتاقَت مهتابی نقرهای آویختهاَم که اگر آمدی پایت به گلدان نگیرد بیفتد، بشکند،… از خواب بپرم ببینم خواب دیدهاَم! رضا کاظمی
-
سکوت میکنم
شنبه 7 آبانماه سال 1401 07:31
-
تنهایی
شنبه 7 آبانماه سال 1401 07:31
تنهایی مثل اناریست شکفته بر شاخه دستی اگر نچینَدَش چه در آسمان بماند، چه بر خاک بیاُفتد! رضا کاظمی
-
حضرت پاییز
جمعه 6 آبانماه سال 1401 07:57
-
عصر جمعه های بارانی
جمعه 6 آبانماه سال 1401 07:56
عصر جمعه های بارانی دلت هوای هزار و یک نفر را میکند با نبود هزار نفرش میتوانی کنار بیایی اما... اما امان از آن یک نفر آوار میشود روی خلوت خاموش قلبت و ویرانت میکند درد بی درمان دلتنگی... ساغر روحانی فر
-
نیک باشی
جمعه 6 آبانماه سال 1401 07:55
-
به شوق خواندن شعرت، تو را باعشق می بوسم
جمعه 6 آبانماه سال 1401 07:54
به شوق خواندن شعرت، تو را باعشق می بوسم بدون تو به هم می ریزم و از غصه می پوسم نزاییده تورا درخود، خیال پا به ماه من بیا میلاد عشقم باش و معشوقانه مانوسم غمت را دیدم و قلبم برایت روضه می گیرد و شادی می زند طعنه بر این افکار معکوسم نه این دفتر ،نه خودکارم،مرا هرگز نمی فهمد شبیه روح سرگردان میان عمق کابوسم جهان آبستن...
-
نامم را نمیدانم
جمعه 6 آبانماه سال 1401 07:50
نامم را نمیدانم این موجود مستعار را مادام که شما را یاد اسم دیگری میاندازد هر چه میخواهید صدا کنید من شاید در مهربانترین شناسنامهها افسانهای باشم که روزی در این قامت حلول کرده است صادقانه میپرسم آیا کسی دلش برای باد پاییز تنگ میشود؟ یا برای خاطراتی که زیر هر یک از این برگهای زرد خاک میخورد چه فرق میکند آن...
-
پارک،زندگی
جمعه 6 آبانماه سال 1401 07:40
-
وقتی که تو این شعر را بخوانی
جمعه 6 آبانماه سال 1401 00:27
وقتی که تو این شعر را بخوانی شاید من در شهر دیگری باشم شعری که از پاییزی تلخ و عشقی که به عبث می پیمود سخن می گفت شعری که در بادها می وزید و چنان اعلامیه های پخش نشده برتکه های کاغذ نوشته شده بودهمانند مسافری که به سفری دور و تنها آماده بود زیرا که مرگ قایقی سفید رنگ بود قایقی غرق شده که تمام دریاهای سیاه او را می...
-
زندگی چیست
پنجشنبه 5 آبانماه سال 1401 00:55
-
به تشنگیی بهار دلخوش نباش!
پنجشنبه 5 آبانماه سال 1401 00:54
به تشنگیی بهار دلخوش نباش! ... تا به باران فکر کنی؛ پاییز از راه رسیدهست! لیلا طیبی
-
:)
پنجشنبه 5 آبانماه سال 1401 00:54
-
وقتی که پوستت:
پنجشنبه 5 آبانماه سال 1401 00:52
وقتی که پوستت: - ابریشم سپید تراوا - نیلوفرینه می شود از نیش بوسه ها احساس می کنم، بازارگان عطر و پرند و نورم در جاده های خرم ابریشم. (فرخ تمیمی)
-
اینجا بوقت ِباران
پنجشنبه 5 آبانماه سال 1401 00:50
اینجا بوقت ِباران دقایق ِّحضور به لحظه های ناب کوک ست دل باید سپرد اینجا معاشقه ی زمین با آسمان ست ... نیلوفر ثانی
-
کمی آرامش
پنجشنبه 5 آبانماه سال 1401 00:49
-
قبله گاه ِ شعرهای ِ ناب بودی در کتابم
پنجشنبه 5 آبانماه سال 1401 00:48
قبله گاه ِ شعرهای ِ ناب بودی در کتابم بند بند ِ هر غزل را می سرودی در کتابم شوق وصلت در دلم آهنگ شادی می نوازد شعر گفتن شد برایم تار و پودی در کتابم در خیالم چون برایت یک غزل از گل نوشتم باغ گل را جمع کردم با حسودی در کتابم خاطراتی را که گفتم با صبوری در روایت می نوشتم یک قصیده با شهودی در کتابم با دلی پر از هیاهو سر...
-
حضرت پاییز
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1401 00:55