-
روز ها می گذرند شب ها می آیند
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1401 00:52
روز ها می گذرند شب ها می آیند من چنان غرق در این افکارم که در این تاریکی نه یک شاخه که چنگی بزنم نه که یک اسب که با آن بدوم بروم تا آن شهر در به رویم باز است مردمان شعر مرا میخوانند وسط کوچه شهر کودکی خرد به من مینگرد سایه آواز هوا میخواند باد پیغام مرا تا به سبا میراند وسط کوچه شهر مرگ به دنبال صدا می گردد کودک از...
-
در ازدحام نبودنت
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1401 00:50
در ازدحام نبودنت زیر پلک خیال هر شب برهوت وجودم پر می شود از اشباح دلتنگی مرضیه_شهرزادپور
-
آمدی لبریز از عشقم نمودی
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1401 00:49
آمدی لبریز از عشقم نمودی در وجودم عشق را بنیان نهادی آمدی از بیکران ها آمدی از دورها با سپاهی از نگاه و ارتشی از نورها در وجودت شعله های راستی در سخاوت رنگ عشقی رنگ شعر پارسی حسن فرخی قراملکی
-
دخترا رو..
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1401 00:48
-
کلمه ها دیگر برای من معنائی ندارند
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1401 00:46
کلمه ها دیگر برای من معنائی ندارند فقط هجوم یک صداست اینجا کنار نبودت ثانیه ها به کف هر قدمم چسبیده با سایه های پر از روشنی به آفتاب چنگ میزنم چشمانم را گرو می دهم راه نفسم در پس این دلتنگی گرفته باز هم غروب است روزها با شب دیگر فرقی برایم ندارد جز صدای خروس پیری که هنوز فراموش نکرده همه فریادهای مانده از دیروز را در...
-
یک مزرعه مریم
چهارشنبه 4 آبانماه سال 1401 00:45
در قاب لبخندت یک مزرعه مریم موج می زند در من در سرود نفس هایت پرویز صادقی
-
تو کامل تر از آنی ک ماه را می گویند!
سهشنبه 3 آبانماه سال 1401 11:19
تو کامل تر از آنی ک ماه را می گویند! تو تو رها تر از معماری بادگیر های یزدی ! تو کامل و آزادی! مثل باد مثل ماه سیّد ستاره حیدری
-
توصیف تو
سهشنبه 3 آبانماه سال 1401 11:17
توصیف تو عین دیوانگی است به تو نمیرسم از بس که بلند ایستادهای با ماه! علیرضا ایمانی فر
-
وای به روزی که زن ها عشق ورزیدن را فراموش کنند
سهشنبه 3 آبانماه سال 1401 11:16
وای به روزی که زن ها عشق ورزیدن را فراموش کنند شمعدانی های باغچه دق می کنند فنجان ها برای دیدن روی ماه چای تازه دم چشم به در می مانند عطر برنج دم کشیده شمال از آشپزخانه پر می کشد ظرافت و زیبایی از فضای خانه رخت برمی بندد ماهی قرمز تنگ بلور گوشه ای کز می کند و ... بغضش می گیرد بوی خاک باران خورده سرزمین خانه را ترک می...
-
قاب عکس
سهشنبه 3 آبانماه سال 1401 11:12
-
پاییز وداع برگ از شاخه مادریست
سهشنبه 3 آبانماه سال 1401 00:42
پاییز وداع برگ از شاخه مادریست شاخه از داغ فراغ سیر گریست صدای خُرد شدن برگش زیر ِ پای عابران را شنید اشک ِ شاخه آرام آرام بر برگ ِ افتاده بر خاک ِ مرده عاشقانه می چکید شاخه با غصه میگفت ؛ مُردنت بر هیچکس پوشیده نیست این وداع این وداع جنگ ِ نابرابر بود عزیز... محبوبه برونی
-
گیسویت
سهشنبه 3 آبانماه سال 1401 00:40
گیسویت بیافشان وُ سینه ات را سودایِ عاشقی بزن بر گردنت بیاویز میخکی از عنبرینِ جهان از پاره هایِ قلبم زنجیری سرخ بر سفیدیِ ساقت کن از خونابهٔ دلم مژگان بیارای!! به کوچه های پُر تشویش شب گوش کن بشنو صدای قدمهای سنگینم را..... آمده ام.....چون فرهادی تیشه به دست تا حک کنم نقشِ نقشینت را بر بیستونِ زمانه علیزمان خانمحمدی
-
پاییز
سهشنبه 3 آبانماه سال 1401 00:39
-
شب بی قراری سپیدار را
دوشنبه 2 آبانماه سال 1401 11:22
شب بی قراری سپیدار را به مهتاب گفتم مهتاب گفت من از او بی قرار ترم گفتم چاره چیست؟ گفت: سکوت ... پروانه مدی
-
پاییـزِ بارانـی
دوشنبه 2 آبانماه سال 1401 11:21
چـه زیبـا و غمگیـن اسـت پاییـزِ بارانـی به ماننـد چشمـان تـو در لحظـه خداحافظـی حیدر ولی زاده
-
سخن ناب
دوشنبه 2 آبانماه سال 1401 11:19
-
من تو را به یقین روزیی, خواهم داشت
دوشنبه 2 آبانماه سال 1401 11:16
من تو را به یقین روزیی, خواهم داشت و در آن روز, از تو می پرسم من می شود آیا؛ دل من کنده شود زین همه بی تابی؟ و به تکرار دوست داشتنت شب و روزیی باشد به امیدی که تویی, و خیالی پر از سرسبزی.... اعظم حسنی
-
انتظار
دوشنبه 2 آبانماه سال 1401 11:15
-
از آه غزل هایم
دوشنبه 2 آبانماه سال 1401 11:13
از آه غزل هایم می چکد بغض دلتنگی به عادت دیرینه ریسه می بندم آرزو را به درفش امید شاید ماه افتاد در برکهی تنهایی مرضیه شهرزادپور
-
خستگی هایم که ورق بخورد
دوشنبه 2 آبانماه سال 1401 11:13
خستگی هایم که ورق بخورد دلتنگی سر باز می کند و فراموشم می شود شب را بی نور, گذشتم در پس خیال تو..... اعظم حسنی
-
آرمیدن می خواهد کنار تو
یکشنبه 1 آبانماه سال 1401 01:32
آرمیدن می خواهد کنار تو برگ کوچکی که زمستانش از پس زمستان می آید و اما دل به پائیز نمی سپارد... مریم حسینی چگنی
-
هررهگذری..
یکشنبه 1 آبانماه سال 1401 01:31
-
باید می دانستم
یکشنبه 1 آبانماه سال 1401 01:28
باید می دانستم سرانجام تو را از این جا خواهد برد این جاده که زیر پای تو نشسته بود. (جلیل صفر بیگی)
-
شب اشک عشق ماه پنجره دلتنگی
یکشنبه 1 آبانماه سال 1401 01:23
شب اشک عشق ماه پنجره دلتنگی ببین که واژه ها چگونه قد برافراشتن برای سرودنت! ای همنشین دردهایم بعد از تو... سرخ و زرد و نارنجیها را بر بوم کدام زندگی نقاشی کنم ؟ ترانه های عاشقانه ام را در گوش چه کسی زمزمه کنم ؟ چگونه تاب آورم عطر باران را ؟ قاصدکهایم را به کجا روانه کنم ؟ ای همدم نفسهایم بعد ازتو چگونه نفس بکشم پاییز...
-
چه منظره زیبایی
یکشنبه 1 آبانماه سال 1401 01:18
-
عشق , معنای فراخی مردمک چشمان توست
یکشنبه 1 آبانماه سال 1401 01:15
عشق , معنای فراخی مردمک چشمان توست هنگامی که در افق نگاه یک نیلوفر به تپش در می آید و تو محکوم به حبس ابد در مرداب دلتنگی میشوی فاطمه جعفری
-
حال خوب
یکشنبه 1 آبانماه سال 1401 01:11
-
دست یخ زدهات را
شنبه 30 مهرماه سال 1401 08:47
دست یخ زدهات را با دو دستم گرفتم هوا سرد نیست خورشید بیرحم شده است! علیرضا ایمانی فر
-
به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
شنبه 30 مهرماه سال 1401 08:46
به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ ز هجر دائمی ایمن ز وصل جاودان فارغ بلند و پست و هجر و وصل یکسان ساخته بر خود ورای نور و ظلمت از زمین و آسمان فارغ سخن را شسته دفتر بر سر آب فراموشی چو گل از پای تا سر گوش اما از زبان فارغ کمان را زه بریده، تیر را پیکان و پرکنده سپر افکنده خود را کرده از تیر وکمان فارغ عجب مرغی نه...
-
زغوغای جهان فارغ
شنبه 30 مهرماه سال 1401 08:44