-
داشتم فکر میکردم
یکشنبه 2 بهمنماه سال 1401 08:20
داشتم فکر میکردم به همین روزهایم در سال قبل اینکه براى چه چیزها دلم بیقرار بود و حالا نسبت به آنها بى تفاوتم! میدانید چه میخواهم بگویم؟ میخواهم بگویم؟ زیاد از غصه ى امروز دلتان نگیرد، شاید یک سال دیگر یادآورى اش برایتان خنده دار باشد! سیما_امیرخانی
-
داشتنت ...
یکشنبه 2 بهمنماه سال 1401 08:20
داشتنت ... مثل نم نم باران جاده ی شمال ... مثل مستی بعد از اولین پیک های شراب ... مثل خواب بعد از ظهر ... مثل بوسه های تند و یواشکی ... مثل آهنگهای قدیمی کریسدی برگ ، مثل دیالوگهای فیلم شب یلدا، مثل آن بغلی که عاشقت است... جدا نمی شود ، تنهایت نمی گذارد ... و مثل برگشتن آدمی که سال ها منتظرش بودی ... آی می چسبد ، آی...
-
یادی از آن گلی که وفادار ما نبود
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 08:31
یادی از آن گلی که وفادار ما نبود باران دشت سبز سبکسار ما نبود فیروزه های آبی چشم قیامت اش در ویترین حجره ی بازار ما نبود آن ماهتاب نقره نشانیکه چهره اش پرتو فشان نیمه شب تار ما نبود در کوچه های در به دری پرسه میزدیم از عشق و درد و خونجگری بار ما نبود دل داد و دل ربود و دل از ما برید و رفت آن نازنین خاطره ها یار ما...
-
زیبا
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 08:30
-
واین شعرها تنها تکیه گاه من اند
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 08:30
واین شعرها تنها تکیه گاه من اند وقتی شانه هایت را ندارم! مریم امیری نیا
-
«تو را در شب زندگی میکنم
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 08:29
«تو را در شب زندگی میکنم تا کسی نفهمد که چقدر ندارمت...» شیوا_میثاقی
-
در آتشی نشسته ام
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 08:28
در آتشی نشسته ام که آه می کشد تنم به رنگ دود تلخ زندگی مرا صدا نمی کند مخاطب دل سنگی که بی بهانه رفت تا برفت مرا نگاه نمی کند آینه ای که دوخته ام به دیواری که خود بافته ام شده ام زندانی زندانی که خود ساخته ام شده ام حبس ابد عجب از دست خودم سال ها به خیالم که پس از سیاهی شب ها طلوع می کند روشنی فردا هم چنان به فریب من...
-
ما که از...
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 08:27
-
گر خوب و گر نه خوب
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 08:26
گر خوب و گر نه خوب نوازشگرم تویی چون نغمهٔ نهفته به تاری نشسته ام - ((سیمین بهبهانی))
-
شبی دیگر است و
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 08:25
شبی دیگر است و آغوش تو باز و من در پناه امن تو آسوده زمان خواب زمین رام شهر در لاک بیهوشی منم بیدار منم هوشیار نفسهایت بسان موج بر ساحل سر انگشتت بسان شاخهای ساکن هوا در گردش است و من به آهنگ تمنا روح میبازم همین جا مینشینم تا که سر برداری از خواب تا ببینم آن دو چشم و آن دو ابرو تا ببارد بر زمین خشک من ابر خیالت...
-
به هیئت ماه در آمدی
جمعه 30 دیماه سال 1401 08:59
به هیئت ماه در آمدی در تاریکی های شهر تو مرا روشن کردی وتمام بوسه هایم را تعبیر کردی کمی بعد شبیه بهارشدی روییدی سبز شدی وتمام دلتنگی هایم را تمام کردی من عاشق یک زن نیستم تو موجودی طبیعی هستی یک هستی موجود با تمام کائنات درون من حلول کرده ای نجوان درویش
-
چه منظره زیبایی
جمعه 30 دیماه سال 1401 08:56
-
بی نهایت دوستت دارم ولی در جمعه ها...
جمعه 30 دیماه سال 1401 08:54
بی نهایت دوستت دارم ولی در جمعه ها... حسِ دلتنگی کمی از این نهایت سرتر است! #رضا_علیزاده
-
اصلا ربطی به صبح و شب ندارد
جمعه 30 دیماه سال 1401 08:52
اصلا ربطی به صبح و شب ندارد همین که تو باشی همه چیز بخیر است ---------- ناصر رعیت نواز
-
خط کشی های عابر پیاده
جمعه 30 دیماه سال 1401 08:51
خط کشی های عابر پیاده برای آدمهای تنها خوب است وگرنه من و تو دوتایی در خیابان قدم که نمی زنیم پرواز می کنیم | صادق اسماعیلی الوند |
-
انتظار
جمعه 30 دیماه سال 1401 08:48
-
اگر عشق، عشق باشد.
جمعه 30 دیماه سال 1401 08:41
اگر عشق، عشق باشد. زمان، حرفِ احمقانهای است... #فروغ_فرخزاد
-
من یک عاشقم
پنجشنبه 29 دیماه سال 1401 08:27
من یک عاشقم آن هم از نوع دیوانه اش میخواهم کُل زندگى ام را به تو ببازم، به تویى که بازى دادن را بلدى. #سروش_کلهر
-
زاهد بودم ترانه گویم کردی
پنجشنبه 29 دیماه سال 1401 08:26
زاهد بودم ترانه گویم کردی سر فتنهٔ بزم و باده جویم کردی... ما را ز هوای خویش دف زن کردی صد دریا را ز خویش کف زن کردی " مولانا "
-
انتظار
پنجشنبه 29 دیماه سال 1401 08:25
-
در افق، پشت سرا پرده نور
پنجشنبه 29 دیماه سال 1401 08:24
در افق، پشت سرا پرده نور باغ های گل سرخ، شاخه گسترده به مهر، غنچه آورده به ناز، دم به دم از نفس باد سحر؛ غنچه ها می شد باز ... همه عالم به تماشا برخاست ! " فریدون مشیری "
-
آنقدر زیبایی
پنجشنبه 29 دیماه سال 1401 08:17
آنقدر زیبایی که به تنهایی از عهدهی دوست داشتنت بر نمی آیم .. در من هزاران "من" است که لحظه لحظه قیام می کنند برای ستایش تو ... #بهنام_محبی_فر
-
آدمى که نیمه اش نباشد،
پنجشنبه 29 دیماه سال 1401 08:16
آدمى که نیمه اش نباشد، زبان انتظار را نمى فهمد؛ همه چیز برایش یا دور است و یا دیر...! • امیر وجود
-
بهارچه زیباست!
پنجشنبه 29 دیماه سال 1401 08:15
بهارچه زیباست! اما اگر زمستان نبود برف و باران هم نبود پس . . . بهار با زمستان زیباست. محمدعلی مقیسه
-
عشق پیروزت کند بر خویشتن
پنجشنبه 29 دیماه سال 1401 08:09
عشق پیروزت کند بر خویشتن عشق آتش می زند در ما و من عشق را دریاب و خود را واگذار تا بیابی جانِ نو، خورشیدوار فریدون مشیری
-
ماه من
چهارشنبه 28 دیماه سال 1401 07:58
ماه من با خود ببر مرا تا مرز آسمان نیمه تاریک خود را بگشا ماه من باز بیدارم امشب باز مینالم امشب باز تن برگشوده باز مرغ خیالم پر گشوده ماه من قدری بیا رویای شیرینم ببین گلهای سرخم را بچین ماه من دست زمین بیداد کرد آشفتگی بنیاد کرد جان از تنم آزاد کرد ماه من قدری بیا قدری بیا مهرداد درگاهی
-
یاضامن آهو
چهارشنبه 28 دیماه سال 1401 07:56
-
آن دم که تو را دیدم
چهارشنبه 28 دیماه سال 1401 07:55
آن دم که تو را دیدم ایستاد زمان از کار این حقیقتی روشن بود به احترام انگار در چشم تو گمگشتم سرگشته و حیرانم محکم بتپد قلبم انگار نیم هوشیار یک سیلی بزن جانم تا هوش به سر آید هرچند ندارم دوست از خواب شوم بیدار عشقم به دلت مبهم عشقت به دلم فانوس گر نور رود ظلمت آن لحظه منم بیمار این جادهی عمر من بی تو گذرش بی جان با...
-
یادمان بود بسوزیم چو شمع تا دم صبح
چهارشنبه 28 دیماه سال 1401 07:49
یادمان بود بسوزیم چو شمع تا دم صبح چون شب آمد همه خفتیم ز شب تا دم صبح گفته بودند بزرگان که طلوعی دگر است ما به غفلت همه خفتیم ز شب تا دم صبح مصطفی مروج همدانی
-
آسمان پر شده در فضای تاریکی
چهارشنبه 28 دیماه سال 1401 07:49
آسمان پر شده در فضای تاریکی دانه های برف می رقصند با کلام جادویی شیروانی سپید شده است, یکدست لانه کبوتر خراب شده در بالا دست کوچه خلوت شده از رهگذران پی در پی رد پا مانده در گودال یک منزل یکی صدای پیرمرد می آید برف ها را از بام منزلی می روبد بچه ای کلاه بر سر دارد مادرش, پوشینه بر کمر دارد من نشسته ام لب پنجره غرق در...