-
بعضی وقت ها
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1402 10:46
-
عشق کودتایی ست
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1402 10:45
عشق کودتایی ست در کیمیای تن و شورشی ست شجاع بر نظم اشیاء و شوق تو عادت خطرناکی ست که نمی دانم چگونه از دست آن نجات پیدا کنم و عشق تو گناه بزرگی ست که آرزو می کنم هیچ گاه " بخشیده " نشود سعاد الصباح
-
از من شعر میخواهی
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1402 10:41
از من شعر میخواهی شعری پر از تشبیه و استعاره ببخش عشقام در خورجینام هیچ چیز شبیه به زیبایی تو ندارم ییلماز اردوغان
-
شاید باورت نشود
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1402 10:40
شاید باورت نشود اما بی آنکه بدانی تو را در لا به لای صفحات خط خطی شدهی دفترم دوست دارم و با کشیدن دستم بر روی خطوط نوازشت میکنم مانی دانته
-
لاله
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1402 10:26
-
همیشه دلم خواسته بدانم
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1402 10:25
همیشه دلم خواسته بدانم لحظههای تو بی من چطور میگذرد ؟ وقتی نگاهت میافتد به برگ به شاخه به پوست درخت وقتی بوی پرتقال میپیچد وقتی باران تنها تو را خیس میکند وقتی با صدایی برمیگردی پشت سرت من نیستم عباس معروفی
-
نام تو
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1402 10:23
روبروی کدام کوه بایستم و اسمم را فریاد بزنم که بازتاب نامم، نام تو نباشد؟ رویا_شاهحسینزاده
-
دلم روشن است می آیی ...
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1402 10:21
دلم روشن است می آیی ... هوا دوباره خوب می شود... دلم دوباره پر می گیرد .... دوباره هزار بار عاشقت می شوم... تو یک بار می گویی دوستت دارم .... و من از شوق هزار بار می میرم دلم روشن است دوباره عاشقم خواهی شد ...! بهنام_محبی_فر
-
صحبت عشق که شد
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1402 10:41
صحبت عشق که شد سکوت کردم و در آخر به لال ترین زن دنیا تبدیل شدم! محدثه_بیک_زند
-
آسمان
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1402 10:41
-
راز چشمانت چیست
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1402 10:40
راز چشمانت چیست که قلبم دیکته میکند ودستانم می نویسد میتراپرنیان
-
باران که می بارد دلم تکیه گاه می خواهد
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1402 10:40
باران که می بارد دلم تکیه گاه می خواهد خیس شوم اما باور کنم تنها نیستم باران حس عاشقی است از زمین تا آسمان و از آسمان بر زمین دروغ من و تو بودیم دستانمان یکدیگر را گم کردند و آسمان دلمان پنجره های نگاهمان را خیس نکرد ریسمان نباف که آسمان بلد نیست دروغ بگوید من و تو تعبیر شدیم فقط خدا می داند فریبا صادقی
-
طعم شیرین رهایی طعم تلخیست گر ز بند تو باشد
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1402 10:38
طعم شیرین رهایی طعم تلخیست گر ز بند تو باشد رهایی نخواهم آن دم که گرفتار تو باشم مرگ آرزو شود گر در آغوش تو باشد این هفت تیر و هفت, تیر شلیک کن,شلیک که این بیچاره خواستار مرگ به دستان تو باشد جهانم جهان بی انتهای قعر چشمان توست گر چشمانت نباشد,جهان من نباشد آه ای آسمان! اشک بریز, این کفن پیچ در خاک است رفت, نه در...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1402 10:37
-
وقتش رسیده مثل من امروز برداری
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1402 10:34
وقتش رسیده مثل من امروز برداری آن قاب عکس کهنه را از کنج انباری با آستینت خاک هایش را بگیری باز بر نقطه ضعف خاطراتت دست بگذاری دستان من خاکی ست ، قدری گریه کن بانو ! دستم معطر می شود وقتی که می باری دیشب به یادت "گریه ها" را خواندم از اول اصلا کتاب شعر "فاضل" را تو هم داری ؟ دیگر نپرس از فکر من این...
-
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1402 10:26
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقه موییت گرفتاری هست گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم همه دانند...
-
یاضامن آهو
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1402 10:26
-
مثلِ حسِ خوبِ افتادنِ پتو،
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1402 10:23
مثلِ حسِ خوبِ افتادنِ پتو، با دستانِ مادر، موقعِ خواب، "ناگهانى"؛ "دلچسب" دوستت دارم...! سید_طه_صداقت
-
بهار
یکشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1402 09:22
-
دشنه ای تا دسته از دست فلک بر سینه دارم
یکشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1402 09:21
دشنه ای تا دسته از دست فلک بر سینه دارم زخمها از کینه اش بر این دل بی کینه دارم پای تاسر پر ز مهرم لیک از جورش سراپا نیش صد تیر جفا زان دشمن دیرینه دارم عمر شیرینم به زهر آغشته این پیر عجوزه گوئیا عمر گران برمهر او کابینه دارم با چنین احوال, یاری فتنه گر در دل نشسته کا آتش عشقش به جان هر شنبه تا آدینه دارم دل ز من...
-
وقتى سعى در نوشتن از عشق کردم
یکشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1402 09:20
وقتى سعى در نوشتن از عشق کردم چه دردى را تاب آوردم سنگینى تمامى دریا را بر پشت خود احساس کردم آن سنگینى که تنها غرق شدگان قرن ها در اعماق احساسش مى کنند. #نزار_قبانی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1402 09:20
-
گر کسب کمال میکنی میگذرد
یکشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1402 09:19
گر کسب کمال میکنی میگذرد ور فکر مجال میکنی میگذرد دنیا همه سر به سر خیال است ، خیال هر نوع خیال میکنی میگذرد وحشی
-
لاله
یکشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1402 09:19
-
تو را از خود دور کردن همچو مرگ است
یکشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1402 09:18
تو را از خود دور کردن همچو مرگ است همچون شنا کردن در مرداب, قایقدل را به گِل کشاندن , ماهی ها را به پیاده روی بردن, نهنگ ها را به اصطبل بستن است. وجلبک و خزه ها را در آسمان رها کردن , بی تو چرخه نمی چرخد... جای خالی ات چه طوفانییست نبودنت نهان کردن عروس دریایی در چاله است و هشت پا را به مهمانی عنکبوت بردن است کاش بر...
-
به انتهای شعرم
یکشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1402 09:17
✍?به انتهای شعرم که رسیدی ... سکوت کن !آری سکوت کن, و آرام باش,, ببین گوش کن صدای امواج را می شنوی که بر صخره های قلبم می کوبند ؟ مرغابی های عشق پرگشوده اند,, چیزی ؛ در تدارک رفتن درمن شکل گرفته است ببین مرا آغوش بگشا ! تن لرزه های, من برمدارمشخصی نمی گردند و خورشیدی به کوهستان یخ زده ی قلب من نمی تابد به انتهای شعرم...
-
از این فصل ها تو را می خواستم،
یکشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1402 09:16
از این فصل ها تو را می خواستم، اما باران آمد، برف بارید، شکوفه زد، و خورشید تابید، چگونه بخواهم که تو از راه برسی... نگین_رساء
-
چترها عاشق ترین موجودات زمین اند
یکشنبه 3 اردیبهشتماه سال 1402 09:16
چترها عاشق ترین موجودات زمین اند حاضرند خیس باران بشوند، یا سقفی برای دیگران اما نمی گذارند کسی چشم های خیس آسمان را تماشا کند... علیرضا_اسفندیاری
-
میدانی اعتبار تو به حضورت نیست
شنبه 2 اردیبهشتماه سال 1402 09:09
میدانی اعتبار تو به حضورت نیست دور باش اصلا نباش اما بدان سفر کردن به چشمهای تو زیباترین سفر من در زندگی بود و ماندگار شدن در چشمهای تو شیرین ترین خاطره ی سفرم خواهد بود ........ شادی چلوچی
-
لیلا که میل سلامش نبود
شنبه 2 اردیبهشتماه سال 1402 09:08
لیلا که میل سلامش نبود با غریبه میل کلامش نبود نگاهش هر جنگ سر وعده بود لیلا هم درد مجنونش نبود مجنون چو مدهوشش گشته بود لیکن کسی حریف زبان لیلا نبود بیچاره مجنون عشق را دیوانه بود دانسته لیلا عشق را دیوانه نبود سیدعلی کریمی