-
گل های سرخ
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1402 09:11
گل های سرخ مرا یاد تو می اندازند این قرارهای ملاقات به وقت عشق ! پرویز صادقی
-
مـوی تو شد تارِ سـازِ ایـن دل شیدای من
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1402 09:10
مـوی تو شد تارِ سـازِ ایـن دل شیدای من روی تو چون جلوه ی مـاه شب یلدای من دیـده دیـد و طالـب دُر رخـت گـردید دل عشـق تو شد گـوهر پیـدا و نـا پیدای من انتظار دیـدنـت بـاشد مـرا خوشتر ز وصل وصل تو شد حصرت امروز هـم فردای من دُر غلطان چشم تـو, لعـل بدخشان بر لبت لعل لب شد طالـب چشمان پر سودای من بوی تو بوی بهشت ورخ تو را...
-
چه منظره زیبایی
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1402 09:10
-
ایمان آوردهام؛
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1402 09:09
ایمان آوردهام؛ به صبحگاه آمدنت. اگرنه، سیاهی شب، [نمایش اهریمن] ست! لیلا_طیبی
-
طبیعی است که به قانون احترام بگذارم!
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1402 09:04
طبیعی است که به قانون احترام بگذارم! و می دانم , جدایی یکی از قوانینِ طبیعت است!!! علی رضا عزتی
-
چه انتحار شجاعانهای!
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1402 09:04
پروانهی دلباخته؛ با جنونی عاشقانه, خودش را به آتش شمع زد... چه انتحار شجاعانهای! سعید فلاحی
-
بهار
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1402 08:58
-
کلاغها برای پریدن بهانه می آورند!
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1402 08:57
کلاغها برای پریدن بهانه می آورند! و عقابها بی محابا اوج می گیرند! غلامحسین افراس
-
مهربان بودم
یکشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1402 08:50
مهربان بودم حوالی غرور و تکبر کاذب ات مانده ام, عشق را کجای قلب بیمارت پنهان کرده بودی که نهایت دلخوشی هایم شد آدم برفی تنهایی که اشک های گرمش نابودش کرد. لعیا_قیاثی
-
شبیه جاذبهٔ گل ها
یکشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1402 08:46
شبیه جاذبهٔ گل ها که پروانه ها را در مدار عطر خود نگه می دارند مرا از تو گریزی نیست پرویز صادقی
-
برایش کافی نبودم.
یکشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1402 08:45
برایش کافی نبودم، و برایش کافی بودند... و این غم انگیزترین پایانِ هر عاشقانه ایست! • علی قاضینظام
-
خدایاپناه مون باش
یکشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1402 08:44
-
جنگل
یکشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1402 08:42
جنگل آخرین تصویر ِ کاجی ست تزئین شده تا انتهای کریسمس که نگاهش مثل شاخه تُردی جوانه می زند لابه لای نگاه درخت تو برای آنهایی که از نزدیک نمی شناختنت فقط کاج بودی و برای من میوه ای شیرین که به آغوش زمینم افتادی (اعظم ملکپور (مهربانو)
-
گویند زمان مرهم است
یکشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1402 08:40
گویند زمان مرهم است اما هرگز چنین نبوده دردهای واقعی عمیق تر می شوند با گذر زمان همچون عضلات که نیرومندتر زمان محکی است برای رنجها و نه درمان اگر اینچنین بود دیگر رنجی نبود ((امیلی دیکنسون)) مترجم : سادات آهوان
-
عشق تو بارانىست
یکشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1402 08:39
عشق تو بارانىست که وقتی من تشنهام و به او پناه مىبرم یکباره بند مىآید عشق تو بارانىست که وقتی در خانهام و تشنه نیستم یکباره شروع به باریدن مىکند شیرکو بیکس مترجم : فریاد شیرى
-
پنهانت کردم
یکشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1402 08:35
پنهانت کردم مثل اولین نشانه ی پیری پنهانت کردم و دانستم دیوارهای جهان از صدای گریه بلندتر است... صباکاظمیان
-
هررهگذری..
یکشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1402 08:34
-
قهوهام سر رفته، حتماً فال بر هم میخورد
یکشنبه 10 اردیبهشتماه سال 1402 08:25
قهوهام سر رفته، حتماً فال بر هم میخورد حال تقدیرم از این اقبال بر هم میخورد گر چه در این چند سال آرامشم را یافتم مطمئنم باز هم امسال بر هم میخورد حرفهایم را کسی غیر از خودم نشنیده است ظاهراً در من لبانی لال بر هم میخورد حال و احوال مرا غیر از خودم از کس نپرس حال من دارد از این احوال بر هم میخورد ناگهان ترکیب...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 08:33
-
برگرد که عطر گیسوانت ناب است
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 08:32
برگرد که عطر گیسوانت ناب است بعد از تو همیشه قلب من بی تاب است پایان بده انتظارِ این شاعر را ای ماه! بیا که چشم من بی خواب است مهدی ملکی الف
-
مثل خاراندن یک زخم پس از خوب شدن
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 08:26
مثل خاراندن یک زخم پس از خوب شدن یاد یک عشق عذابیست که لذت دارد...! "مقداد ایثاری"
-
شت قابِ شیشه ماتِ یک نفر هستم که نیست
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 08:25
شت قابِ شیشه ماتِ یک نفر هستم که نیست گوشه ای از خاطراتِ یک نفر هستم که نیست بی خبر دل کنده و رفته ست اما من هنوز ماهی حوض حیاطِ یک نفر هستم که نیست ابرِ پاره , رقصِ فوّاره , دو تا فنجانِ چای آهِ تلخی در بساطِ یک نفر هستم که نیست بوی باران و دوسیب و قل قل قوری چه شد؟ دل پریشِ سور و ساتِ یک نفر هستم که نیست گرچه دلتنگِ...
-
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 08:21
-
شاملو یه جایی به آیدا میگه:
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 08:20
شاملو یه جایی به آیدا میگه: باید ماند و به تو ثابت کرد که با موی سفید هم زیبایی نامه های "احمد شاملو" به آیدا از کتاب: مثل خون در رگ های من
-
نگاهت....
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 08:18
نگاهت.... شهری باشد جنگ زده که تنها یکنفر آبادش میکند .... عشق "نیکی فیروزکوهی"
-
دلتـنگ توام جانا هردم که روم جـایی
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 08:18
دلتـنگ توام جانا هردم که روم جـایی با خود به سفر بردم یاد تو و تنـهایی رفتم که سفر شاید درمان دلم گـردد رفتن نبُود چاره وقتی که تو اینـجایی از کوی تو رفتم من تا دل بشود آرام بیهوده سفرکردم وقتی که تو مـاوایی با یک غزل ساده از عشق تو مـیـگویم آخرچه شود حاصل جزغصه و رسـوایی در حسرت دیدارت بی خوابم و بـیدارم یاد دل من...
-
کودکی
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 08:17
-
نازار دلی را که تو جانش باشی
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1402 08:16
نازار دلی را که تو جانش باشی معشوقه پیدا و نهانش باشی زان می ترسم که از دل آزردن تو دل خون شود و تو در میانش باشی - ابوسعید ابوالخیر"
-
تو را دوست دارم اما
جمعه 8 اردیبهشتماه سال 1402 09:01
تو را دوست دارم اما جای بعضی زخمها هیچوقت کاملا پاک نمیشود به جای این که بخواهی قلب مرا تصرف کنی به عمق جراحتی فکر کن که در سینه ی من است شهریار بهروز
-
تو را گفتم که عشق آدمیزاد
جمعه 8 اردیبهشتماه سال 1402 09:00
تو را گفتم که عشق آدمیزاد یه روزی هست و روزی میشود باد تو را گفتم حذر کن از دو رنگی ولی افسوس کردی هی زرنگی کدامین علم را در سینه داری که شکایتی دیرینه داری به فریاد دلت هرگز رسیدی؟ گهی صیادی و روزی چو صیدی بهوش این زندگی بر موی بند است زمانی گریه و گاهی به خندست کدامین عشق و شور آمد به کارت همه شد آه و واویلا و زارت...