-
السلام علیک یا صاحب الزمان
جمعه 30 تیرماه سال 1402 10:21
-
به خود آمدم سن به سی شد قریب
جمعه 30 تیرماه سال 1402 10:20
به خود آمدم سن به سی شد قریب چه فرسنگ ها فاصله تا رغیب قرار این نبود من بمانم چنین بدون تو تنها شوم نازنین هدف بود تا سی به جایی رسم ولی بی تو من میوه ای نارسم مگر حق تعالی نگفتی به من ... خَلَقْنا مِن اَنْفُسْکُم اَزواجاً... ؟ چرا پس مودت و رحمت نبود؟ ... لِتَسْکِن اِلَیْها ... مگر حق نبود؟ چرا ای خدا یار من یار...
-
السلام علیک یااباعبدالله
جمعه 30 تیرماه سال 1402 10:19
-
نوری از لایِ درِ نیمهباز...
جمعه 30 تیرماه سال 1402 10:18
نوری از لایِ درِ نیمهباز... ارتباط؟ یا... اشتراکِ تنهایی؟ مجبوریم؟ پاسخِ زیرکانۀ تناقض... بیتکلّفِ مصنوعِ خندهها, واژههایِ عشق را در اشکم ببین فرزین روزافزای
-
امشب ای غم با من از دنیا مگو
جمعه 30 تیرماه سال 1402 10:15
امشب ای غم با من از دنیا مگو بــا من از دنیــای وانفسا مگـو خسته ام از نفس ِ این تکرار ها خسته از نقــش ِ درو دیوارها سالـها دردیست همراه ِ دلـم زخمه ای بر زخم ِ جانکاه ِ دلم شعله شعله آه ِ سوزان را ببین در حریم ِ سینه طوفان را ببین ناله ای جانسوز آوای ِ من است یک نیستان ناله در نای من است با که باید گفت از درد ِ درون...
-
السلام علیک یااباعبدالله
جمعه 30 تیرماه سال 1402 10:13
-
مو پریشان کردی و گندم هماغوش تو شد
جمعه 30 تیرماه سال 1402 10:12
مو پریشان کردی و گندم هماغوش تو شد باد افتاد از هیاهو تا که خاموش تو شد سهم ما ای کاش قدری لذت دیدار بود گرچه گفتی پیش از این یادم فراموش تو شد شمعدانی درحیاط از دوری ات دق کرد و مرد حوضمان خشکید؛ ماهی مان سیه پوش تو شد چهره ی ابیات من از دوری ات هاشور خورد جام احساسم ترک برداشت، مخدوش تو شد... ساغری، پیمانه ای پر کن...
-
آه ، چه بگویم؟...
جمعه 30 تیرماه سال 1402 10:11
آه ، چه بگویم؟... اینکه داغ آخرین کلامت قلبم را گداخته است سعی بر آن داشتم یادِ فروزانِ تو را خاموش کنم . اما شعله هایش دیگر افسار گسیخته اند و از لابه لای تار و پودِ بدنم ، هر کدام به سویی زبانه میکشد . آهوفهامی
-
من از آن لهجه ی چشمانم تو شاعر شده ام
جمعه 30 تیرماه سال 1402 10:11
من از آن لهجه ی چشمانم تو شاعر شده ام تو نگفتی که از این عشق چه غافل شده ام توی بازار دلت سود نکردم، لیکن باز لبخند خریدم باز تاجر شده ام منکه در دهکده ی عشق گذارم افتاد در غم و غصه بسی ماهر ماهر شده ام هیچکس از غم من هیچ نپرسید هرگز من در این معرکه، با عشق تو حاضر شده ام نازنین بزی
-
متنفرم..
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1402 10:55
متنفرم از زمان با این سرعتی که دارد چگونه خود را به درخت برسانم آفتاب خیلی داغ است ابری هم در آسمان نیست در کویر زندگی و پای پیاده... علیرضا ایمانی فر
-
عجب لطف خوشی دارد هوای ناز چشمانت
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1402 10:54
عجب لطف خوشی دارد هوای ناز چشمانت اگر یکدم گذارم سر ، برآن گل های دامانت همه راز هنرها را به ناز قامتت دیدم من و صد واژه ی هندی ، تو با سبک خراسانت عسل ریزان ِ لبهایت ، تنت مرداد تابستان مجال بوسه می بخشی ، به لبهای زرافشانت؟ یکایک بر شمارم با غزل حسن وفای تو اجازت ده شبی تنها شوم با شعر مهمانت عبدالرحمن حواشی
-
باز ماهِ محرم
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1402 10:54
باز ماهِ محرم رویت شده دوباره السلامُ علیکَ ثارلله وَبنَ ثارِه خورشید حَرم جونمو میدم برات ای تاج سرم خورشید حَرم بِاَبی اَنْتَ و اُمّی جان و تَنم عاشقِ هیئتُ پیراهن سیاتم عطر روضت آقا برده هوش و حواسم خورشید حَرم آقا غم تو رو به جون میخرم خورشید حَرم پای توام تا قطره خونِ آخرم روی بام خونه ها پرچمِ تو می بینم به عشق...
-
بنام خداوند مهرگستر
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1402 10:53
بنام خداوند مهرگستر حکیم جهان آفرین دادگر خالق چرخ وافلاک وگوهر وسیع و قوی و کیمیاگر خدای همه آشکارونهان فروزنده سپهر وماه واخگر خدای هفت آسمان و کتاب آشنای اسرار و دانشگر آزاد در هیچ یا بینهایت صبح وشام بود ستایشگر علی اکبری
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1402 10:53
-
هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1402 10:52
هرکه دارد هوس کرب و بلا بسم الله هرکه دارد به دلش شورو صفا بسم الله گریه کن،سینه بزن،ناله بکن یا مهدی تا رسد منتقم خون خدا بسم الله بشنو از دور صدای العتش می آید میرسد ماه عزاداری ما بسم الله شاهد آرید که او طفل صغیری دارد توبه از مردم بی شرم و حیا بسم الله محرم ماه محرم که نباشد هرکس میکند دعوتمان خیرالنسا بسم الله...
-
ستارهای به دو چشمت نگاه کرد و گذشت
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1402 10:52
ستارهای به دو چشمت نگاه کرد و گذشت اشارهای به دو چشم سیاه کرد و گذشت ستاره آن شب مهتاب در دریچه شکفت و از مقابل تو رو به ماه کرد و گذشت سرک کشید درون اتاق ساکت تو و سطح آینه را غرق آه کرد و گذشت ستاره قلب تو را با صدای روشن عشق پر از تقدس یک قبلهگاه کرد و گذشت خودش که شوق سفر داشت غرق عشق تو بود به این دلیل به چشمت...
-
نامت آمد بر زبان بیت غزل سامان گرفت
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1402 10:51
نامت آمد بر زبان بیت غزل سامان گرفت عشق زیبای تو بر این دفتر دل جان گرفت نا امید از قطره ای باران به شهر زاهدان تا نیت کردم بیایم پیش تو باران گرفت عبدالرحمن حواشی
-
السلام علیک یااباعبدالله
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1402 10:50
-
قبلِ او؛ شاید مسلمان بودم
پنجشنبه 29 تیرماه سال 1402 10:50
قبلِ او؛ شاید مسلمان بودم و بعدِ او اما فقط، من یک منِ؛ خالی از هر نوع ایمان هستم و آه از جنون. شیما رحمانی
-
زندگی مسافریست
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1402 11:06
زندگی مسافریست در مسیر جاده های ذهن تو برای خوشبختیت جاده ها را ایمـن تر بسـاز..! آرش معتمدی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1402 11:06
-
پرچمِ یک رنگ ثارالله که یکرنگ است یقین
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1402 11:05
پرچمِ یک رنگ ثارالله که یکرنگ است یقین گشت نماد مَردی مردان به مردان آفرین یا حسین گویان که رقصِ عاشقی آموخته اند رقصشان مقبول جانان شد به جانان آفرین ماهِ تقدیم هدایای نفیس است ماهِ خون هدیهِ جانان را جان دادند به آنان آفرین گر محرم گشت مکرم جان فدا شد راهِ حق جان نثارانند شهیدان بر شهیدان آفرین گر طلب کردی رسی بر...
-
تو که در خانه دلم ، بوته و گلدان داری
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1402 11:04
تو که در خانه دلم ، بوته و گلدان داری یا که در گوشه دلم ، ترمه ی مهمان داری ای که در باغ دل و رونق من ، پروانه داری خسته ام ، تو خبر از، یوسف پنهان داری قاصدک، باز آمد و ، من بی خبر ، از حال یار من که اینم ، خبر از ،دیده ی اشکان داری ماه من نیامد و ، بغض تقلا می کند من بمیرم ، خبر از ، سینه ی لرزان داری من که رفتم از...
-
باشهدا
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1402 11:03
-
تمامِ عمر میخواستم که...
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1402 11:01
تمامِ عمر میخواستم که... صدایِ مرا بشنوی از همان جایی که درد میکند همان جا که بیتاب و خسته ایستادهام... کاشکی من اهرمن میبودم فرزین روزافزای
-
اسم تو خانه است
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1402 11:01
اسم تو خانه است حوالی گل های صحرائی چشم هایت چراغ سقف شب دست هایت روزهای زندگی ست و لبخندت مسیر بازگشت پرستوها به لانه های قدیمی و چه خوشبخت دلی که درین خانه ساکن ست ! پرویزصادقی
-
السلام علیک یااباعبدالله
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1402 11:00
-
با سرانگشت یادت
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1402 10:59
با سرانگشت یادت دلم را ورق می زنم هر واژه یک گل سرخ به سینهٔ باران سنجاق هر نقطه پروانه ای نشسته بر عطر داغ ماه نفسم غرق می شود در تو ! پرویزصادقی
-
کوتاه بیا !
چهارشنبه 28 تیرماه سال 1402 10:59
کوتاه بیا ! این بازی تمام خواهد شد و تو با رویاهایت سرزمینی کوچک خواهی ساخت که هیچ بیگانه ای در آن ورود نکرده باشد. شکوفه_باقری..
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 27 تیرماه سال 1402 10:56