-
می پرسند عشق از کجا می آید
دوشنبه 2 مردادماه سال 1402 09:42
می پرسند عشق از کجا می آید ساده است از همان راهی که قدم های تو می سازد پرویزصادقی
-
سلام آقای مهربان
دوشنبه 2 مردادماه سال 1402 09:41
-
همچون درخت سبزی با شاخه تنومند
دوشنبه 2 مردادماه سال 1402 09:41
همچون درخت سبزی با شاخه تنومند چون شاخ آن کمندان. بر آن گیسوی افشان چون برگ سبز صنوبر. هرگز خزان ندارم شاخه پُر از گل و بُل. نسیم و بلبل هر دو بر شاخسار بیدند آواز خوان و مجنون دیدم کبوتری که بر شاخسار نشسته یک آشیان برافراشت پُر زِ گل و ترانه بر شاخه ای تنومند یک بلبلی دگر بود یک آشیان رنگین زیبا و خوش نشین بود هر...
-
مجسمهساز،
دوشنبه 2 مردادماه سال 1402 09:40
مجسمهساز، مجسمهای بساز از زیباترین انسان زیباترین انسان میدانی کیست؟ همان که وقتی مجسمهاش را بسازی آنقدر عاشق است که ناگهان زنده میشود شبنم حکیم هاشمی
-
سرنوشت شاخه های خشک و تر معلوم نیست
دوشنبه 2 مردادماه سال 1402 09:39
سرنوشت شاخه های خشک و تر معلوم نیست سهم آتش میشوم؟شاید تبر معلوم نیست چون پرستو در فرار از فصل تنهایی خویش کی به پایان میرسد رنج سفر؟معلوم نیست آسمان بخت ما خورشید را پس میزند روز خوش با ما نمیسازد،مگر معلوم نیست؟ بیست دور باطل از تقویم عمرم سِیر شد باز دستاورد سرو بی ثمر معلوم نیست مرگ چون مهمان ناخوانده ست ای دل...
-
السلام علیک یااباعبدالله
دوشنبه 2 مردادماه سال 1402 09:37
-
فقط غصه شد قصه ی یارها
دوشنبه 2 مردادماه سال 1402 09:36
فقط غصه شد قصه ی یارها جهان منتظر در همه کارها به هر جمعه در حسرت روی تو دعای فرج خوانده شد بارها چه حلاج ها در تکاپوی تو همه منتظر بر سر دارها گذشت این همه هفته و سالها شده این جهان شهر دیوارها شود منقلب تا تو پیدا شوی همه عالم و روی دلدارها محسن فتحی
-
عشق به زخمش می ارزد
دوشنبه 2 مردادماه سال 1402 09:36
عشق به زخمش می ارزد وقتی پای تو در میان ست توئی که عشق را زیبا می کنی بالاتر از باران خوش رو تر از گل های صحرائی پرویز صادقی
-
من اوتِ پرتابشده
یکشنبه 1 مردادماه سال 1402 11:21
من اوتِ پرتابشده به زمینِ کلمات در انتظارِ سوتِ پایان... گوشهایم را بپوشان و دروغ بگو فرزین روزافزای
-
آجرک الله
یکشنبه 1 مردادماه سال 1402 11:20
اللهم عجل لولیک الفرج
-
مظلوم نمایان اند ، خنجر به کمر بسته
یکشنبه 1 مردادماه سال 1402 11:19
مظلوم نمایان اند ، خنجر به کمر بسته یک جانی بالفطره با صورتکی خسته در ظلمت شب جغدی بیدار،کمین کرده در صبح به سَیّاسی ، آهسته و پیوسته آن گربه ی بیزارند از طعمه دورازدست گر دسترسی یابند ، خونخوارترین دسته ای یارِ حقیقت جو پرهیز کن از تزویر کز مطلع بیرنگی ، خورشید برون جسته ابراهیم مسکرانیان
-
اندوه را شکل دیگری باید
یکشنبه 1 مردادماه سال 1402 11:19
اندوه را شکل دیگری باید دمادم بر لبه ی تیغ که خراش می دهد چهره ی روز را نوری به سرزمین مردگان فراخوانده می شود من تو را می بینم چقدر شبیه به غروب غم انگیز هر روزه ام رفته ای رفته ای و رد پای تو را دنبال نمی کنم نه هیچ کسی در جهان عزیزش را دوبار از دست نداده است عزیز من... فراغ،قند چایمان است و اندوه و دلتنگی بالشت...
-
یک فنجان چای
یکشنبه 1 مردادماه سال 1402 11:18
-
در نهان نالانی از جور کسان
یکشنبه 1 مردادماه سال 1402 11:17
در نهان نالانی از جور کسان می ستیزی با دلت در هر زمان این دل غم خوار را از جهل خویش بهر بی مهری کنی آزرده،ریش لحظه ای آزاد باش از بند غم تا نگاهت اوج گیرد دم به دم چون به نیکی خویش را بشناختی با تأمل،حال خود پرداختی زهرا شمشیری
-
عشق را قضاوتی در کار نیست
یکشنبه 1 مردادماه سال 1402 11:17
عشق را قضاوتی در کار نیست پرونده ها دست شیطان است واقعیتِ مصنوعی هر لحظه زندگی جان است یا هم نوایم گریه بود دوایم که صریح گویم با عرض پوزش مقصر اصلی خود انسان است ماجراجویی هم حکایتِ زبان داستان سرا است روشناییت در لا به لای چهره تاریک دنیا نوشتنت از غروب دلگیر فردا سرچشمه مسیر حیات است دریافتم نکوی سادگی جلوه روی...
-
بین الحرمین
یکشنبه 1 مردادماه سال 1402 11:16
-
اگر عاشقت نبودم
یکشنبه 1 مردادماه سال 1402 11:15
اگر عاشقت نبودم دست به سوی خورشید میبردم تا از گرمای وجودش بخار شوم و به سوی ابرها لانه کنم... علیرضا ایمانی فر
-
عشق
یکشنبه 1 مردادماه سال 1402 11:14
عشق از سه عنصر ساخته می شود : تو من و قلب هامان برای تا ابد پرویز صادقی
-
وتیر هم به پایان رسید..
شنبه 31 تیرماه سال 1402 10:26
درد هایم اگر زبان بازکنند رو می شود دست دروغ های پنهان نگاهت آنگاه که می گویی عاشقانه هایت پادزهر دردهایم است افسانه ضیایی جویباری
-
برای تو بود آن گل که گفتم:
شنبه 31 تیرماه سال 1402 10:25
برای تو بود آن گل که گفتم: کنده شده روی زمین دیدم عشق در چشمانت بود ولی نمیدانم چه اتفاقی بعدش افتاد.. . علیرضا ایمانی فر
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
شنبه 31 تیرماه سال 1402 10:24
-
. چشمان زمستان چه سرد بود و بی روح.
شنبه 31 تیرماه سال 1402 10:23
. چشمان زمستان چه سرد بود و بی روح. دستان پاییز بهتر پر از شالی های پر بو. حدیث چه اسان تا شو ره زار می دوید.. هیچ فشاری روی باران نیست. هیچ انجمنی به سختی نگذشت . نژاد انسانی در اطراف مرزها پر از استخوان های تازه و سر در گم. بنشینیم زیر در خت توت تا حوصلمان سر نرود. تا دایی بیاد . به گردش برویم. دیدار تازه کنیم . و...
-
مرا بگذار تا دلواپس احوال خود باشم
شنبه 31 تیرماه سال 1402 10:23
مرا بگذار تا دلواپس احوال خود باشم اسیر سایه روشن هایی از تمثال خود باشم دلم خالیترین پس کوچه لبریز حیرانی است غروب هر خیابانی که مالامال خود باشم نمی فهمد کسی غیر از تو راز قصه ی ما را تو هم بگذار بعد از این به دنبال خود باشم بهاران رفت و باید هر دلآشوب خزانی را به فکر آب و رنگ میوه ی کال خودم باشم تمام عمر خود را...
-
عشق به حسین
شنبه 31 تیرماه سال 1402 10:22
-
کاش کارم قدم زنان وقت سحر بود
شنبه 31 تیرماه سال 1402 10:20
کاش کارم قدم زنان وقت سحر بود کاش کارم حین قدم روی زمین شمارش پاره های سنگ بر آسمان شمارش لایه های رنگ بود و ای کاش ناگهان وقت گذر ابرها سهم لبخندی کمرنگ بود آه... چها بی رحمانه بنمود راستای نگاهت چها مجاب بنمود زلالی روانت رضا فریدونی
-
تو را به گریه می سپارم
شنبه 31 تیرماه سال 1402 10:20
تو را به گریه می سپارم برای طعم شور اشک برای هر آنچه نداشتی و زندگی از تو گرفت برای تلخی حقیقت شیرینی رویا اینکه دوام بیاوری از چنگ زدن بر قلبهای خالی به خاطر هیچ مرا به مرگ بسپار برای گرمای زندگی و طعم سرد خاک که زندگی غوغایی بیهوده است تو را به نفرت میسپارم ببینی عشق را از دریچه های زخمی روحت که نفرت ادامه عشق است……...
-
رهایی ازافکارمنفی .علمی روانشناسی
شنبه 31 تیرماه سال 1402 10:19
رهایی ازافکارمنفی .علمی روانشناسی می رهانی دِل از جهان فانی ور بتابی به نور عرفانی جان رها کن زکینه،شادان شو غم رها کن ز دل ، به آسانی چند روزی دراین قفس مانی؟ کن رها خود ز بندِ نادانی ..... باتفکر منفی زندگی مثبت وشادی هرگز بوجود نمی آید محمد باقر انصاری
-
بوسه بر فضایِ خالیِ آغوش
شنبه 31 تیرماه سال 1402 10:18
بوسه بر فضایِ خالیِ آغوش نوشتن از زخمِ دوستداشتنی عادت به خلطِ خونین پیشبینیِ موسیقاییِ آشوب تداخلِ امواجِ لذت و رنج محو شدن در روشناییِ دردناکِ ابدی فرزین روزافزای
-
دل خوش نکردهایم به اعمالِ خیر خود
شنبه 31 تیرماه سال 1402 10:18
دل خوش نکردهایم به اعمالِ خیر خود مـــــا را غمِ حسین سرافراز میکنـــد حسین_جان محمدجواد_شیرازی
-
دلِ بی عشقِ حسین همچو کویرست کویر
جمعه 30 تیرماه سال 1402 10:22
دلِ بی عشقِ حسین همچو کویرست کویر هر که مهـرش بـه دل افتاد اسیرست اسیر از خــــدا بــر بشــــر او امـــرِ ولایـت دارد چـــونکـــه فـــرزنــدِ غــدیــرست غـدیــر دشمنش خواست که تا خوار و ذلیلش بکند از ازل تـــا بـــه ابـــد او امیـــرست امیـــر کــــربـــلا مـــــایــــهِ رســـوایـــیِ خصـــم هـر که در راهِ حسین است...