-
باران
چهارشنبه 2 خردادماه سال 1403 11:59
-
ما نیز گذاشتیم
چهارشنبه 2 خردادماه سال 1403 11:56
ما نیز گذاشتیم و گذشتیم از این راه خراب چه بلاها که ندیدیم در این راه آخرش بود سراب در ره عقل بباختیم به دل بازی چرخ چه دیر دارایی ما دلکی بود که دادیم به آب . مسعود زعفرانی
-
روی بوم قلبم با فخر از تو می نویسم
چهارشنبه 2 خردادماه سال 1403 11:54
روی بوم قلبم با فخر از تو می نویسم من تو را چون شب، پر از غرور می نویسم یاد دارم سکوت لحظه ی خون جگری ات را صبر وفای تو را، پر از تلاطم می نویسم هر چه ماند از روزگارم، مهر تو با جان میخرم عشقِ زیبای تو را، پر از افسون می نویسم باقی عمرم جاودان ولی با تو صاحبِ روح و تنم رد پر مهر تو را، پر از امنیت می نویسم اگر بخت...
-
این قدر نزدیک بیا
چهارشنبه 2 خردادماه سال 1403 11:52
این قدر نزدیک بیا تا مسیر رابطه پیدا شود مبادا چشمانت را باز بگذاری سربه هوا حرکت کنی قدم هایت بخواب رود جوهر قلم تمام شد فراموش نکن موضوع انتظار نزدیک شدن چه بود دوست دارم این قدر عطر نزدیک شدن را بو کنم تا دست هایم دور را دور دستانت را بغل کند برای فرار از تنهایی هر بار زودتر نزدم باشند منوچهر فتیان پور
-
باران میبارد اما چشم من بیدار است
چهارشنبه 2 خردادماه سال 1403 11:51
باران میبارد اما چشم من بیدار است قلب من در تپش است مغز من خوش خواب است خانه کوچک من چِقَدَر سرد شده گلِ گلخانه من چقدر زرد شده آسمان آبی نیست دل من غمگین است کوچه پرگل من چقدر دلگیر است اندکی صبر که شاید تو بیایی بازم من کجا و تو کجا ای محرم اسرارم عاقبت را تو بگو ما به کجا خواهیم رفت گل وبوته ،ماه و دریا همگی...
-
فراوان خوابیده ام
چهارشنبه 2 خردادماه سال 1403 11:48
فراوان خوابیده ام در لابلای محال وجود به انتظار سجود و لحظه ها در قنوت خیال رسیده اند به سجده شک آه از شکوه طلوع سیب به زایش اشتباه حوا تکرار این فرود شک در هیاهوی سکوت می برد مرا به حریزانی دیگر کسی آرام می خواند وصال نزدیک است. سپیده رسا
-
این عالم و هر آنچه دراوهست مجازی ست
سهشنبه 1 خردادماه سال 1403 12:36
این عالم و هر آنچه دراوهست مجازی ست البته بشر را بحق ارزنده جهازی ست بی شک همۀ خوردن و نوشیدن و مستی گنجیده درآن واژه که سر منشاء ؛ رازی ست ما بی خبریم از کرم و فضل خداوند در اصل همه حادثه ها بنده نوازی ست گردونه پی گردش خود در تب وتاب است چون شاعر شیدا که پی قافیه سازی ست هرلحظه نفس را عسلی ناب به پندار توپی که...
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
سهشنبه 1 خردادماه سال 1403 12:34
-
احوال دل خبر می دهد
سهشنبه 1 خردادماه سال 1403 12:32
احوال دل خبر می دهد کودتای مهر انگیز عشق را به دست شوالیه های درد در سکوتِ چلچله ها نقش بسته کنایه های کذب بر نگاره های گنبد شعر و رنجشِِ ترانه را بر تختِ ایهام به سلطنت می رساند و اشک پیروز در کودتای نوپای چشمم این منم دل خون تر از همیشه توده های ابر غم را میهمان می کنم به آسمان رویا های دورم مریم ابراهیمی
-
برایم نیست آغوشی
سهشنبه 1 خردادماه سال 1403 12:31
برایم نیست آغوشی به جز آغوش رویایم در آنجا هر چه بد خوب است در آنجا هر چه خوب عالیست در آنجا این تن سردم فقط مشغول خوشحالیست که تو که من که آغوشت بهشتی میشود دنیا به چشمانم نمیگنجد تمام حجم این رویا چو میآیی به آغوشم به گوشم زمزمه کن باز بگو که جان من هستی بگو عریان، نه شکل راز برایم نیست آغوشی به جز آغوش رویایم....
-
خدایاپناه مون باش
سهشنبه 1 خردادماه سال 1403 12:30
-
گِل جان ز دستت میگرفت تا دست تو در کار شد
سهشنبه 1 خردادماه سال 1403 12:28
گِل جان ز دستت میگرفت تا دست تو در کار شد زان عهد تسبیح تو اش در حلقهی زنّار شد هستیّ عالم در طوافت رسم شیدایی کند این خانه و رسم زمین چون نقطه و پرگار شد هر کس به تو پرداخته، دل بر کمالت باخته وآن کس تو محبوبش شدی، از غیر تو بیزار شد پایان ما ای کاش میشد در صراط بندگی، چون قصّهی عشق علیّ و میثم تمّار شد هر کاو ز...
-
مهربانی میآید
سهشنبه 1 خردادماه سال 1403 12:27
مهربانی میآید با آغوشی پراز احساس و آرامش تانهد پای در سرای تو ای آموزگار عشق زهرا نمازخواجو بیتا
-
تمام روزم را دوخته ام به این سرزمین سبز
سهشنبه 1 خردادماه سال 1403 12:27
تمام روزم را دوخته ام به این سرزمین سبز به تک تک درختان سلام داده ام بذرها را شمرده ام خاک را در آغوش گرفته ام و گلدانهای پلاستیکی را پر کرده ام دوباره چشمهایم دعوت شده اند به دیدار ارواح سبز و پاک حتی اشیا با من سخن میگویند و ماشین آلات فرسوده مبهوت درود بر مریم خاتون نهالستان در من هر چه حس زیباست بیدار کرده است......
-
آدم سیب را خورد
سهشنبه 1 خردادماه سال 1403 12:26
آدم سیب را خورد و زمین کشف شد سیب نیوتون را خورد و جاذبه کشف شد من اما سیب را نگاه کردم و گریستم. مائده نخبه روستا
-
قلب ؛ بستراحساس ،
سهشنبه 1 خردادماه سال 1403 12:20
قلب ؛ بستراحساس ، آرامکده ی عشق است . سیدحسن نبی پور
-
شکست حباب شیشه ایِ بغضی
دوشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1403 12:17
شکست حباب شیشه ایِ بغضی که نگاه مغموم آینه را خاکستری و شرم عشق را درانعکاس تلخندهایش نهان کرده بود فریبا صادق زاده
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
دوشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1403 12:16
-
ای عشق گفته اند که از راه میرسی،
دوشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1403 12:14
ای عشق در بزن که دلم سخت بی نواست جانم ز شدت فراق همی غرق در عزاست ای عشق سال هاست که در انتظار تو، مو کرده ام سپید و دلم بحر غصه هاست ای عشق خصم غم به دلم چنگ میزند، در غار کهف دل بنه پا، بین که ناله هاست ای عشق گفته اند که از راه میرسی، وقتی که عاشقان تو را ناله در هواست ای عشق گر بیایی و پرسان شوی ز من، گر بشنوی ز...
-
از فصل خزانم
دوشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1403 12:12
از فصل خزانم عابری با رد پای پاییز، خودم را به تو می رسانم امید آن که باشی پشت پنجره در انتظارم ؛ ،،، نمی خواهم هیچ ازتو؛ تنها ،به یک خنده امیدوارم من هم می خندم و یک رد پا جا می گذارم آن را به نگاه مهربانت می سپارم ، می رسد به پایان دفتر عمرم ، ،،، آخرشبی به یاد آن روز شیرین یک قاب عکس از خود با ربانی مشکی در طاقچه...
-
روح شان شاد
دوشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1403 12:09
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1403 12:08
هی خط زدم شعری جدید آمد پاییز رفت و فصل عید آمد حافظ نوشته غمنخور آری... اینبار در شعرم امید آمد... من با تو ما، در روز بارانی بی چترها، شال زمستانی... مابین مردم بوسه میگیریم دیگر بساست آغوش پنهانی سانیا علی نژاد
-
کردی تو ویرانم ولی من دوستت دارم هنوز
دوشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1403 12:06
کردی تو ویرانم ولی من دوستت دارم هنوز از هر خیابان بی تو من بیزار بیزارم هنوز رفتی و دور از من شدی گفتم که اصرارت کنم ترسیدم از دستت دهم چون من گرفتارم هنوز دنیای بعد از تو مرا تنگ است و تاریک و سیاه این مرده ی در قبر را شب ها پرستارم هنوز گفتی که میبینم تورا یک شب به رسم قبل ها قولت چه شد ای نازنین؟ زان روز بیدارم...
-
آسمونِ بی ستاره
دوشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1403 12:03
آسمونِ بی ستاره سقفِ من میشه دوباره سَرَمو بالا گرفتم تا شاید ابری بباره مِثِ برگ، بدون شبنم دنبالِ یه قطره بارونه تنم تو منو ازم گرفتی کی میفهمه این منم بی تفاوت از کنار من گذشتی روزی که رفتیو دیگه برنگشتی قلبمو رها کردی تو، ولی خاطراتت رو تو قلبم جا گذاشتی خط به خط خاطره هاتو میخونم آخرِ قصه ی عشقو میدونم تو که...
-
حدیث های جاودانه ای که می تراود
دوشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1403 12:02
حدیث های جاودانه ای که می تراود ز باور تو ... اندیشه هایی که با صد ترس می روید بر زبانم ... عصیان های ، مطلق انکار زمانند در ساده ترین شکل عشق ... فاجعه ایست به وسعت باور تو ..اندیشه ی من اقبال طاهری
-
شتابان دویدم ؛
دوشنبه 31 اردیبهشتماه سال 1403 12:00
شتابان دویدم ؛ تابه تورسیدم ، چون رود جاری شدم سیدحسن نبی پور
-
پر شده از سر بسم الله
یکشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1403 12:16
پر شده از سر بسم الله تا آخر سطر صفحه های تاریک دفتر زندگی ام بی ثمر ، پوچ و گران رفته ز من جوانی و صد طلب داره به من ، بچگی ام امید دارابی
-
السلام علیک یا صاحب الزمان
یکشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1403 12:14
-
تک درختی در اقیانوس جهنم به دنبال رشد است
یکشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1403 12:13
تک درختی در اقیانوس جهنم به دنبال رشد است غافل از اینکه ریشه در آتش دارد محمدحسین جلیل زاده
-
آمیزه ای از شور و شوق کودکی دارم
یکشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1403 12:12
آمیزه ای از شور و شوق کودکی دارم چون قطره ای که بر دل آینده می بارم دریایی از احساس های خیسم و یکسر بر شانه های ساحلی وحشی، وفادارم احمق ترین عاشق، که درگیر وفا بودم دیوانه، اما، ساده و بی ادعا بودم در منجلابی که خیانت موج میزد هم با چشم بسته،در پی بوی وفا بودم من احمقانه پای عشق تو، نشستم، یار بر اعتماد رفته از دست...