یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

با تخته پاره ای در آغوش

با تخته پاره ای در آغوش

آواره آب های عالم شده ایم ... ////

عمران صلاحی

در عشق من اما ، تردیدی نداشته باش

می توانی ستارگان را انکار کنی
می توانی حرکت خورشید را انکار کنی
می توانی حقیقت را دروغ بخوانی
در عشق من اما ، تردیدی نداشته باش

« شاعر : ویلیام شکسپیر »

آنگاه که دفترهایم را به حال خود بگذاری

آنگاه که دفترهایم را به حال خود بگذاری
شعری از چوب خواهم شد

« شاعر : نزار قبانی »

گفت: عشق نه!

گفت: عشق نه!
بیا تا همیشه "دوست" بمانیم
دستش را رها کردم
گفتم:
ببخشید ما به کسی که
برایش روزی چندبار
از درون فرو میریزیم
دوست نمی گوییم ...


"فرید صارمی"

قلبم به حدیثی که شنیدی مشکن

قلبم به حدیثی که شنیدی مشکن
عهدم به خطایی که ندیدی مشکن

تیغی که بدو فتح نمودی مفروش
جامی که بدو باده کشیدی مشکن


ملک‌الشعرای بهار

تو اکتشاف عاشقانه ای

تو

اکتشاف عاشقانه ای

که نمی شود

با کسی در میان گذاشت.



"علیرضا اسفندیاری"

پنجره را باز کردم،

پنجره را باز کردم،

تا جا مانده های عطرت بیرون برود؛

ساده لوح بودم!

پشت پنجره ، بوران خاطراتت

منتظر بود...!



(آ.شریعتی)