یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

دل تو را دادم چو دیدم روی تو

دل تو را دادم چو دیدم روی تو

کز همه خوبان پسندیدم تو را

دل فریبان جهان را یک به یک

دیدم و از جمله بگزیدم تو را

گر جفا راندی نکردم شکوه ای

ورخطا کردی نپرسیدم تو را

خون من خوردی و بخشودم گنه

جان طلب کردی و بخشیدم تو را

رفتی و آخر شکستی عهد خویش

کاش از اول نمی دیدم تو را

سرانجام؛ دل به جایی می رسد

سرانجام؛
دل به جایی می رسد
که دو راه بیشتر ندارد
یا باید خون شود،
یا سنگ...

عباس_صفاری

پر است شهر ز ناز بتان نیاز کم است

پر است شهر ز ناز بتان نیاز کم است
مکن چنان که شوم از تو بی نیاز مکن


((وحشی بافقی))

وقتی دل دست هایم

وقتی دل دست هایم

برای انگشتان کوچکت تنگ میشود

آن ها را میگذارم در برابر خورشید

تا با ترکیبی از کسوف و گرما

دوریت را معنا کنم...




| مصطفی مستور |

فراموش

دیگران محبوبشان را
با بزرگ نمایی عیب و نقص هایی که در آنها دیده اند
فراموش می کنند
اما من
هیچگاه نخواستم
چیزی غیر از آنی که دوست داشتم در تو بیابم
شاید از همین روست که تو را
سخت تر و دیرتر از همه آنهایی که
معشوقشان را آنگونه که هست دریافته اند
فراموش می کنم

مصطفی زاهدی

میــمِ مالکیـت که حذف شـود..

میــمِ مالکیـت که حذف شـود..
می شوی "عـزیزِ دل"
یعنی احتمالا عـزیزِ دلِ همـه !
می شـوی "فلانی جان"
یعنی حتما فلانی جانِ همـه !
نه عزیزِدلِ مـــن…
فلانـی جانِ مـن…
خانـوم یا مــردجانِ مــن…
میـــمِ مالکیت را که حذف کننـد از آخرِ قربان صدقه ها
می شوی یـک آدمِ بی صـاحب..
یک آدمِ عمومــیِ بی کَس
مثلِ تلفن هایِ زرد رنگِ گوشه و کنارِ خیابان . . !

دوست داشتنت

دست خودم نیست
نمی توانم جلویش را بگیرم !
در تاکسی باشد
یا در جلسه مهم کاری
یا سر میز شام
فرقی نمی کند
" دوست داشتنت "
به عطسه می ماند... !