یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

لطفا کمی آغوش برایم بفرست

کم نامه ی خاموش برایم بفرست

از حرف پُرم گوش برایم بفرست

دارم خفه می شوم در این تنهایی

لطفا کمی آغوش برایم بفرست


جلیل صفربیگی

خدا وقتی گونه‌های تو را می‌تراشید

خدا وقتی گونه‌های تو را می‌تراشید

لب‌های تو را می‌بافت

پاهای تو را بنا می‌کرد

دست‌هایش نمی‌لرزید ؟



الیاس علوی

انسان ، امروز مدعی ست که

انسان ، امروز مدعی ست که
کوره راه‌های مریخ را شناخته است،
درحالی که هنوز
با کوچه پس کوچه‌های دلش بیگانه است...

سروی بودم

سروی بودم
زیر سایه‌ام نشستند
خوردند و خفتند
بیدار شدند و
مرا بریدند..
.

ازتو حرف میزنم

ازتو حرف میزنم

چنان " نوبرانه " می شوم،

که " بهار " هم

دهانش آب می افتد...!

احمد شاملو

یک بار عاشق مـی شویم

یک بار عاشق مـی شویم
و بـه کسی که مـی خواهیم ، نمی رسیم
بعد از آن ، تا آخر عمر
عاشـق کسـانـی می شویـم
کــه شبیــه او هستنـد


کاظم خوشخو

همگان به جست‌ و جوی خانه می‌ گردند

همگان به جست‌ و جوی خانه می‌ گردند
من کوچه‌ ی خلوتی را می‌ خواهم
بی‌ انتها برای رفتن
بی‌ واژه برای سرودن
و آسمانی برای پرواز کردن
عاشقانه اوج گرفتن
رها شدن

سید علی صالحی

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را

نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را

کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم

به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را

به یاد یار دیرین کاروان گم کرده رامانم

که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را

بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی

چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون جوانی را

چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی

که در کامم به زهرآلود شهد شادمانی را

سخن با من نمی گوئی الا ای همزبان دل

خدایا با که گویم شکوه بی همزبانی را

نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده

به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را

به چشم آسمانی گردشی داری بلای جان

خدا را بر مگردان این بلای آسمانی را

نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتن

که از آب بقا جویند عمر جاودانی را