یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

شکوفه نارنج

شکوفه نارنج
این زود رنجی تو
جز افسوس چیزی ندارد
تو که با نسیمی ملایم
از شاخه می‌افتی!


علیرضا ایمانی فر

شبهای زیادی است خوابم نمی برد

شبهای زیادی است خوابم نمی برد
خسته ام
صدای قلبم بوی قدمهای تو را می دهد
تو اینجائی؟ یا رد پایت روی نگاهم مانده است
در گذر از خواب, صدای ممتد تو را می شنوم
در رگهای زلال این بیابان
باد هم آغوش مهربانی است
در این وهم تاریک لالائی خفته
و من هنوز بیدارم

در ته ذهنم صدای شبانه غوک هاست
چشهایم رو به خاموشی است
و صدایم در تهاتر خوشبختی , گم

احسان ناجی

برگه های امتحانی را صحیح می کنم!

برگه های امتحانی را صحیح می کنم!
و آنها مرا غلط می کنند!

غلامحسین افراس

آخرین دیدارت

آخرین دیدارت
کاش
دکمه ی تکرار داشت
تا تو را, سیر به دل, می دیدم,
کاش می دانستم
تو مسافر شده ای
جاده ی بی بازگشت؛
آخرین دیدارت
حسرت آغوشت
به دلم ماند,
تابه ابــد.....


اعظم حسنی

در حسرت دیدارت

در حسرت دیدارت
هر گل احساسی
که در دلم می خشکد
من هم کمی می میرم
هر شب
قطره های ساکت اشک
بر گونه هایم
علامت پرسش می شوند
فردا پرنده ها خواهند خواند ؟!

پرویز صادقی

آواز سبز دستت

آواز سبز دستت
بهار را بیدار کرده است
تا من در ابدیت زنبق‌ها
از چشم‌های تاریکت
عبور کنم...!
بهرام اردبیلی