-
مردم تا زمانی بهت وفادارند که
یکشنبه 27 بهمنماه سال 1398 17:11
مردم تا زمانی بهت وفادارند که بفهمند اوضاع به نفعشونه...
-
با بوسه ای مرا غافلگیر کن
یکشنبه 27 بهمنماه سال 1398 17:00
لطفاً... یک بار دیگر، در لحظه ای که نمی دانم، با بوسه ای مرا غافلگیر کن..!
-
آدم ها هیچ گاه آنچه که در ظاهر نشان می دهند نیستند
یکشنبه 27 بهمنماه سال 1398 16:59
آدم ها هیچ گاه آنچه که در ظاهر نشان می دهند نیستند درون هر کسی داستانی است بعضیا بی مقدمه تموم میشن بعضیا به زبون دیگه ترجمه میشن بعضیا یادگاری مال دیگران میشن
-
آری عشق که نباشد
یکشنبه 27 بهمنماه سال 1398 16:51
آری عشق که نباشد شرارت بر ما خواهد تاخت.. .
-
باید کسی باشد
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1398 10:06
باید کسی باشد که تمامِ خستگی هایت نرسیده به آغوشش در گرمای صدایش ذوب شود .. با تو هستم؛ باید باشی ...!!! #لیلا_مقربی
-
پشت این پنجره من..
پنجشنبه 3 بهمنماه سال 1398 10:06
-
یک نگاه خداوند کافی ست
یکشنبه 29 دیماه سال 1398 16:56
یک نگاه خداوند کافی ست برای گشوده شدن ِ یک یک ِ درهای بسته ی زندگی مون… آن نگاه و نظر ِ بلند را برای شما آرزو میکنم
-
بگذار شاعرانگی کنم
یکشنبه 29 دیماه سال 1398 16:54
بگذار شاعرانگی کنم با استعاره چشمانت در این فصل بی بلوغ در این صبح زمستانی که گل از گل هیچ شاخه ای نمی روید.
-
بیمار:میدونی کی توی دریا غرق میشه؟
یکشنبه 29 دیماه سال 1398 16:53
بیمار:میدونی کی توی دریا غرق میشه؟ دکتر هاوس:معلومه،اونی که شنا بلد نیست. بیمار: برعکس،اونی که شنا بلده غرق میشه؛ اونی که شنا بلد نیست توی دریا نمیره.
-
اگر چه از غم دوری من و تو دلتنگیم
یکشنبه 29 دیماه سال 1398 16:51
اگر چه از غم دوری من و تو دلتنگیم ولی به محضِ رسیدن، دوباره می جنگیم ! به جای آینه بودن ، چرا عزیز دلم میان ِ جامِ بلورین یکدگر سنگیم؟! جهانِ تلخِ تو تنها دو رنگ دارد و بس میان معرکه چون مُهره های شَترنگیم! مگر سفاهتِ تیمور لنگ را داریم که در طریق ِنفسگیر عشق می لنگیم؟! حکایت ِمن و تو یک حدیث تکراری است که مثل سازِ...
-
خواهی اگر وصل یار، از غم_هجران منال
شنبه 14 دیماه سال 1398 16:47
خواهی اگر وصل یار، از غم_هجران منال زان که وصول بهار تن به خزان دادن است... فروغی_بسطامی
-
-هیچوقت آرزو کردی که کاش مردم رو راستتر بودن؟
شنبه 14 دیماه سال 1398 16:46
-هیچوقت آرزو کردی که کاش مردم رو راستتر بودن؟ +یعنی چطوری؟ -من احساس میکنم همه، خود جعلی شون رو نشون میدن. همهی ما تو عمقِ وجودمون خراب و داغونیم. فقط، بعضیامون میتونیم اینو بهتر از بقیه پنهون کنیم. ما تمامش میکنیم کالین_هوور
-
دوست داشتن گاهی وقت ها تحمل است
پنجشنبه 5 دیماه سال 1398 10:01
دوست داشتن گاهی وقت ها تحمل است اینکه بتوانی با زخم های زندگی هنوز سرپا ایستاده باشی. دوست داشتن گاهی وقت ها، زندگی ست همانند سینه ای بدون نفس، از مرگِ قلب بدون عشق آگاه باشی. دوست داشتن گاهی وقت ها سنگین است به سان سنگینیِ لیاقت دوست داشته شدن و بعضی وقت ها دوست داشتن حیاتی دیگر است زنده نگه داشتن کسی درون ات حتی با...
-
چشم بستم که شدم غرق خیالی الکی
پنجشنبه 5 دیماه سال 1398 10:00
چشم بستم که شدم غرق خیالی الکیقصه ی عاشقی و شوق وصالی الکیفرض کردم که تو هم عاشق چشمم شدی و...همه ی دلخوشیم فرض محالی الکیپر کشیدیم چه نقاشی زیبایی شدآسمانی الکی با پر و بالی الکی"درس خواندی؟ چه خبر؟ حال شما؟ خوبی که؟"عشق پنهانی من پشت سؤالی الکی !"روز هجران و شب فرقت یار آخر شد"ما رسیدیم به هم آخر...
-
همسایه ها
پنجشنبه 28 آذرماه سال 1398 09:43
بس که وعده شنیدیم، وعده دونمون دراومد. هرچه بیشتر فلاکت میکشیم، بیشتر به اون دنیا حواله مون میدن. #احمد_محمود همسایه ها
-
برای اینکه آدم
پنجشنبه 28 آذرماه سال 1398 09:41
برای اینکه آدم کسی را عاشقانه دوست داشته باشد باید سخت به هیجان بیاید وقتی بازی دو طرفه باشد ارزش انجامش را دارد ولی اگر قرار باشد آدم به تنهایی بازی کند بازی احمقانه می شود...
-
باور کن پاییز که می آید
پنجشنبه 28 آذرماه سال 1398 09:29
باور کن پاییز که می آید همین پیرمردهای تنها روی نیمکتهای پارک هم به اولین عشقشان فکر می کنند به دختری با موهای طلایی یا گیسوان سیاه روسری خالدار یا شاید شالی پشمی به حرفهایی که باید می گفتند و نامه هایی که هیچ گاه به مقصد نمی رسد...
-
دلتنگی پنجرهی کوچکیست
سهشنبه 12 آذرماه سال 1398 09:35
میخواهم با دکلمهی آفتاب و دشت شب شعری بشوم پر از واژهی تو... تا صد دیوان شعر از چشمها و دلتنگیهایت منتشر کنم. عزیز راه دور، دلتنگی پنجرهی کوچکیست سمت آبادی تو... [ شیوافرازمند ]
-
پاییز این مسافر غمگین رسیده است
سهشنبه 12 آذرماه سال 1398 09:33
پاییز این مسافر غمگین رسیده استبر قالی ِ قشنگ ِ زمین آرمیده استپاییز ِ زرد، مثل غزالی گریزپااز دستِ هجمه های زمستان رمیده استآنقدر خسته است که از فرطِ خستگیگویی که جاده های زمان را دویده استدر دست او طلوع انار است و پرتقالپاییز در افق، گلِ خورشید چیده استپاییز، روی بومِ غم انگیزِ روزگارتصویرِ شاعرانه ی خود را کشیده...
-
همیشه کنجِ خیالی ...
شنبه 9 آذرماه سال 1398 11:47
❤❤ ❤❤ ❤❤ همیشه کنجِ خیالی ... نه بودنی، نه وصالی ... چگونه از طو بگویم ؛ که آرزوی محالی ... تو را صدا زدم ، اما نه جانمی، نه صدایی ... بگو به رغْمِ نبودت چگونه دلبرِ مایی ؟!... ❤ #مریم_قهرمانلو
-
گاهی باید رها کرد ؛
شنبه 9 آذرماه سال 1398 11:43
گاهی باید رها کرد ؛ باید نداشت ... باید نخواست ... باید گریخت ؛ از انتظارهایی که آدم را پیر ، و دردهایی که آدم را شکسته می کند ... #نرگس_صرافیان_طوفان
-
سپیده که سر بزند
سهشنبه 5 آذرماه سال 1398 21:57
سپیده که سر بزند نخستین روز روزهای بی مرا، آغاز خواهی کرد مثل گل سرخ تنهایی آه خواهی کشید، به پروانهها خواهی اندیشید و به شاخه سدری که سایه نینداخته بر آستانهات...
-
عشق من!
یکشنبه 3 آذرماه سال 1398 22:20
عشق من! خدا را در دل شکسته پیدا کن در نگاه من ببین چقدر زیباست زیبا و بلندبالا! ((عباس معروفی))
-
- تو یه روانی هستی و من عاشقتم
شنبه 2 آذرماه سال 1398 22:22
- تو یه روانی هستی و من عاشقتم =من روانی نیستم - من الان بهت گفتم عاشقتم ولی تو فقط واژه روانیشو شنیدی؛ این نشونه ی آدمای روانیه! . . ما ادما عادت کردیم امواج منفی رو زودتر از امواج مثبت جذب میکنیم همیشه از غم ها مینالیم ولی بهمون اندازه توی شادیها؛ خوشحالیمونو بروز نمیدیم از یه جایی به بعد یاد بگیریم امواج منفی رو پس...
-
تنهایی پیچیده نیست..
جمعه 1 آذرماه سال 1398 21:43
تنهایی پیچیده نیست.. چای خوردن است خندیدن است و گریستن است ؛ به جَبرِ هجران... علیرضا_روشن
-
من همیشه دیر میرسم
جمعه 1 آذرماه سال 1398 21:37
من همیشه دیر میرسم راه من دور تر است من از اعماق دل م می آیم....... فرزادآبادی
-
حاصلی از هنر عشقِ تو جز حرمان نیست
جمعه 1 آذرماه سال 1398 21:36
حاصلی از هنر عشقِ تو جز حرمان نیست آه از این درد که جز مرگِ مناش درمان نیست تب و تابِ غمِ عشقات، دلِ دریا طلبد هر تُنُک حوصله را طاقتِ این توفان نیست...
-
سلام بر حسین(ع)
جمعه 1 آذرماه سال 1398 21:34
-
برکت شد
جمعه 1 آذرماه سال 1398 21:29
عزیز تعریف میکرد وقتی اون قدیما خیلی کوچیک بودم مامانم تنورو آتیش کرد واسه نون پختن کنارش نشستم و نگاه کردم وقتی آخرین خمیرو نون کرد "گفتم تموم شد" "بهم گفت:ننه نگو تموم شد بگو " برکت شد دلبر جان میگی تموم شد میگم برکت شد رفتی و دوست داشتنت برکت شد تو دلم دلم اومد دنبالت تا از حد ترخصش گذشت شکست......
-
مـا آبـروی فقـر و قنــــاعت نمیبریم
جمعه 1 آذرماه سال 1398 21:27
مـا آبـروی فقـر و قنــــاعت نمیبریم با پادشه بگوی که روزی مقدّر است