-
باد را بگو آرام بگیرد
شنبه 20 اردیبهشتماه سال 1399 10:38
باد را بگو آرام بگیرد مدتهاست بیواسطه دوستت دارم
-
فواره وار، سربه هوایی و سربه زیر
جمعه 19 اردیبهشتماه سال 1399 10:21
فواره وار، سربه هوایی و سربه زیر چون تلخی شراب، دل آزار و دلپذیر ماهی تویی و آب؛ من و تنگ؛ روزگار! من در حصار تنگ و تو در مشت من اسیر مرداب زندگی همه را غرق می کند ای عشق همّتی کن و دست مرا بگیر ای مرگ می رسی به من اما چقدر زود ای عشق می رسم به تو اما چقدر دیر شیرینی فراق کم از شور وصل نیست گر عشق مقصد است خوشا لذت...
-
قشنگ یعنی چه؟
جمعه 19 اردیبهشتماه سال 1399 10:19
قشنگ یعنی چه؟ قشنگ؛ یعنی، تعبیر عاشقانه اشکال. و عشق، تنها عشق ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس... و عشق، تنها عشق مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد، مرا رساند به امکان یک پرنده شدن... زنده یاد سهراب سپهری
-
بلبل سرمست برای خدا
جمعه 19 اردیبهشتماه سال 1399 10:15
بلبل سرمست برای خدا مجلس گل بین و به منبر برآ هین به غنیمت شمر این روز چند زانکه ندارد گل رعنا وفا مولانای_جان
-
من ایستاده بودم و
جمعه 19 اردیبهشتماه سال 1399 10:01
من ایستاده بودم و تو از من می رفتی پیچیده بود صدای رفتنت در بادها ستونِ زانوهایم می لرزید و زمین خوردن کم ترین تلفاتِ دور شدنت بود باید تنهایی ام را می زدم زیر بغل بلند می شدم و چشمهایم را به محلّ امنی برای گریه کردن می رساندم گریه اما درمانِ خوبی نبود باید چشمهایم را محکم می بستم نباید اشک زیادی از من می رفت نباید می...
-
اگرچه مثل -درختی که خورده صاعقه- ام
پنجشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1399 10:39
اگرچه مثل -درختی که خورده صاعقه- ام ولی هنوز پر از ساقه است سابقه ام تو شادی و عقب افتاده سهم گریه ی من من آمدم به امید "غم" معوقه ام مدام فکر تو بودم سر نماز و خوشم که لحظه ای احدی جز تو نیست دغدغه ام! رفیق نیمه ی راهم! برای من کافیست همین که چند قدم آمدی به بدرقه ام هنوز پیرهنم را نشستم این همه سال که جای...
-
تو باید ببخشی که من بی قرارم
پنجشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1399 10:33
تو باید ببخشی که من بی قرارم که دست خودم نیس که بی اختیارم بدون اجازه بهت خیره میشم بدون اجازه تو رو دوست دارم تو باید ببخشی ، توو یه حال دیگه م که حرفی ندارم که چیزی نمیگم نه اینکه دل من بهونه بىاره نه اینکه به پای غرورم بذاره تا وقتی کنارم نشستی عزیزم یه حرفایی هستش که گفتن نداره!
-
من خویشاوند نزدیک هرانسانی هستم
پنجشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1399 10:30
من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم که خنجری در آستین پنهان نمیکند « احمد شاملو »
-
چه می پرسی چندین بهار؟
پنجشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1399 10:15
چه می پرسی چندین بهار؟ وقتی در من زمان شمار چهل و سه.... چهل و چهار .... خزان ها را می شمارد حسین منزوی
-
از من نشانی نپرس
چهارشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1399 10:47
از من نشانی نپرس من خودم گم شدهام
-
زن بودن خیلی قشنگه!
چهارشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1399 10:45
زن بودن خیلی قشنگه! چیزیه که یه شجاعت تمومنشدنی میخواد! یه جنگ که پایان نداره! خیلی باید بجنگی تا بتونی بگی وقتی حوا سیب ممنوعه رو چید، گناه به وجود نیومد... "اوریانا فالاچی"
-
ای آشنای من!
چهارشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1399 10:43
ای آشنای من! برخیزو با بهارسفرکرده بازگرد تا پرکنیم جام تهی از شراب را وز خوشه های روشن انگورهای سبز درخم بیفشریم می آفتاب را
-
به کجا رسیده بودیم که زمان
چهارشنبه 17 اردیبهشتماه سال 1399 10:38
به کجا رسیده بودیم که زمان را بر مثال اسطوره یی می نگریستیم؟ از کف شعر که جزر کامل چشمان توست گل های ابدی اقاقیا بهار را اعتراف می کنند...
-
ساده ترین کار جهان این است که خودت باشی
سهشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1399 10:32
ساده ترین کار جهان این است که خودت باشی و دشوارترین کار جهان این است که ، کسی باشی که دیگران میخواهند
-
هر روز شانسی
سهشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1399 10:31
هر روز شانسی برای تبدیل خودت به یک شخص بهتر است.
-
درست لحظه ای که تو باید بری
سهشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1399 09:59
درست لحظه ای که تو باید بری اسیر یه احساس مبهم شدیم ببین بعد یک عمر پرپر زدن چه جای بدی عاشق هم شدیم... [روزبه_بمانی]
-
از تو حرف میزنم
سهشنبه 16 اردیبهشتماه سال 1399 09:45
از تو حرف میزنم چنان نوبرانه میشوم که بهار هم دهانش آب می افتد...
-
کجاست صدای تو؟
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1399 10:44
گوش میدهم به هیاهوی ِدهانها و هیچ نمیشنوم کجاست صدای تو؟ دلتنگِ خویشم، در صدایِ تو... ((معصومه صابر))
-
از من تا تو ، راهی نیست
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1399 10:41
از من تا تو ، راهی نیست کافی ست دستم را دراز کنم و دستت را از لابلای دنده های قفسه ی سینه ام بگیرم چگونه بگویم ؟ دور نیستی در منی اما در فاصله ی میان دو اندوه نشسته ای : اندوه قبل از داشتنت و اندوه بعد از داشتنت ::. شیرین فروغان
-
زندگی
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1399 10:32
-
در زیر این بلند ما شرقیان هماره سرودی سروده ایم
دوشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1399 10:28
در زیر این بلند ما شرقیان هماره سرودی سروده ایم با تیغ بر گلوگاه در نوبت پگاه بر سبزه های خاک پروانه ایم ما با طول عمر خویش کوتاه، مثل آه...
-
. تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1399 10:59
تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم که هر چه رود درین سرزمین مسافر توست همان بس ست که با سجده دانه برچیند کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست به وصف هیچ کسی جز تو دم نخواهم زد خوشا کسی که اگر شاعرست شاعر توست که گفته است که من شمع محفل غزلم؟! به آب و...
-
امپراتوری ها یک روزه ساخته نمیشوند…
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1399 10:54
صبور باش، چیزهای خوب زمان میبرند… امپراتوری ها یک روزه ساخته نمیشوند…!
-
من جایِ تمام کسانی که دلتنگ نمی شوند برایت
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1399 10:30
من جایِ تمام کسانی که دلتنگ نمی شوند برایت من جایِ تمام کسانی که بی تابِ چشمهایت نیستند من جایِ تمامِ کسانی که گفتند دوستت دارم و تو ماندی و آن ها نماندند من جایِ تمامِ بوسه های نیمه راه آغوش هایِ جا مانده جایِ تمامِ - یادم تو را فراموش - ها من اصلا جای خودِ خدا هم دلم برایت تنگ شده بگذار مردم بگویند کفر می گوید گفتم...
-
دیده ام می جست گفتندم نبینی روی دوست
یکشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1399 10:25
دیده ام می جست گفتندم نبینی روی دوست عاقبت معلوم کردم کاندر او سیماب داشت روزگار عشق خوبان شهد فائق می نمود باز دانستم که شهد آلوده زهر ناب داشت
-
اینکه مُدام میگویید،
شنبه 13 اردیبهشتماه سال 1399 10:33
اینکه مُدام میگویید، یکی بیاید و مارا بلد باشد فقط خودمان را گول میزنیم. اویی که رفت هرچه بود و نبود را باخودش بُرد، دیگر چیزی ازما نمانـده که کسی بخواهد بلدش باشد...
-
وه که چه مهمانسرای قابلیست دل
شنبه 13 اردیبهشتماه سال 1399 10:29
وه که چه مهمانسرای قابلیست دل جز " عشق " هیچ میهمانی را پذیرا نیست! فرشته سنگیان
-
نیمی از عمرم به امیدِ آینده پرید...
شنبه 13 اردیبهشتماه سال 1399 10:28
نیمی از عمرم به امیدِ آینده پرید... نیمی هم در حسرتِ گذشته... کاش دایره ی زندگی نیمه ی سومی هم داشت... عبدالمجید حیاتی
-
در دنیایى که عشق و محبت و دوستى تاوان دارد
شنبه 13 اردیبهشتماه سال 1399 10:24
در دنیایى که عشق و محبت و دوستى تاوان دارد در روزگارى که حوصله ها به دمى بند است جایى که دوست داشتن بشود زهر مار و درد بى درمان هواى خودت را خودت داشته باش که به آدمى که هیچ به دیوار هم که تکیه کنى باید تاوان بدهى [ امیر_وجود ]
-
دستیابی به هرگونه آزادی ،
جمعه 12 اردیبهشتماه سال 1399 11:12
دستیابی به هرگونه آزادی ، نخست مستلزم آگاهی از انواع بردگیست ...!!