-
:((
شنبه 7 تیرماه سال 1399 11:57
-
آنــها مــثــل گــوســفــنــدهایــے هســتــنــد ڪــه
شنبه 7 تیرماه سال 1399 11:31
آنــها مــثــل گــوســفــنــدهایــے هســتــنــد ڪــه قــوچــِ پــیــشــاهنــگ هر جــا بــرود او را دنــبــال مــے ڪــنــنــد ، آنــها پــیــش از ایــنــڪــه فــڪــر ڪــنــنــد، مــے مــیــرنــد !
-
ﺩﺭ ﮔﯿﺮ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺯﻡ ﺑﻪ ﻗﻀﺎ ﺭﻓﺖ
شنبه 7 تیرماه سال 1399 11:30
ﺩﺭ ﮔﯿﺮ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺯﻡ ﺑﻪ ﻗﻀﺎ ﺭﻓﺖ ﺩﺭ من ﻏﺰﻟﯽ ﺩﺭﺩ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺳﺮ پا ﺭﻓﺖ ﺳﺠﺎﺩﻩ ﮔﺸﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﻢ ﻏﺰﻟﻢ ﺭﺍ ﺳﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﻮﯾﯽ ﻋﻘﺮﺑﻪ ﯼ ﻗﺒﻠﻪ ﻧﻤﺎ ﺭﻓﺖ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﺎﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ ﺩﺍﺩ ﺁﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺁﻥ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﭼﻪ ﺻﺪﺍ ﺭﻓﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺯﺩﻡ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﯾﮑﯽ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺖ ﺷﺐ ﺍﯾﻦ عاشق ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﻓﺖ؟ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺯﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﻣﻦ ﺳﻤﺖ ﺷﻤﺎ...
-
برای کسی که از رنج روحی شدید در عذاب است،
شنبه 7 تیرماه سال 1399 11:22
برای کسی که از رنج روحی شدید در عذاب است، درد جسمانی تمامی مفهوم خود را از دست میدهد!
-
دُچار یعنی ...
شنبه 7 تیرماه سال 1399 11:18
دُچار یعنی ... دو چشم داری اما ؛ حواست چهار چشمی پی کسی است ... ! #رسول_ادهمی
-
زندگی همین است
شنبه 7 تیرماه سال 1399 11:17
زندگی همین است به یک گل میماند که شاد و خندان توی چمن شکفته میشود یک بز سر میرسد، میبلعدش و همه چیز تمام میشود ! ✍ #آنتوان_چخوف
-
فردیناند: چرا اینقدر ناراحتی؟
شنبه 7 تیرماه سال 1399 11:07
فردیناند: چرا اینقدر ناراحتی؟ مارین: چون تو با کلمات با من حرف میزنی و من با احساسم به تو نگاه میکنم...
-
وحشیان یکدیگر را میدرند و
شنبه 7 تیرماه سال 1399 11:06
وحشیان یکدیگر را میدرند و متمدنان یکدیگر را میفریبند؛ این است چرخهی جهان ...
-
به خدا من زندهام هنوز
شنبه 7 تیرماه سال 1399 11:00
به خدا من زندهام هنوز من تا هفت مرگ و هفت کفن از خواب این جهان نخواهم رفت. مگر ما چقدر بدهکار این لحظهایم؟
-
تو یک اتفاق فوق العاده اى
شنبه 7 تیرماه سال 1399 10:59
تو یک اتفاق فوق العاده اى که بودنت تا بى نهایت اوج عاشقیست امیر_وجود
-
من هوایی بارانی ام...
جمعه 6 تیرماه سال 1399 12:28
من هوایی بارانی ام... این روزها... جان می دهم... برای پرسه های عاشقانه... بی چتر بیا... خیس خیس... در من قدم بزن... #سوسن_درفش
-
تو را نه!
جمعه 6 تیرماه سال 1399 12:19
تو را نه! خودم را گم کردهام گمشده در وهم در سکوتی که تا چشمهای تو هزار فرسنگ اندوهِ تنهایی است .. نیلوفرثانی
-
چرا .. هیچ فصلی
جمعه 6 تیرماه سال 1399 12:18
چرا .. هیچ فصلی تو را برای من نمی آورد .. ؟ مینا_آقازاده
-
اگر توسط تـاریکی ها احاطه شدهاید،
جمعه 6 تیرماه سال 1399 12:18
اگر توسط تـاریکی ها احاطه شدهاید، نگران نباشید. طلوع چندان دور نیست. نور همواره در رحم تاریکی رشد میکند. و هرچه شب تاریکتر شود، طلوع نزدیک تـر است. #اوشو
-
هوش من
جمعه 6 تیرماه سال 1399 12:16
هوش من پشت چشمان او آب میشد...
-
شما به دنیا آمـده اید تا برنده شوید
جمعه 6 تیرماه سال 1399 12:10
You were born to win, but to win you have to plan to win, be prepared to win, and expect to win. شما به دنیا آمـده اید تا برنده شوید ولی برای برنده بودن باید برای بردن برنامه ریزی کنید، برای بردن آماده شوید وانتظار بردن را داشته باشید.
-
من نَباشم چِه کسی جایِ مرا می گیرد؟!
جمعه 6 تیرماه سال 1399 12:05
من نَباشم چِه کسی جایِ مرا می گیرد؟! گاهی از تلخیِ این فِکر، به هَم می ریزم ... #نرگس_صرافیانطوفان
-
شادی کوچکی میخواهم،
جمعه 6 تیرماه سال 1399 12:04
شادی کوچکی میخواهم، آنقدر کوچک، که کسی نخواهد آن را از من بگیرد. #ناظم_حکمت
-
دل بر سرِ دل ریخته در کوی تو تا عرش
جمعه 6 تیرماه سال 1399 12:04
دل بر سرِ دل ریخته در کوی تو تا عرش آن کعبه مگر کارگهِ شیشهگران است؟ #طالب_آملی
-
چشمان تو
جمعه 6 تیرماه سال 1399 11:51
چشمان تو معنای تمام جمله های ناتمامی ست که عاشقان جهان دستپاچه درلحظه دیدار فراموشی گرفتند و از گفتار بازماندند... کاش می توانستم ای کاش خودم را درچشم های توحلق آویز کنم! عباس معروفی
-
دولت مردان خوب باید نه
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1399 11:25
دولت مردان خوب باید نه ضد کشورهای دیگر بلکه بر ضد دشمن مشترک همگان یعنی فقر بجنگد! #ویل_دورانت
-
جاذبه
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1399 11:23
درس زیاد می خواندم و هر جایی که برایم مهم بود با یک مداد زیرش خط می کشیدم: "قانون اول نیوتن" همیشه یکی از سوال های امتحانی بود. قانون "جاذبه" هم، گفتم "جاذبه"، یاد چشم های تو افتادم . . . و چشم عضو مهمی ست وگر نه زن ها اینقدر با دقت، رو به آینه "زیرش با مداد خط نمی کشیدند" شاعر:...
-
خیلی خسته ام خدایا
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1399 11:18
خیلی خسته ام خدایا از این دنیای پر از ریا از این مردم بی رحم از این گفته های بی شرم خسته از دنیای پر ز دروغ خسته از این دنیای شلوغ خسته از این همه بلاتکلیفی خسته از این نگفته ها و بی تکلیفی خسته از عشق های پوچ خسته از افکار خاموش خسته از من و من بودنم خسته از ترس بد بودنم خسته از این سایه ها #خسته از این فاصله انسانیت...
-
من تلویزیون را بسیار آموزنده میدانم!
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1399 11:11
من تلویزیون را بسیار آموزنده میدانم! هر زمان که تلویزیون در خانه ام روشن میشود من به اتاق دیگری میروم و کتابی میخوانم.
-
حس ازدواج
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1399 10:57
-
دور از تو با سیاهی شبهای غم گذشت
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1399 10:50
دور از تو با سیاهی شبهای غم گذشت این مُردنی که زندگی اش نام داده ایم... شاعر : شفیعی کدکنی
-
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1399 10:44
ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی دیده ما چو به امید تو دریاست چرا به تفرج گذری بر لب دریا نکنی بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی.. |حافظ|
-
کاش چون یاد دل انگیز زنی
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1399 10:43
کاش چون یاد دل انگیز زنی می خزیدم به دلت پر تشویش ناگهان چشم ترا می دیدم... |فروغ فرخزاد|
-
نثارِ خاکِ تو خواهم
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1399 10:42
نثارِ خاکِ تو خواهم به هر دمی دل و جان که خاک بر سرِ جانی که خاکِ پای تو نیست... |مولانا|
-
تو مَبین که خاکم
پنجشنبه 5 تیرماه سال 1399 10:42
تو مَبین که خاکم از خستگی و شکستگی ها تو بِخواه تا بسویت ز هوا سبک تر آیم ... |حسین منزوی|