-
هرگز نباید با نگاه اول عاشق شویم.
یکشنبه 1 تیرماه سال 1399 11:20
هرگز نباید با نگاه اول عاشق شویم. باید تا زمانی که با چشمان باز، عمق و ماهیت آب را بررسی کامل نکردهایم از شیرجه رفتن در آن بپرهیزیم.
-
آمدم یادِ تو از دل،
یکشنبه 1 تیرماه سال 1399 11:19
آمدم یادِ تو از دل، به برونی فِکنم، دل برون گشت... ولی یادِ تو با ماست هنوز...! مهدی_اخوان_ثالث
-
یک روز بیا و تا ابد بمان!
یکشنبه 1 تیرماه سال 1399 11:17
یک روز بیا و تا ابد بمان! کسی چه می داند ؟ شاید "ابد" همان چند دقیقه ای باشد، که در آغوش تو می گذرد... سارا_مصلحت
-
قصّه گوی روزهای خوب
یکشنبه 1 تیرماه سال 1399 11:13
قصّه گوی روزهای خوب دو خط شعر کافی ست برای به پایان نرسیدن همیشه یکی بود یکی نبود... مرتضی سنجری
-
پاریس را به شانزه لیزه اش می شناسند
یکشنبه 1 تیرماه سال 1399 11:12
پاریس را به شانزه لیزه اش می شناسند گل را به رز کوه را به اورست رودخانه را به ماهی چشمه را به زلالی اش می شناسند جنگل را به درخت بیشه را به نسیم پرنده را به آزادی آسمان را به آبی بیکرانش می شناسند زنبور را به عسل مادر را به مهر عشق را به آتش بودا را به آیین اش می شناسند سیاست را به دروغ درنا را به صلح باران را به اشک...
-
تو با خداحافظیها تمام نمیشوی!
یکشنبه 1 تیرماه سال 1399 11:08
تو با خداحافظیها تمام نمیشوی! تویی که به من آموختی عشق؛ دوام آوردن در غربتِ فاصله هاست. لارا_تیکال
-
بعد از هر شعر
یکشنبه 1 تیرماه سال 1399 11:06
بعد از هر شعر چنان آرام می شوم که گویی به این دنیا پا نگذاشته و ترا هرگز ندیده ام ... محمد_شیرین_زاده
-
به سه چیز هیچ وقت اعتماد نکن
یکشنبه 1 تیرماه سال 1399 11:05
به سه چیز هیچوقت اعتماد نڪن: ۱.شیر سرد و گرم توالت ۲.اخبار صدا وسیما ۳.وعده مسئولان
-
ارتباط بدون خشونت
یکشنبه 1 تیرماه سال 1399 11:04
در دنیای "قضاوتها" تنها به این نکته توجه میشود که دیگران بر اساس نظر ما چگونهاند ؟ فردی در ترافیک جلوی ما بپیچد «احمق» ، ما که جلوی دیگران میپیچیم «زرنگ» ! کسی جواب تلفن ما را ندهد «بیمعرفت» ، ما که جواب ندهیم «گرفتار» ! فرد بلندتر از ما «دراز» ، کوتاهتر از ما «کوتوله» ! دنیای قضاوتها یعنی تحلیل رفتار...
-
با تابناکیاش
یکشنبه 1 تیرماه سال 1399 10:52
با تابناکیاش مفهومِ بیفریبِ صداقت بود...
-
یک عکس کوچک تا خورده
شنبه 31 خردادماه سال 1399 13:11
یک عکس کوچک تا خورده از مردی که پیراهنش هنوز روشن است چند شعر عاشقانه کوتاه از شماره ای که همیشه خاموش است و یک جفت چشم که هر شب تا صبح به این هر دو خیره مانده است... نگهبان شب کارخانه ای ورشکسته ام گاهی آرزو می کنم دزدی بیاید به جای دست ها و دهانم چشم هایم را ببندد #لیلا کردبچه
-
شاخه گل مریم
شنبه 31 خردادماه سال 1399 10:53
هرشب به بالش خیس دقایقم سرمی زند رفیق باوفایی که اسم شبش غم است آه پشت این پنجره ها دهکده ای هست که نیست و در دست اهالی آبادی اش شاخه شاخه گل مریم است وقتی نیستی همه چیز به هم ریخته کم ها انگار زیاد و زیادها انگار کم است ... #دنیا غلامی
-
آن هایی که دوستت دارم را
شنبه 31 خردادماه سال 1399 10:52
آن هایی که دوستت دارم را بلد نیستند شاید حوالی خانه شان دختری با دامن گلدار نبوده است... # علی محیط
-
گر بدانی که چه خون می خورم از دوری تو
شنبه 31 خردادماه سال 1399 10:46
گر بدانی که چه خون می خورم از دوری تو تا به غمخانه من پا به حنا می آیی... #صائب_تبریزی
-
لابد دوستت دارم هنوز
شنبه 31 خردادماه سال 1399 10:45
لابد دوستت دارم هنوز که هنوز فکر می کنم از هزار و صد نسخه ی این شعر یک نسخه را تو به خانه می بری و تو تنها تو می فهمی چند جای این شعر خط خورده است لیلا کردبچه
-
یاسهای وحشی باغ
شنبه 31 خردادماه سال 1399 10:44
یاسهای وحشی باغ بو می کشند تو را عطر تو کم می شود و گویی که دارد تمام می شود دنیا شاید عادت بکنم شاید هم نه بوی باران عطر غم بوی خاک شاید که بعد تو پر کند مشامم را آه یخ کرده تن باغ دارد تمام می شود دنیا... رسول طاوس پر
-
گفتند: چونی؟
شنبه 31 خردادماه سال 1399 10:36
گفتند: چونی؟ گفت: چگونه باشد کسی که بامداد برخیزد و نداند که شبانگاه خواهد خفت یا نه؟
-
اندوه کسی را نکشت
جمعه 30 خردادماه سال 1399 12:10
اندوه کسی را نکشت اما ما را از همهچیز، تهی ساخت...
-
ترجیح میدهم به خاطر کسی که واقعاً هستم
جمعه 30 خردادماه سال 1399 12:08
ترجیح میدهم به خاطر کسی که واقعاً هستم ، ازم متنفر باشی تا اینکه به خاطر کسی که نیستم ، دوستم داشته باشی !
-
دلم کمی مادربزرگ می خواهد
جمعه 30 خردادماه سال 1399 12:02
دلم کمی مادربزرگ می خواهد با لباس گل گلی و دست های مهربان بافتنی به دست و موهای حنایی و لبخندی که خلاصه ی تمام خوشبختی های جهان است... دلم کمی عشق می خواهد می شود یک فنجان چای مهمانم کنی؟...
-
با بعضی ها حال آدم خوب است
جمعه 30 خردادماه سال 1399 11:58
با بعضی ها حال آدم خوب است یه جور خوب... از آن خوبهایی که شبیه خوردن آب یخ وسط گرمای تابستان است یا شبیه چای بعد از خواب یا شاید هم شبیه خوردن گوجه سبز با نمک است که به تلخی هم نمی زند یا شبیه قدم زدن زیر باران می دانی آدم خیالش یک جور خاص راحت است راحت از آنکه خوبیشان هیچوقت ته نشین نمی شود...
-
رنجیده ام ز خویت، اما ز مهر رویت
جمعه 30 خردادماه سال 1399 11:55
رنجیده ام ز خویت، اما ز مهر رویت مشکل روم ز کویت، این بار و بار دیگر ... عاشق اصفهانی ...
-
پل چوبی
جمعه 30 خردادماه سال 1399 11:51
همیشه باید جلو بریم. توی جاده یک طرفه حتی اگر بخواهیم، اجازه برگشت نداریم.
-
تبعیدم کن
جمعه 30 خردادماه سال 1399 11:51
تبعیدم کن به دورترین نقطه ی قلبت حکم بده به زنجیرم بکشند با دست هایت ، شلاقم بزنند با بوسه هایت ، به ریسمانم بکش با تار موهایت ، اما شکنجه ام نکن با نبودن هایت! روشنک_آرامش
-
شب ها
جمعه 30 خردادماه سال 1399 11:40
شب ها قصه ی "او"ی رفته از نو نقل می شود.. کلمه به کلمه ی نبودنش سطر می شود و می نشیند بر پیشانیِ سرنوشتمان.. "بغض کهنه" ی جای خالی اش هم می شود اوج داستانِ شب ... #زیور_شیبانی
-
مردی که حرف میزند
جمعه 30 خردادماه سال 1399 11:34
#معرفی کتاب زنها وقتی رازی در دل دارند ، زیاد حرف میزنند تا پنهانش کنند ! مردها وقتی رازی در دل دارند ، سکوت میکنند ... مردی که حرف میزند #ماریو_بارگاس_یوسا
-
او
جمعه 30 خردادماه سال 1399 11:34
او به آزار دل ما هر چه خواهد آن کند ما به فرمان دل او هر چه گوید آن کنیم... • مولانا
-
برای تبدیل انسان ها
پنجشنبه 29 خردادماه سال 1399 11:36
برای تبدیل انسان ها به الاغ هایی که سواری میدهند باید آنها را فقیر و بیسواد نگه داشت!
-
روز خلقت در گِل ما شوق دیدار تو بود
پنجشنبه 29 خردادماه سال 1399 11:28
روز خلقت در گِل ما شوق دیدار تو بود از همان آغاز ما را کمتحمل ساختند (:
-
بوده آیا شاعرى هر شب غزل نوشت کند ؟
پنجشنبه 29 خردادماه سال 1399 11:26
بوده آیا شاعرى هر شب غزل نوشت کند ؟ آنچنان بر دل بتازد سخت مدهوشت کند؟ مثل پیچک در بغل گیرد در و دیوار دل با حریر مهربانى ، عشق تن پوشت کند؟ دیده اى هرگز نسیمى از نوازش بر لبت گوشوارى از دوبوسه ،بى هوا، گوشت کند؟ منتظر ماند برایت تا رسى از گرد راه تا فلک همراه تو بالى به هر دوشت کند؟ جان پناهت او شود آرامش هر لحظه ات...