-
این نیزبگذرد
دوشنبه 16 تیرماه سال 1399 13:02
-
چه خوش لحظههایی که دزدانه از هم
دوشنبه 16 تیرماه سال 1399 12:56
چه خوش لحظههایی که دزدانه از هم نگاهی ربودیم و رازی نهفتیم چه خوش لحظههایی که میخواهمت را به شرم و خموشی نگفتیم و گفتیم ...
-
دنیا جای خطرناکی برای زندگی است
دوشنبه 16 تیرماه سال 1399 12:55
دنیا جای خطرناکی برای زندگی است نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطر کسانی که شرارت ها را میبینند ولی کاری در مقابل آن انجام نمی دهند . #آلبرت_اینشتین
-
شب
دوشنبه 16 تیرماه سال 1399 12:40
شب انگار همه چیز را بزرگتر نشانمان می دهد جای خالی یک نفر را تنهایی را درد را دوستت دارم را آغوش را بوسه را
-
بعد از هر شعر چنان آرام می شوم
دوشنبه 16 تیرماه سال 1399 12:38
بعد از هر شعر چنان آرام می شوم که گویی به این دنیا پا نگذاشته و ترا هرگز ندیده ام ... محمد_شیرین_زاده
-
در آستانهی در
دوشنبه 16 تیرماه سال 1399 12:31
در آستانهی در چمدانهای فرسوده را که انبوهْ از لباسهای سیاه بود به من سپردی و گفتی: من مسافرم...
-
اندیشیدن به پایان هرچیز
دوشنبه 16 تیرماه سال 1399 12:23
اندیشیدن به پایان هرچیز شیرینی ِحضورشرا تلخ میکند، بگذار پایان غافلگیرت کند درست مانند آغاز... : پابلو پیکاسو
-
گاهی از پا که میافتی
دوشنبه 16 تیرماه سال 1399 12:22
گاهی از پا که میافتی تن میدهی به خستگی. میایستی و میگویی: رسیدم کجا رسیدی؟ میگویی: فهمیدم. چه را فهمیدی؟ خب، بله، شاید این را فهمیدی که هیچکس هیچوقت به هیچجا نمیرسد. حقیقت این است. ولی حقیقت را نمیگویی در جیب پالتو مخفیاش میکنی: کنار دستت، کنار سکوتت، کنار خستگیات. ((یانیس ریتسوس)) ترجمه: محسن آزرم
-
شهابی از پشت پنجره رد شد
دوشنبه 16 تیرماه سال 1399 12:21
شهابی از پشت پنجره رد شد داشتم به تو فکر می کردم همین یک نشانه کافی ست که از تو ،به خودم ازخودم به تو برگردم خوب خرابم بی تو ساعت دیواریِ ازتیک تاک خسته ام تمام صبح های تاریخ را خوابم گویی کتیبه ای ناخوانا ازبغض های چندساله است تنهایی های پر از دردم ... #دنیا غلامی
-
دلم زنانگی کردن میخواهد
دوشنبه 16 تیرماه سال 1399 12:21
دلم زنانگی کردن میخواهد آنگاه که میان قفل دستانت آرام آرام مردانگی ات را به رخ مهتاب میکشی. دلم یک روز بی دغدغه می خواهد و یک جرعه تو سکوتی محض و نگاهی گره خورده در نگاهم. دلم پرواز می خواهد آغوشی بی انتها و چشمانی که آرامش رفته را بازگرداند. دلم یک جای دنج می خواهد روز عشق... قلم در دست تو... و عاشقانه ای بی همتا....
-
دلتنگی
یکشنبه 15 تیرماه سال 1399 12:32
دلتنگی یعنی فکر کردن به پرواز به خندههای بیدلیلت در راه خانه نگاههای "مال خودمی"ات در جمع دلتنگی یعنی کش رفتن آدامس جویده ات و غوطهور شدن در طعم لب هات دلتنگی یعنی چشمهای تو امشب سرخ بود و چشمهای من خیس... "عباس معروفی"
-
من هنوز در خدا نمرده ام
یکشنبه 15 تیرماه سال 1399 12:27
من هنوز در خدا نمرده ام و برای رهایی از زندگی تهی از خدا تلاش نکرده ام من هنوز عاشقِ تاریکیِ توام هنوز تنفسِ مه آلودت گرمم می کند هنوز در خود زنده ام و درخدا نزیسته ام هنوز درخششِ چشمهای تو خورشید را به زیر می کشد هنوز تبسمِ لب هایت طوفانی است که خانه خرابم می کند هنوز در خدا نمرده ام در خدا نزیسته ام و در خویش زنده...
-
شبیه طفل دبستانی آرزوی من این شد:
یکشنبه 15 تیرماه سال 1399 12:25
شبیه طفل دبستانی آرزوی من این شد: سیاه مشق دلم را خودت قلم زده باشی بعید نیست به زیباترین زبان نگاهت معادلات جهان را خودت به هم زده باشی
-
تنهایی
یکشنبه 15 تیرماه سال 1399 12:20
تنهایی نتیجه توافقهای بیقید و شرط من، با خودم..
-
نگاه
یکشنبه 15 تیرماه سال 1399 12:18
نگاه از صدای تو ایمن می شود چه مومنانه نام مرا آواز میکنی ... "احمد شاملو"
-
دلی که پیش تو ره یافت
یکشنبه 15 تیرماه سال 1399 12:16
دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود هوا گرفته ی عشق از پی هوس نرود به بوی زلف تو دم می زنم در این شب تار وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود. "هوشنگ ابتهاج"
-
شبیه بوسه ای هستم مردد بین دین و دل
یکشنبه 15 تیرماه سال 1399 12:15
شبیه بوسه ای هستم مردد بین دین و دل حلال مذهب عشقم ، حرام شرع اسلامم
-
و آغاز سفر یادم نیست
یکشنبه 15 تیرماه سال 1399 12:09
و آغاز سفر یادم نیست و می اندیشم کدامین دست مرا چنین آغشتۀ عشق در ایستگاهی پیاده کرده است که ریل هایش از زاویه خارج شده اند و من به آخر دنیا رسیده ام بی آنکه سفر کرده باشم. چمدان دلتنگی ام را زیر سر خستگی هایم می گذارم و بر نیمکتی دراز می کشم که آسمانش پر از سوت قطار است هنوز پلک هایم ترمز می کنند و در خوابی می افتم...
-
رفتنت
یکشنبه 15 تیرماه سال 1399 12:05
رفتنت حفره ای در من ایجاد خواهد کرد که تابستان و زمستان از آن سوز میآید؛ با اینهمه آغوشت را بردار و برو هرجای دنیا را که خواستی گرم کن! پرندگانی هستند که ترجیح می دهند پای عشقی که ریشه دارد از سرما یخ بزنند. "مژگان عباسلو"
-
علتِ مرگم را
شنبه 14 تیرماه سال 1399 12:04
علتِ مرگم را در جعبه سیاهِ دل او جستجو کنید . زکیه خوشخو
-
بگذار در غبار فراموشمان کنند!
شنبه 14 تیرماه سال 1399 11:54
بگذار در غبار فراموشمان کنند! این سینه را تحمل سنگ مزار نیست فاضل نظری
-
خیزید عاشقان، نفسی شور و شر کنیم
شنبه 14 تیرماه سال 1399 11:54
خیزید عاشقان، نفسی شور و شر کنیم وز های و هو، جهان همه زیر و زبر کنیم باشد که یک نفس نظری سوی ما کند دزدیده آن نفس به رخ او نظر کنیم... +عراقی
-
گاه می پندارم
شنبه 14 تیرماه سال 1399 11:47
گاه می پندارم در دستانم به اندازه تمام دشتهای دنیا بذر عشق دارم که بپاشم تا همه جا سبز شود... فرشته سنگیان
-
عشقِ من به تو
شنبه 14 تیرماه سال 1399 11:45
عشقِ من به تو همان بوسهای بود که افتاد بر لبِ رود ناهید ساداتی
-
دلم گرم می شود
شنبه 14 تیرماه سال 1399 11:39
دلم گرم می شود آن هنگام که صدای عشق از نفس های گرم تو جاری می شود و من پر از احساس شاعر بودنم..... نیکا منصوری
-
و چشمهای او
شنبه 14 تیرماه سال 1399 11:37
و چشمهای او تاریخ رنگهای عمودیست ... با این همه آنقدر ساده است که چشمانش جشنیست در ولادت آهوها
-
- دلتنگی ، فصل نمی شناسد
شنبه 14 تیرماه سال 1399 11:29
دلتنگی ، فصل نمی شناسد حتی اگر ، بانویِ اُردیبهشت هم باشی سهمت از بهار ، انتظار سبزی است در کوچه هایِ عطرِ یاس و قطره هایِ بارانی که شبیه توست! #بهار_ذوالفقاری
-
عشقت را هرگز بازگو نکن !
شنبه 14 تیرماه سال 1399 11:28
عشقت را هرگز بازگو نکن ! عشقی که هرگز به زبان نیاید ! مثل نسیم ملایم ، ساکت و نامرئی میگذرد ! من عشقم را به زبان آوردم و قلبم را برای او گشودم ... سرد و لرزان ، با ترسی مرگبار و او رفت ... ویلیام بلیک
-
روزت را به خدا میسپارم
شنبه 14 تیرماه سال 1399 11:27
روزت را به خدا میسپارم به او که گاه و بیگاه دستانش را بر روی قلبت میگذارد تا طلب کنی و هدیه کند ؛ اکنون من برایت طلب میکنم همه اتفاقات خوب را ...
-
قلب درگیر نگاهت می شود ،
جمعه 13 تیرماه سال 1399 12:34
قلب درگیر نگاهت می شود ، حس می کند عشق را ؛ آرامش را لمس میـکند با گرفتن دستانت ... کوشا_کریمخانی