-
به همهی روشها دوستت داشتم.
پنجشنبه 3 مهرماه سال 1399 11:34
«احببتک بکل الطرق و اولها الصمت.» به همهی روشها دوستت داشتم. و اولینش سکوت بود... محموددرویش
-
رهایم کن
چهارشنبه 2 مهرماه سال 1399 12:03
سهمِ من گردش حزنآلودی در باغِ خاطرههاست...!
-
از ما مپرس حاصل مرگ و حیات را
چهارشنبه 2 مهرماه سال 1399 12:00
از ما مپرس حاصل مرگ و حیات را در زندگی به خواب و به مردن فسانهایم صائب تبریزی
-
کنار پنجره پاییز
چهارشنبه 2 مهرماه سال 1399 11:59
آری، پاییـــز نزدیک است. اما پاییز که همیشه صدای خشخشِ برگها در گذرها نیست! پاییز که همیشه با بوی مهــر نمیآید! پاییز گاهی در زیرسیگاریِ روی میز، زیر انبوهی ازخاکستر است، گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقهی لباسی تا شده، گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت میدرخشد! گاهی قهوهایست که سر میرود،غذاییست که ته میگیرد و...
-
دستت
چهارشنبه 2 مهرماه سال 1399 11:53
دستت مثل یک شعر سیاسی گرم است..
-
نجنگ
چهارشنبه 2 مهرماه سال 1399 11:50
-
عشق دنیای مرا سوزاند اما پیشکش
چهارشنبه 2 مهرماه سال 1399 11:48
عشق دنیای مرا سوزاند اما پیشکش داد از این دارم که دینم سوخت، دنیا پیشکش ! ای که میگویی طبیب قلبهای عاشقی کاش دردم را نیفزایی، مداوا پیشکش دشمنانت در پی صلحند اما چشم تو دوستان را هم فدا کردهست، آنها پیشکش بس که زیبایی اگر یوسف تو را میدید نیز چنگ بر پیراهنت میزد، زلیخا پیشکش ماهی تنهای تنگم، کاش دست سرنوشت...
-
رؤیاهایمان
سهشنبه 1 مهرماه سال 1399 12:02
رؤیاهایمان معیار شخصیت ماست.
-
شازده کوچولو :
سهشنبه 1 مهرماه سال 1399 12:01
شازده کوچولو : آدم بزرگها یه زمانی همه بچه بودن ولی فقط یه تعدادی از اونها یادشون مونده ...
-
دفتر شعر نگاهت را برایم باز کن
سهشنبه 1 مهرماه سال 1399 12:00
دفتر شعر نگاهت را برایم باز کن بار دیگر با غزلهایش به دل اعجاز کن می نوازانی مرا، با آن صدای دلکشت بار دیگر با نوایی، جان من را ناز کن تا که هم پرواز رویای صدایت می شوم پیش دستی کن،بقلبم عشق را ابراز کن عاشق اینم که گم باشم به قلب عاشقت تا حضور خاطرات عشق، سمتم تاز کن دیده بانی جانفدا در لشکر عشق توأم تا فدایت گشتنم،...
-
یا حسین(ع)
سهشنبه 1 مهرماه سال 1399 11:59
-
شجاعت خلاقیت
سهشنبه 1 مهرماه سال 1399 11:59
در جامعهی ما لُخت کردنِ بدن راحتتر از عُریان کردن روانی یا روحی است. عرضه کردن بدنمان آسانتر از عرضه کردن تخیّلات، امیدها، ترسها و الهاماتمان است که احساس میشود شخصیترند و مطرح کردن آنها به دیگران موجب آسیبپذیری بیشتری برایمان میشود. به دلایل عجیب و غریبی ما از برملا کردن چیزهایی که برایمان خیلی اهمیّت دارند...
-
سلام بر رنگِ اندوه
سهشنبه 1 مهرماه سال 1399 11:58
سلام بر رنگِ اندوه در چشمانت، . سلام بر خورشیدی که در دستانت طلوع می کند، سلام بر گنجشکی که بین لبهایت می خوانَد سلام بر قلبی که در دو پهلوی تو جای گرفته است...! #محمود_درویش ترجمه #دکتر_شهاب_گودرزی
-
ممکن است آدم یک عمر زندگی کند و نفهمد که
دوشنبه 31 شهریورماه سال 1399 11:25
ممکن است آدم یک عمر زندگی کند و نفهمد که کنار دستش یک کتاب هست که ، کل زندگی اش را می تواند تغییر دهد
-
نباید از تو فرشته می ساختم
دوشنبه 31 شهریورماه سال 1399 11:21
نباید از تو فرشته می ساختم با پای خودت آمدی با بال هایی که برایت ساختم رفتی محسن حسینخانی
-
نمی دانم کدام درد بزرگ تر است،
دوشنبه 31 شهریورماه سال 1399 11:20
نمی دانم کدام درد بزرگ تر است، دردی که آن را بی پرده تحمل می کنی یا دردی که به خاطر ناراحت نکردن کسی که دوستش داری توی دلت می ریزی و تاب می آوری...!
-
+
دوشنبه 31 شهریورماه سال 1399 11:19
بابام همیشه میگه: آدمی که خوبی رو نمی فهمه ، بدی هم حالیش نیست ! یه نگاه دوباره بندازین به روابط تون فرقی نمی کنه از چه نوعی باشه! عاشقانه … دوستانه … فامیلی … اگه طرف تون خوبی و احترام و وفاداری سرش نمیشه ؛ رفتن و بی وفایی و بدی تون رو هم نمی فهمه ! پس با خیال راحت توی دنیای حماقت هاش ، جا بذارین اش و یه نفس عمیق...
-
و عطر گردنش
دوشنبه 31 شهریورماه سال 1399 10:58
و عطر گردنش چیزی شبیه بوی دشت آغشته به زنبق و شهد، بوی نم ... بوی خیس کوچه، بوی خاک مزارع باران خورده...
-
نبودن تو
دوشنبه 31 شهریورماه سال 1399 10:57
نبودن تو فقط نبودن تو نیست نبودن خیلی چیزهاست کلاه روی سرمان نمیایستد شعر نمیچسبد پول در جیبمان دوام نمیآورد نمک از نان رفته، خنکی از آب ما بیتو فقیر شدهایم... رسول یونان
-
اگر چیزی به اندازهی کافی تکرار شود
دوشنبه 31 شهریورماه سال 1399 10:56
اگر چیزی به اندازهی کافی تکرار شود ، ملکهی ذهن ما میشود ؛ حتی اگر درست هم نباشد !
-
رویای کدام بهار را
دوشنبه 31 شهریورماه سال 1399 10:48
رویای کدام بهار را بی من در آینه خندیدی که من این همه پاییزم...
-
پاییز آمدست کــــه خود را ببارمت
دوشنبه 31 شهریورماه سال 1399 10:46
پاییز آمدست کــــه خود را ببارمت پاییز لفظ دیگر "من دوست دارمت" بر باد می دهــم همـه ی بــود خویش را یعنی تو را به دست خودت می سپارمت باران بشو ، ببار بــه کاغذ ،سخن بگــو وقتی که در میان خودم می فشارمت پایان تو رسیده گل کاغذی من حتی اگر خاک شوم تا بکارمت اصرار می کنـــی کـــه مرا زود تر بگو گاهی چنان سریع...
-
بیا که با همه دوری دل از تو وانگرفتم
دوشنبه 31 شهریورماه سال 1399 10:45
بیا که با همه دوری دل از تو وانگرفتم برو که با همه یاری مرا ندیده گرفتی .. .شهریار
-
گفتی که از نهان دلت باخبر نیَم
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1399 12:55
گفتی که از نهان دلت باخبر نیَم تو در دلی کدام نهان بر تو فاش نیست طالب آملی
-
آیا دوست داشتنِ آدمها ،
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1399 12:54
آیا دوست داشتنِ آدمها ، آنگونه که هستند، آنقدر دشوار است که باید به سلاخیِ جسم و روحشان بروند، تنها برای اندکی دوستی؟؟
-
تنها چیزی که میتونم بهت بگم اینه که
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1399 12:50
تنها چیزی که میتونم بهت بگم اینه که هیچ چیزی مثل احساس گناه ، روح آدم رو نمیخوره ...
-
نبودن تو
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1399 12:47
نبودن تو فقط نبودن تو نیست نبودن خیلی چیزهاست کلاه روی سرمان نمیایستد شعر نمیچسبد پول در جیبمان دوام نمیآورد نمک از نان رفته، خنکی از آب ما بیتو فقیر شدهایم...
-
ای کاش خودت را داشتی
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1399 12:47
ای کاش خودت را داشتی تا میفهمیدی نداشتنت چقدر تنهایم کرده است محمدراد
-
پاییز در راه است
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1399 12:45
-
مدرک دانشگاهی
یکشنبه 30 شهریورماه سال 1399 12:34
وصیت کردم وقتی مُردم مدرک دانشگاهم رو همرام خاک کنن . . . . . . . تا همه بدونن فقط به درد زیر گِل میخوره :(