-
پروانه ای
یکشنبه 6 مهرماه سال 1399 11:51
پروانه ای به سمت ات می آید به بال اش دلتنگی هایم را سنجاق کرده ام! منوچهر پورزرین
-
خوشا رها کردن و رفتن
یکشنبه 6 مهرماه سال 1399 11:50
خوشا رها کردن و رفتن خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی خوشا اگر نه رها زیستن مردن به رهایی! احمد شاملو
-
دوری
یکشنبه 6 مهرماه سال 1399 11:48
دوری دور، دور و من نمیتوانم از چشمهای باکرهات برگی بردارم و روی زخم کاری پهلویم بگذارم
-
کاش می شد
یکشنبه 6 مهرماه سال 1399 11:47
کاش می شد پرید از روی فصل ها به پائیز رسید فصل هزار رنگ بی رنگ با "مهر"ی به ارزش تمام فصلها !.. بهزاد پیروزیان
-
باران می خواست
یکشنبه 6 مهرماه سال 1399 11:45
باران می خواست با لهجه ی تو مرا بخواند نمی دانست اما من بوی بهارنارنج می گیرم با نفسهای تو زیباترین نام دنیا میشوم جاری... بر لبهای تو مرا بخوان که دلتنگ نام خویشم ای سراسر همه"مهر"!... بهزاد پیروزیان
-
چگونه بگویم آه ...
یکشنبه 6 مهرماه سال 1399 11:44
چگونه بگویم آه ... که معنی نمیدهم بی تو چنانکه معنی نمیدهد جهان بی ما...
-
گریزان از خاورمیانه ی نگاهت،
یکشنبه 6 مهرماه سال 1399 11:43
گریزان از خاورمیانه ی نگاهت، می خواستم پناهنده ی اروپای قلبت باشم اما، مدیترانه ی چشمانت عمیق بود، غرق شدم فاطمه مصطفایی
-
هر صبح،
شنبه 5 مهرماه سال 1399 12:09
هر صبح، گنجشکی، لب ایوانِ خانه سر می دهد آوازهایی شادمانه، جان مایهی آواز او آزادی اوست آزادی او چهره ساز ِ شادی اوست. پرواز، آواز آواز، پرواز بر شاخهها، بر بامها، تا دور دست ِ بیکرانه... من نیز، هر صبح اینجا، کنار پنجره، پر بسته، دلتنگ شعری، سرودی، میسرایم با حسرت ِ پرواز ِ آن مرغ خوشآهنگ... فریدون مشیری
-
من یک زنم
شنبه 5 مهرماه سال 1399 12:08
من یک زنم و آدم وقتى زن باشد جز آنچه در قلبش دارد همه چیز را فراموش مىکند. + توجه کنید شاعر زن هست
-
حواسم نبود
شنبه 5 مهرماه سال 1399 12:06
حواسم نبود حساب از دستم در رفت صدایش نگاهش لبخندش همه را شعر کردم بیهوا شاعر شدم بی انکه بلد باشم اما قصه ازجایی نفس گیر می شود که نگاه آغوشش رجز خوان می شود می ترسم .. جایی حوالی شانه هایش از پر و پا بیفتم و دیگر باز نگردم ...!!!
-
من از عطرِ آهستهی هوا میفهمم
شنبه 5 مهرماه سال 1399 12:05
من از عطرِ آهستهی هوا میفهمم تو باید تازهگیها از اینجا گذشته باشی. گفتوگویِ مخفی ماه وُ پردهپوشیِ آب هم همین را میگویند. دیگر نیازی به دعای دریا نیست گلدانها را آب دادهام ظرفها را شستهام خانه را رُفت و رو کردهام دنیا خیلی خوب است، بیا! علامتِ خانهبودنِ من همین پنجرهی رو به جنوبِ آفتاب است، تا تو نیایی...
-
. گاهی لحظههای سکوت،
شنبه 5 مهرماه سال 1399 12:04
. گاهی لحظههای سکوت، پرهیاهوترین دقایق زندگی هستند. مملو از آنچه میخواهیم بگوییم ولی نمیتوانیم. ▪️دیوید سلینجر
-
"مهر" سوگلے
شنبه 5 مهرماه سال 1399 12:03
"مهر" سوگلے ِ ماه ها ی پاییز است عطرش نسیمش بوے نمِ بارانش میبینی؟؟؟؟ اصلا همه چیزش فرق میڪند.
-
می دانم که بهشت اغنیا
شنبه 5 مهرماه سال 1399 12:02
می دانم که بهشت اغنیا بر دوزخ فقرا بنا شده است
-
برای خواستن تو
شنبه 5 مهرماه سال 1399 12:02
برای خواستن تو تمامخیال های دنیا را بافته ام تا بزرگترین گلیم دنیا شود ومن باز هم پای خود را از آن درازتر کنم فاطمه_لشکری
-
رقص درونت را پیدا کن!
شنبه 5 مهرماه سال 1399 12:01
رقص درونت را پیدا کن! با زندگی بچرخ، با زندگی برقص، صدای هستی، موسیقی زلال احساس توست.. میلان_کوندرا
-
نجیب ترین بانوی عریان
شنبه 5 مهرماه سال 1399 11:46
نجیب ترین بانوی عریان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حدود هزار سال پیش«لیدی گودایوا» همسر یکی از بزرگان انگلیس، در اعتراض به افزایش بی رویه مالیات برای مردم شهر خود، هر روز به سراغ همسرش میرفت و عاجزانه تقاضا میکرد که مالیاتها کاهش پیدا کند. همسر اوکه سیاست و تصمیمهای سیاسی خود را بر خواسته همسر خود ترجیح...
-
هنگامی که تورا دیدم
جمعه 4 مهرماه سال 1399 12:02
هنگامی که تورا دیدم قلبم تورا در بند کشید و درها از پشت قفل شدند نه من کلیدی برای باز کردن آنها دارم و نه تو یوسف هستی که در هارا باز کنی پس تا ابد در بند من خواهی ماند و قلبم چه زندان زیبایی میشود وقتی تو تنها زندانی آن باشی سحرغزانی
-
چه فضیلتی
جمعه 4 مهرماه سال 1399 12:01
چه فضیلتی بالاتر از اینکه انسان، غرقِ در درون بی انتهای خویش شود، و برای نجات خود هیچ کاری نکند. آری، با مرگ خویش هم میتوان جاودانه شد...! رضا همایون
-
کسانی که بی پروا و شجاع بودند،
جمعه 4 مهرماه سال 1399 11:58
کسانی که بی پروا و شجاع بودند، پیش از آنکه بتوانند ژن خود را به نسل بعدی منتقل کنند، جان خود را از دست می دادند. ب قیه ی افراد، یعنی ترسوها و ملاحظه کارها، زنده ماندند. ما، نوادگان آنها هستیم. رولف دوبلی #هنر_شفاف_اندیشیدن
-
فکر
جمعه 4 مهرماه سال 1399 11:51
همه چیز از یک فکر آغاز می شود فکر تبدیل به احساس می شود احساس باعث بروز یک رفتار می شود و در نهایت این رفتار باعث ایجاد نتایج می شود
-
خیال روی تو در هر طریق همره ماست
جمعه 4 مهرماه سال 1399 11:50
خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیوندِ جانِ آگه ماست به رغم مدعیانی که منع عشق کنند جمال چهره ی تو حجت موجه ماست ببین که سیب زنخدان تو چه میگوید هزار یوسف مصری فتاده در چَه ماست اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست به حاجبِ در خلوت سرای خاص بگو فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست...
-
زندان با سنگهای قانون بنا میشود
جمعه 4 مهرماه سال 1399 11:46
زندان با سنگهای قانون بنا میشود و فحشا با خشتهای فقر ...
-
در غیاب تو
پنجشنبه 3 مهرماه سال 1399 11:59
در غیاب تو گفتگو دارم با تو، در حضورت گفتگو با خویش...
-
پاییز
پنجشنبه 3 مهرماه سال 1399 11:58
پاییز وفادار ترین فصل خداست حافظه ی خیس خیابان های شهر را همیشه همراهی می کند لعنتی، هی می بارد و می بارد و هر سال عاشق تر از گذشته هایش گونه های سرخ درختان شهر را می بوسد و لرزه می اندازد به اندام درختان و چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق برای لمس تن زمین که گاهی افتادن نتیجه ی عشق است
-
آن شب که به معراج رساندی من را
پنجشنبه 3 مهرماه سال 1399 11:58
آن شب که به معراج رساندی من را بر تخت وصال خود نشاندی من را چون صاعقه ، ناگهان زدی بر قلبم از خلوت خود ، به خود کشاندی من را احسان آریاپور
-
لبیک یا حسین
پنجشنبه 3 مهرماه سال 1399 11:57
-
دلم تنگ است و غم را دوست دارم
پنجشنبه 3 مهرماه سال 1399 11:56
دلم تنگ است و غم را دوست دارم هوای زیر و بم را دوست دارم تو در من مثل باران می نشینی بهار خوش قدم را دوست دارم. فاطمه محمدحسن
-
بر گورهای جوان
پنجشنبه 3 مهرماه سال 1399 11:55
بر گورهای جوان مویه ها به زبان مادری ساز می شوند بر جاده های جدایی لکنت ترجمان حیرانی ست من از کدام قبیله می آیم؟ که لکنت زبان مادری ام بود و ریشه در باد سپرده ام کدام ترانه کدام ساز شکایت از حکایت رفتن بی گاهت خواهد کرد ؟ من که بوده ام ؟ کودکیِ ناتمام در حلب؟ جوانی ماسیده بر حجله های کوچه های تهران؟ یا آلزایمر گم شده...
-
میگویند تو دور رفتهای!
پنجشنبه 3 مهرماه سال 1399 11:48
تو میدانی دور یعنی کجا...؟ چهقدر...؟ چه وقت تمام میشود...؟ چند روز...؟ میگویند تو دور رفتهای!