-
قرارمان همین بهار
سهشنبه 23 دیماه سال 1399 18:38
-
مهم نیست پلها را
سهشنبه 23 دیماه سال 1399 18:25
مهم نیست پلها را از کدام سویِ رودِ بزرگ بنا میکنند ما به آب خواهیم زد ما از پردههایِ تو در تویِ این تقدیرِ مزخرف عبور خواهیم کرد... سیدعلی_صالحی
-
خدایا یک لحظه هم رهایم مکن
سهشنبه 23 دیماه سال 1399 18:21
خدایا... نشسته ام صبور ...به تو سپرده ام لحظه لحظه های زندگیم را میخواهم در سکوت و تسلیم باشم ...وقتهایی که ناگهان ترس پر میشود در وجودم... وقتهایی که ناگهان ذهنم از اینجا و اکنون می گریزد...وقتهایی که دل آشوبم ... در این وقتها دریاب دلم را ومرا باز گردان به حریم امن خودت... خدایا یک لحظه هم رهایم مکن ...و تحملم...
-
اندونزی
سهشنبه 23 دیماه سال 1399 18:19
اندونزی در بسیاری از تحلیلها، چین بعدی جهان است و تا چند دهه دیگر چهارمین اقتصاد بزرگ جهان میشود. یک کشور مسلمان که در سکوت کامل و بدون حاشیهسازی سیاسی، با همکاری گسترده سرمایه گذاران و شرکای بین المللی، در حال تولید ثروت و توسعه اقتصادی و افزایش تولید ناخالص داخلی است.
-
تقصیر چشم های تو نیست
دوشنبه 22 دیماه سال 1399 18:34
تقصیر چشم های تو نیست که در نقطه های کور خانه زندگی می کنم و تکرار می شوم هر روز شبیه عطر بهار نارنج ، روی میز صبحانه شبیه خطوط قهوه ای چای ، ته فنجان ها و شبیه زنی در آینه که ابروهایش را برمی دارد و فکر می کند دنیا در چشم های تو تغییر خواهد کرد تقصیر چشم های تو نیست ، می دانم این خانه تاریک تر از آن است که چهره ام را...
-
ببین که تا دهدم
دوشنبه 22 دیماه سال 1399 18:32
ببین که تا دهدم سر به دشت و جنگل و کوه مرا، هوای تو بیرون کشیده از خانه... حسین منزوی
-
چیزی بگو
دوشنبه 22 دیماه سال 1399 18:28
چیزی بگو حرفی بزن از فردا اما نه آنقدر تلخ که دلم بلرزد و نه آنقدر زیبا که باورم نشود . . .
-
پرهیز از نگاه کردن
دوشنبه 22 دیماه سال 1399 18:25
پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدنش کلافه ات کرده تردید مبهمی را به یقینی روشن تبدیل می کند عاشق شده ای مصطفی مستور
-
مهربانی
دوشنبه 22 دیماه سال 1399 18:14
-
همچنان سرم پایین بود و به او نگاه نمیکردم.
دوشنبه 22 دیماه سال 1399 18:05
همچنان سرم پایین بود و به او نگاه نمیکردم. نگاه کردن به او به معنای غرق شدن در زیبایی، نشاط و شادی بود و من نمیخواستم شاد باشم.
-
سگ ولگرد
دوشنبه 22 دیماه سال 1399 18:00
- همه محض رضای خدا او را می زدند و به نظرشان خیی طبیعی بود سگ نجسی را که مذهب نفرین کرده و هفتاد جان دارد برای ثواب بچزانند. سگ ولگرد صادق هدایتصاد
-
عمری، پیِ آرایشِ خورشید شدیم
دوشنبه 22 دیماه سال 1399 17:55
عمری، پیِ آرایشِ خورشید شدیم آمد ظلماتِ عصر و نومید شدیم دشوارترین شکنجه این بود که ما یک یک به درونِ خویش تبعید شدیم محمدرضا شفیعی کدکنی
-
آه ها بادند و با باد می روند
دوشنبه 22 دیماه سال 1399 17:35
آه ها بادند و با باد می روند اشک ها آب اند و به دریا می پیوندند اما به من بگو وقتی که عشق فراموش می شود به کجا می رود ؟ گوستاو آدولفو بکر
-
در جستوجوی کسی نیستم
دوشنبه 22 دیماه سال 1399 17:26
در جستوجوی کسی نیستم در جستوجوی جایی نیستم در جستوجوی چیزی نیستم قدم میزنم تا پاهایم را فراموش نکنم...
-
من خواب دیده ام که کسی می آید
یکشنبه 21 دیماه سال 1399 18:13
من خواب دیده ام که کسی می آید من خواب یک ستاره ی قرمز دیده ام و پلک چشمم هی می پرد و کفشهایم هی جفت میشوند و کور شوم اگر دروغ بگویم من خواب آن ستاره ی قرمز را وقتی که خواب نبودم دیده ام کسی می آید کسی دیگر کسی بهتر کسی که مثل هیچ کس نیست مثل پدر نیست مثل انسی نیست مثل یحیی نیست مثل مادر نیست و مثل آن کسی ست که باید...
-
برف نو ،برف نو ،سلام...
یکشنبه 21 دیماه سال 1399 18:12
برف نو ،برف نو ،سلام... سلام بنشین خوش نشسته ای بر بام پاکی آوردی ای امید سپید همه آلودگی ست این ایام...! رفتن بهتره... احمد_شاملو
-
اگه گفتم نباش یعنی «باش»
یکشنبه 21 دیماه سال 1399 18:11
اگه گفتم نباش یعنی «باش» اگه گفتم نمون یعنی «باش» اگه گفتم برو یعنی «باش» اگه گفتم بمون یعنی «باش» من به بودنِ تو محتاجم، خب؟! هرچی گفتم، بدون یعنی "باش" علی_سید_صالحی
-
آدم هوس چیزهایی که مزهاش را نچشیده هرگز نمیکند
یکشنبه 21 دیماه سال 1399 18:11
آدم هوس چیزهایی که مزهاش را نچشیده هرگز نمیکند ولی بعد از اینکه یک بار مزهی نعمتی را چشید آنوقت دیگر محرومیت از آن مشکل است؛ برای اینکه آن وقت آدم خود را به داشتن آن نعمت ذیحق میداند
-
میل من سوی وصال
یکشنبه 21 دیماه سال 1399 18:07
میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست حافظ اندر درد او میسوز و بیدرمان بساز زان که درمانی ندارد درد بیآرام دوست
-
دوستم داشته باش و بگو!
یکشنبه 21 دیماه سال 1399 18:03
أحبنی و قل! لا أریدک أن تحبنی بصمت. نعم لا ارید الحب فی قبر الصمت...» ⠀ ⠀ دوستم داشته باش و بگو! نمیخواهم بیصدا دوستم داشته باشی. من آری به عشق را در گوری از سکوت نمیخواهم... ⠀ نزار_قبانی
-
در زمستان جنگل غرق در خشم باد
یکشنبه 21 دیماه سال 1399 17:57
در زمستان جنگل غرق در خشم باد برگی برای بردن نیست . ناتسومه سوسکی
-
اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید،
یکشنبه 21 دیماه سال 1399 17:52
اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود!
-
با من از شعر نگو...
یکشنبه 21 دیماه سال 1399 17:51
با من از شعر نگو... از خودت حرف بزن دلتنگِ حرفهای معمولیام... منوچهر_آتشی
-
من معتقدم قدرت یک مرد را میشود
یکشنبه 21 دیماه سال 1399 17:50
من معتقدم قدرت یک مرد را میشود از لبخند زنی که درکنارش ایستاده مشاهده کرد.
-
چون شکست آینه، حیرت صدبرابر میشود
شنبه 20 دیماه سال 1399 18:14
چون شکست آینه، حیرت صدبرابر میشود بیسبب خود را شکستم تا ببینم کیستم
-
چشمانم اَبری ست
شنبه 20 دیماه سال 1399 18:13
چشمانم اَبری ست اما دلم همیشه آفتابی دلیلش شعله نگاه توست، همچون تابش دو خورشید وسط تابستان داغ بر مزرعه آفتابگردان؛ من خلیل این عشق سوزانم و تو گلستان نیازم! مرتضی سنجری
-
خوشبخت هستی؟
شنبه 20 دیماه سال 1399 18:07
پیرهن ام را تن صندلی می کنم می نشینم روبهرویش... می پرسم: خوشبخت هستی؟ ... آه؛ او هم میداند، بی تو خوشبختی برای من مفهومی گنگ دارد! سعید فلاحی
-
کردم سراغ کوی تو
شنبه 20 دیماه سال 1399 18:05
-
به هیچ فکر کردن نوعی فکر کردن است!
شنبه 20 دیماه سال 1399 18:04
به هیچ فکر کردن نوعی فکر کردن است! و به فکر هیچ گفتن نوعی هیچ بودن! عبدالمجیدحیاتی
-
بی تو هنوز درآغاز
شنبه 20 دیماه سال 1399 18:00
بی تو هنوز درآغاز این افسانه ی بی پایان مانده ام . صدیقه نصرالله زاده