-
مشکل دید و بازدید عید از خیلی قدیما بوده،
شنبه 23 اسفندماه سال 1399 23:51
مشکل دید و بازدید عید از خیلی قدیما بوده، اونجا که کلیم کاشانی سروده: . . . . . . "جهان را آزمودم؛ تلخ و شیرین، بیم و امّیدش نیرزد عشرت عیدش به رنج دید و وادیدش"
-
میپرم روی دوچرخه رکاب میزنم
شنبه 23 اسفندماه سال 1399 23:48
میپرم روی دوچرخه رکاب میزنم جز باد کسی تحمل این اشکها را ندارد سارا محمدیاردهالی
-
به راز عشق زبان در میان نمیباشد
شنبه 23 اسفندماه سال 1399 23:45
به راز عشق زبان در میان نمیباشد زبان ببند که آنجا بیان نمیباشد میان عاشق و معشوق یک کرشمه بس است بیان حال به کام و زبان نمیباشد دل رمیده من زخم دار صید گهیست که زخم صید به تیر و کمان نمیباشد از آن روایی بازار کم عیارانست که در میان محک امتحان نمیباشد اگر به من نشوی مهربان درین غرضیست کسی به خلق تو نامهربان...
-
نمیدانم قادر خواهی بود این نوشتهی بد خط را بخوانی یا نه
شنبه 23 اسفندماه سال 1399 23:44
نمیدانم قادر خواهی بود این نوشتهی بد خط را بخوانی یا نه به جای تمام کلماتی که نتوانستی بخوانی " دوستت دارم " بگذار.
-
او رفت و صبر رفت و تحمل تمام شد
شنبه 23 اسفندماه سال 1399 23:26
او رفت و صبر رفت و تحمل تمام شد از هم گسست سلسلهی اختیارِ ما گفت از تو یاد میکنم؛ ...اما وفا نکرد. یادش بهخیر یارِ فراموشکارِ ما! اخوان ثالث
-
آن کس که بهشت را روی زمین نیافته است،
جمعه 22 اسفندماه سال 1399 23:38
آن کس که بهشت را روی زمین نیافته است، در آسمان نیز نخواهد یافت. اقامتگاهِ خدا، جنب خانهٔ ماست، و اثاثِ خانهٔ او عشق است.
-
آواز سبز دستت
جمعه 22 اسفندماه سال 1399 23:35
آواز سبز دستت بهار را بیدار کرده است تا من در ابدیت زنبقها از چشمهای تاریکت عبور کنم...! بهرام اردبیلی
-
این زن که دستش را رها کردی
جمعه 22 اسفندماه سال 1399 23:33
این زن که دستش را رها کردی قسمت شده مرد خودش باشد چشم از همه عالم بپوشاند فکرش پی درد خودش باشد
-
بعضی وقتا دلت برای خاطرهها تنگ میشه ؛
جمعه 22 اسفندماه سال 1399 23:31
بعضی وقتا دلت برای خاطرهها تنگ میشه ؛ نه آدمش !
-
می خواهمت
جمعه 22 اسفندماه سال 1399 23:29
می خواهمت آنقدر که در تمام خاطره هایم تو باشی قدم بزنی، بخندى برقصی، ببوسی، بمانی و بدانی که من چقدر عاشق این فعل ماندنم...
-
سکوت چه بلایی که بر سر آدم ها نمی آورد..
جمعه 22 اسفندماه سال 1399 23:28
سکوت چه بلایی که بر سر آدم ها نمی آورد.. یک دنیا حرف نگفته صف میکشد پشت دیوار لب ها... چه بغض هایی که دفن میشود در گلو... حتی هوا هم هوای دلخوری میشود... سکوت است دیگر.. شاید مملو باشد از حرف هایی که نیمه شب در صفحه ی چت هایتان تایپ شدند اما سرنوشتشان پاک شدن بود... نه شنیده شدن... سکوت هوای دلگیری دارد.. بغض سنگینی...
-
خدا وقتی تو را می آفرید از جنس لیلاها
جمعه 22 اسفندماه سال 1399 23:27
خدا وقتی تو را می آفرید از جنس لیلاها گمان هرگز نمی بردم که واویلا ترین باشی
-
فکر میکنم به گریه در وسطِ شعرهایی از سعدی ،
پنجشنبه 21 اسفندماه سال 1399 23:46
.... فکر میکنم به گریه در وسطِ شعرهایی از سعدی ، به چای خوردنِ تو پیشِ آدم ِ بعدی...
-
شعر من پرچم سفیدی ست
پنجشنبه 21 اسفندماه سال 1399 23:45
شعر من پرچم سفیدی ست که دلم به نشانهٔ تسلیم برای چشم هایت بالا برده است پرویزصادقی
-
حیف است که چون کوزه بمانی خاموش
پنجشنبه 21 اسفندماه سال 1399 23:44
حیف است که چون کوزه بمانی خاموش تا آن که چه کس تو را کشد بر سر دوش چون رود روان باش به طبع رفتار برخیز و بیاشوب و بفرسای و بکوش
-
پرنده ات هستم
پنجشنبه 21 اسفندماه سال 1399 23:24
پرنده ات هستم تا آن هنگام که قفسم نباشی.
-
شهدا را یادکنیم با ذکر یک صلوات
پنجشنبه 21 اسفندماه سال 1399 23:22
-
آنقدر پُرَم
پنجشنبه 21 اسفندماه سال 1399 23:19
آنقدر پُرَم که هیچ قاصدکی برای شنیدن صبر نداشت... نگین_رساء
-
سکوت
پنجشنبه 21 اسفندماه سال 1399 23:17
-
بدترین نوع کوری ؛
چهارشنبه 20 اسفندماه سال 1399 23:24
بدترین نوع کوری ؛ کوری است که نمی خواهید ببینید ...
-
آتش عاشق است که می سوزد
چهارشنبه 20 اسفندماه سال 1399 23:23
آتش عاشق است که می سوزد معشوقه تویی که از آتش می گذری و عشق... مثل چهارشنبه سوری ست مثل پریدن از روی آتش است... بهنام غلامی
-
بی شعورهای سیاسی
چهارشنبه 20 اسفندماه سال 1399 23:12
از اصلی ترین خصوصیاﺕ مشترﮎ بی شعورهای سیاسی میتواﻥ به ﻭجدان غیرقابل نفوﺫ آنها ، عطش کسب قدرت ، سو استفاده ﺍز قشر سادﻩ اجتماع ، و داشتن چهرههایی منفوﺭ دﺭ میان قشر تحصیل کرده ﺍشارﻩ کرد !
-
همانقدر که نرگس پیامآور بهار است،
چهارشنبه 20 اسفندماه سال 1399 23:03
همانقدر که نرگس پیامآور بهار است، تو بهارآور خیالی گفته بودم؟ عباس معروفی
-
پدرم دفتر شعری آورد
چهارشنبه 20 اسفندماه سال 1399 22:59
پدرم دفتر شعری آورد تکیه بر پُشتی داد شعر زیبایی خواند و مرا برد به آرامش زیبای یقین زندگی شاید شعر زیبای پدرم بود که خواند... سهراب سپهری
-
عیدتون مبارک
چهارشنبه 20 اسفندماه سال 1399 22:56
-
امید تنها چیزیه که از ترس قوی تره
سهشنبه 19 اسفندماه سال 1399 23:50
-
خاطره هایت
سهشنبه 19 اسفندماه سال 1399 23:49
خاطره هایت را سال هاست سخت در ذهن جا داده ام چونان رگ های ظریف برگ در زمستانی سرد که سبزینه ی نیمه جانش را تا بهاران زنده نگه می دارد شوان کاوه
-
میخندم
سهشنبه 19 اسفندماه سال 1399 23:47
میخندم همینطور میخندم اما دلم شاد نمیشود، چون شب که این همه ستاره روشنش نمیکند... #معین_دهاز
-
اگر... ولی... شاید... کسی نمیآید، نه! کسی نمیآید...
سهشنبه 19 اسفندماه سال 1399 23:42
شبانه گریه کنی تا دوباره صبح شود، که صبح گریه کنی تا دوباره شب برسد! که هی سه نقطه بچینی اگر... ولی... شاید... کسی نمیآید، نه! کسی نمیآید... سیدمهدی موسوی
-
تمام نمیشود این دربهدری
سهشنبه 19 اسفندماه سال 1399 23:41
تمام نمیشود این دربهدری این دیوانگی این روزهای نیامده فریاد میکشم باد در دهانم خانه میکند... کجا؟ کجا بایستم که بارانهای مداوم اندوه دست از سرم بردارند؟ سلمان نظافتیزدی