-
نام سوم برف را به خاطر بیاور!
سهشنبه 22 تیرماه سال 1400 00:37
نام سوم برف را به خاطر بیاور! وقتی لبهات خشک شوند از ریشه حروف و کلاغی حوالی سینهات پر میکشد سفید ماه گلولهایست بر پیشانی تاریک آسمان مریم منصوری
-
یکی پرسید از آن گم کرده فرزند
سهشنبه 22 تیرماه سال 1400 00:32
یکی پرسید از آن گم کرده فرزند که ای روشن گهر پیر خردمند ز مصرش بوی پیراهن شنیدی چرا در چاه کنعانش ندیدی؟ بگفت احوال ما برق جهان است دمی پیدا و دیگر دم نهان است گهی بر طارم اعلی نشینیم گهی بر پشت پای خود نبینیم اگر درویش در حالی بماندی سر دست از دو عالم برفشاندی
-
از عشق گفتن شهامت می خواهد
سهشنبه 22 تیرماه سال 1400 00:26
از عشق گفتن شهامت می خواهد پشت میله های «دوستت دارم» همیشه قطره هایی سرخ می چکد پوران کاوه
-
هر جا که شد
سهشنبه 22 تیرماه سال 1400 00:21
هر جا که شد هر طور که شد بچه پس می اندازند به این فکر که هر چه شد شد این کار آدم کشی است
-
آدمیزاد گاهی به یک نظر هوا خواه کسی می شود
سهشنبه 22 تیرماه سال 1400 00:19
آدمیزاد گاهی به یک نظر هوا خواه کسی می شود گاهی هم صد سال اگر با کسی دمخور باشد دلش باز نمی دهد که با او دست به یک کاسه ببرد
-
گُم کن مرا میان آغوشت
سهشنبه 22 تیرماه سال 1400 00:17
گُم کن مرا میان آغوشت آنجا که امن ترین جای جهان است !! سمیرا_آنالویی
-
ما پر از درد دلیم اما توان شرح نیست ...
سهشنبه 22 تیرماه سال 1400 00:14
-
چه جمعِ دلنشین عاشقی داریم
سهشنبه 22 تیرماه سال 1400 00:10
چه جمعِ دلنشین عاشقی داریم من و یک استکان چای و خیالِ تو... طاهره_اباذری_هریس
-
از آن روز این خانه ویران شد
دوشنبه 21 تیرماه سال 1400 01:33
از آن روز این خانه ویران شد که نان آورش مرد بیگانه شد چو ناکس به ده کدخدایی کند کشاورز باید گدایی کند
-
انسان
دوشنبه 21 تیرماه سال 1400 01:31
-
گفتی ز عشق یافت دلت روشنی، بلی
دوشنبه 21 تیرماه سال 1400 01:29
گفتی ز عشق یافت دلت روشنی، بلی آتش به خانمان زده را،خانه روشن است...
-
اونی که
دوشنبه 21 تیرماه سال 1400 01:29
-
کاملا عاشق نخواهم شد از این پس! بخشی از
دوشنبه 21 تیرماه سال 1400 01:28
کاملا عاشق نخواهم شد از این پس! بخشی از روحِ من در عشقهای دیگرم جاماندهاست میروم تا از سرِ خود عکسبرداری کنم تکههایی از صدایت در سرم جاماندهاست اصغر_عظیمی_مهر
-
یک فنجان زندگی
دوشنبه 21 تیرماه سال 1400 01:27
-
ما انسانها مستعد فراموش کردن انواع لطمهها هستیم
دوشنبه 21 تیرماه سال 1400 01:26
ما انسانها مستعد فراموش کردن انواع لطمهها هستیم. فقط بدرفتاری نیست که به دیگران آسیب میزند. با مهربانی هم میتوانیم خیلی راحت-و احتمالاً با شدت بیشتر- به دیگری لطمه بزنیم و عمر او را در وصلتی که از ابتدا میدانستیم به آن تعهدی نداریم تلف کنیم. یکی از نشانههای بلوغِ صحیح تشخیص تفاوت بین خوب به نظر رسیدن و خوب بودن...
-
پاییز تنهایی گرفت اُردیبهشتم را
دوشنبه 21 تیرماه سال 1400 01:25
پاییز تنهایی گرفت اُردیبهشتم را من ناگزیرم بعد تو شهریوری باشم مرجان_بیگی_فر
-
یاجوادالائمه ادرکنی
یکشنبه 20 تیرماه سال 1400 00:58
-
گیوتین
یکشنبه 20 تیرماه سال 1400 00:53
وقتی مرتکب جنایت شدند، عدل و داد را اختراع کردند و برای عدل و داد کتابهای قطور قانون نوشتند و برای اجرای این قوانین، گیوتین به پا کردند.
-
وچه زیبا گره خُورد بخت من با تُ
یکشنبه 20 تیرماه سال 1400 00:42
وچه زیبا گره خُورد بخت من با تُ خُدایا گره اش را کور کن که با دست که هیچ با دندان هم باز نشود... نیلی_ق
-
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم
یکشنبه 20 تیرماه سال 1400 00:37
دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم وین دردِ نهان سوز نهفتن نتوانم تو گرمِ سخن گفتن و از جامِ نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم شادم به خیالِ تو چو مهتابِ شبانگاه گر دامنِ وصلِ تو گرفتن نتوانم با پرتوِ ماه آیم و چون سایه ی دیوار گامی ز سرِ کوی تو رفتن نتوانم دور از تو، منِ سوخته در دامنِ شب ها چون شمعِ سَحَر یک مژه خفتن...
-
بدبخت ملتی که تاریخ کشورش را نداند ,
یکشنبه 20 تیرماه سال 1400 00:30
بدبخت ملتی که تاریخ کشورش را نداند , شوربخت تر از آن ملتی که نخواهد تاریخ کشورش را بداند , تیره بخت از آن ملتی که تاریخ کشورش را به ریشخند بگیرد ..... احمد کسروی
-
بایدتحمل کرد
یکشنبه 20 تیرماه سال 1400 00:27
-
بیا و تمامِ من باش؛
یکشنبه 20 تیرماه سال 1400 00:25
بیا و تمامِ من باش؛ نیمه ها همیشه گُم میشوند...! نیلی_ق
-
برای من فصل ها
یکشنبه 20 تیرماه سال 1400 00:18
برای من فصل ها همیشه از چشم های تو شروع می شوند ! امروز که نگاهم می کردی فهمیدم زمستان چقدر زود آمده است ...! مینا_آقازاده
-
دیگه نیا
شنبه 19 تیرماه سال 1400 03:46
-
هنگام غروب خورشید نام دیگرش عشق می شود
شنبه 19 تیرماه سال 1400 03:45
هنگام غروب خورشید نام دیگرش عشق می شود وقتی نسیم خنک سایه ها عطر دل انگیز گیسوانت را به ارمغان می آورد... فاطمه_رضانژاد
-
حال همه بد است. همه سرگردان، همه نگرانِ فردا،
شنبه 19 تیرماه سال 1400 03:44
حال همه بد است. همه سرگردان، همه نگرانِ فردا، پولدار و بیپول پای هیچکس جایی بند نیست؛ در تاریکی، بیجایی، در بیراه.. رها شدهاند، بُهت زده و منتظر درجا میزنند.
-
این زندگی با ما نمی سازد! نسازد!
شنبه 19 تیرماه سال 1400 03:43
این زندگی با ما نمی سازد! نسازد! اصلا بگو تا می تواند غم ببارد دیگر پذیرفتم که تنهایی بدیهی ست حتی اگر از آسمان آدم ببارد..
-
کمال الملک
شنبه 19 تیرماه سال 1400 03:42
_ عزم سفر به مکه را دارم + از کدام راه؟ _ روسیه! + از این راه به خدا نمیرسی حاجی ، به خانه ی خدا شاید .. .
-
چند هزار سال است که انسان ساده دل
شنبه 19 تیرماه سال 1400 03:41
چند هزار سال است که انسان ساده دل در پناه ایمان مذهبی اش ستم ستمگران را تحمل کرده و دم نرده؟ کافی نیست؟