-
تک وتنها
یکشنبه 28 فروردینماه سال 1401 02:06
-
حال خوب
یکشنبه 28 فروردینماه سال 1401 01:15
-
بی شباهت به مسیر دوزخ نیست
یکشنبه 28 فروردینماه سال 1401 01:12
بی شباهت به مسیر دوزخ نیست پرسه در شبهای بی تو همانقدر تاریک همانقدر مخوف و جان من همان اندازه مشتعل در آتش ساغر روحانی فر
-
"گر زبانم را نمی فهمی ، نگاهم را بفهم"
شنبه 27 فروردینماه سال 1401 01:21
"گر زبانم را نمی فهمی ، نگاهم را بفهم" آهِ سرد و اشکِ چشم بی گناهم را بفهم آسمانِ دیدگانم ای عسل ! بارانی است با نگاهت لحظه ای حالِ تباهم را بفهم علی_قیصری
-
حال خوب
شنبه 27 فروردینماه سال 1401 00:44
-
صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم
شنبه 27 فروردینماه سال 1401 00:42
صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم وانگه همه بتها را در پیش تو بگدازم صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو چون بوی تو دارد جان جان را هله بنوازم هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید با مهر تو...
-
در زندان کوچک تو
شنبه 27 فروردینماه سال 1401 00:35
در زندان کوچک تو سردی دیوارها به چشمانت رنگ آسمانی می بخشد دیری است که عشقی از تو در من نمانده در زندان کوچک تو ما شبیه پروانه ها هستیم و برای گریز از یکدیگر به شیشه های پنجره کوبیده می شویم من برای نجات خویش گلهای اتاقت را آب می دهم عطر آن ها سردی لب های تو را دارد واچاگان پاپویان
-
بهار
شنبه 27 فروردینماه سال 1401 00:34
-
به تو اندیشیدن سکوت من است
جمعه 26 فروردینماه سال 1401 01:44
به تو اندیشیدن سکوت من است عزیزترین ، طولانی ترین و طوفانی ترین سکوت تو درونم هستی ، همیــــــــــــشه همچون قلبی که ندیده ام همچون قلبی که به درد می آورد همچون زخمی که زندگی می بخشد روبرودسنوس
-
خاورمیانه را آفرید
جمعه 26 فروردینماه سال 1401 01:43
-
از عشق میترسم
جمعه 26 فروردینماه سال 1401 01:42
می ترسم از عشق از عش ق میترسم این شعرهای عاشقانه که مینویسم سوت زدنِ کودک است در تاریکی شهاب مقربین
-
از هر راهی که رفته ای
جمعه 26 فروردینماه سال 1401 01:41
از هر راهی که رفته ای باز به خودم می رسی من در تمام مقصدها نشسته ام... مصطفی خدایگان
-
انتظار
جمعه 26 فروردینماه سال 1401 01:41
-
زندگی
پنجشنبه 25 فروردینماه سال 1401 02:11
-
هرگز نمی توان گل زخم های خاطره ای را ز قلب کَند
پنجشنبه 25 فروردینماه سال 1401 02:10
هرگز نمی توان گل زخم های خاطره ای را ز قلب کَند که در این سیاه قرن بی قلب زیستن آسان تر است ز بی زخم زیستن قرنی که قلب هر انسان چندیدن هزار بار کوچکتر است از زخم های مزمن و رنجی که می کشد نصرت رحمانی
-
دیروز که رفتی
پنجشنبه 25 فروردینماه سال 1401 02:08
-
تو لیلی نیستی
پنجشنبه 25 فروردینماه سال 1401 02:07
تو لیلی نیستی من اما مجنون حرف هات می شوم دیوانه ی دست هات مبهوت خنده هات گل قشنگم شیرین نیستی ولی من صخره های شب را آنقدر می تراشم تا خورشیدم طلوع کند و تو در آغوشم بخندی عباس معروفی
-
فکرنکن
پنجشنبه 25 فروردینماه سال 1401 02:06
-
آنکه رخسار ترا این همه زیبا می کرد
پنجشنبه 25 فروردینماه سال 1401 02:05
آنکه رخسار ترا این همه زیبا می کرد کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد آنکه می داد ترا حسن و نمی داد وفا کاشکی فکر من عاشقِ شیدا می کرد یا نمی داد ترا این همه بیدادگری یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد کاشکی گم شده بود این دلِ دیوانه ی من پیش از آن روز که گیسوی تو پیدا می کرد ای که در سوختنم با دلِ من ساخته ای کاش یک شب...
-
تو
پنجشنبه 25 فروردینماه سال 1401 02:05
-
من نفهمیدم چرا می نویسم
پنجشنبه 25 فروردینماه سال 1401 02:04
من نفهمیدم چرا می نویسم از خودم می گویم یا از دنیا برای خودم می نویسم یا برای دیگران اینقدر فهمیدم که پای کسی یا چیزی در میان است از من و دنیا بیشتر از من و دیگران بزرگتر بیژن جلالی
-
فکر کن عشق به درگاه تو زانو بزند
چهارشنبه 24 فروردینماه سال 1401 01:39
فکر کن عشق به درگاه تو زانو بزند خم شود از تو تمنا بکند رو بزند حضرت عشق بیاید به چنان فر وشکوه با مژه بر در درگاه توجارو بزند فکر کن آینه با قلب تو دمساز شود شانه بر شانه تو، پنجه به گیسوبزند فکر کن ماه بیاید به تمنای دلت سر به هر خانه وهر کوچهوهر سو بزند یک شبی موقع آرامش تو،وقت سکوت منجی عشق خودش رابه تکاپو...
-
مراببووووووس …
چهارشنبه 24 فروردینماه سال 1401 01:34
این سلسهی گیسو مرا به زنجیر کشید و آنگاه بود که دانستم اسیر چشمانت شدم میخواهم برایت «مرا ببوس» بخوانم اینبار زندانی عاشق زندانبان است مراببووووووس … اصغرمصاحب
-
:)))
چهارشنبه 24 فروردینماه سال 1401 01:30
-
عشق را بی خیال
چهارشنبه 24 فروردینماه سال 1401 01:30
عشق را بی خیال دوست دارم لابه لای موهای بلوندت بمیرم ریچارد براتیگان
-
این نامه ی آخر است
چهارشنبه 24 فروردینماه سال 1401 01:29
این نامه ی آخر است پس از آن نامه یی وجود نخواهد داشت این واپسین ابر پر باران خاکستری ست که بر تو می بارد پس از آن دیگر بارانی وجود نخواهد داشت این جام آخر شراب است بانو و دیگر نه از مستی خبری خواهد بود نه از شراب آخرین نامه ی جنون است این آخرین سیاه مشق کودکی دیگر نه ساده گی کودکی را به تماشا خواهی نشست نه شکوه جنون...
-
آرامش
چهارشنبه 24 فروردینماه سال 1401 01:01
-
دلباز ترین کوچه ی دنیاست
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1401 01:52
دلباز ترین کوچه ی دنیاست بن بستِ آغوشت حسین_عربی
-
تسلیت
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1401 01:51
-
چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1401 01:50
چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست تا درد عاشقی نچشد مرد ، مرد نیست آغاز عشق یک نظرش با حلاوتست انجام عشق جز غم و جز آه ، سرد نیست عشق آتشی ست در دل و آبی ست در دو چشم با هر که عشق جفت ست زین هر دو فرد نیست شهدیست با شرنگ و نشاطیست با تعب داروی دردناکست آنرا که درد نیست آنکس که عشق بازد و جهان بازد و جهان بنمای عاشقی...