-
تو همان مسیرِ انتهای دوست داشتنی
جمعه 2 اردیبهشتماه سال 1401 02:27
تو همان مسیرِ انتهای دوست داشتنی که باید میان راه تمام پل های پشت سر را ویران کرد ... حسین_عربی
-
انتظار
جمعه 2 اردیبهشتماه سال 1401 02:26
-
من تو را
جمعه 2 اردیبهشتماه سال 1401 02:24
من تو را در تو جستجو کردم... نه در آن خواب های رویایی... در دو دست تو سخت کاویدم... پر شدم ،پر شدم ز زیبایی... فروغ_فرخزاد
-
اما خوشی ای عشق
جمعه 2 اردیبهشتماه سال 1401 02:24
جز مِحنتوغم نیستی اما خوشی ای عشق هوشنگ ابتهاج
-
بعضی آدما
جمعه 2 اردیبهشتماه سال 1401 02:23
-
به گمانم دیوانه ام کرده ای
جمعه 2 اردیبهشتماه سال 1401 02:23
به گمانم دیوانه ام کرده ای هر روز با یک دسته گل به ملاقات نبودنت میروم حسین_عربی
-
اگه هنوز تنهام
جمعه 2 اردیبهشتماه سال 1401 02:22
-
منم خدایی دارم
پنجشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1401 01:19
-
دلم می خواست مستاجر نگاه گرمت بودم
پنجشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1401 01:19
دلم می خواست مستاجر نگاه گرمت بودم اما افسوس حراجستان نگاهت تنها یک لحظه بود و تمام شد فریبا صادقی
-
یا علی
پنجشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1401 01:17
-
نگاهم خیره به دوردستها
پنجشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1401 01:16
نگاهم خیره به دوردستها به کرانه بی پایان افق به بازی آبی آسمان و سپیدی ابر ابرها چونان جویباری روان بر پهنه خشک آسمان و تو چون ذرات غبار فضای ذهن مرا پر کردهای مهرداد درگاهی
-
خدایاپناه مون باش
پنجشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1401 01:16
-
کنج آغوش تو یک جاده به رویا دارد
پنجشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1401 01:15
کنج آغوش تو یک جاده به رویا دارد یک جهان منظره دلکش و زیبا دارد درحصار تن تو مات گل و شعر ونسیم این همه آینه الحق که تماشا دارد مهساپارسا
-
استغفار
پنجشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1401 01:14
-
می خواهمت که تو را به شکل دیگر برای با تو غلتیدن
چهارشنبه 31 فروردینماه سال 1401 01:25
می خواهمت که تو را به شکل دیگر برای با تو غلتیدن و رقصیدن بر روی قالیچه ای که شاهد خاطره من و تو شود تو رو می خواهمت به نوشیدن چایی که از پشت پنجره به تماشای برف با تو بنشینم تو رو می خواهمت برای سر خوردن در برف و سرمای دستم را که با ها های دهانت گرم شود تو رو می خواهمت برای تنگ گرفتن در آغوشت که چشم روزگار تنگ شود به...
-
شب بود ماه همه جا را روشن کرده بود
چهارشنبه 31 فروردینماه سال 1401 01:24
-
ابری که از مقابل ماه می گذرد
چهارشنبه 31 فروردینماه سال 1401 01:23
ابری که از مقابل ماه می گذرد چه حسی دارد؟! رویا شاه حسین زاده
-
صدای جیرجیرک ها می آمد
چهارشنبه 31 فروردینماه سال 1401 01:22
صدای جیرجیرک ها می آمد که قایقت را به شریانم انداختی به ظاهر، در مسیر، از شاهرگم فانوست را ، به کهنه غمکده ام می بردی خواب ندیده ام تعبیر شد آتشت را ، به خرمن غرورم انداختی شهرزاد مهری
-
روزه ام
چهارشنبه 31 فروردینماه سال 1401 01:19
-
معنای زندگی را با تو
سهشنبه 30 فروردینماه سال 1401 01:42
معنای زندگی را با تو فهمیدم صدف درونم را با تو شکافتم ومروارید قلبم را با تو قسمت کردم زندگی را با تو دوست داشتم با تو رنگ شادی را حس کردم با تو بود که دیگر معنی غم را حس نکردم با تو فرق شادی و غم را فهمیدم با تو متوجه شدم کیستم کیستم صبا جدکاره
-
از عشق زیباتر
سهشنبه 30 فروردینماه سال 1401 01:33
-
جهان هرکس..
سهشنبه 30 فروردینماه سال 1401 00:46
-
عشق
سهشنبه 30 فروردینماه سال 1401 00:45
عشق کتاب نادری ست به زبان مادریِ عشق در گنجهٔ چشمانت پرویز صادقی
-
شب همیشه به تمامی شب نیست
دوشنبه 29 فروردینماه سال 1401 01:35
شب همیشه به تمامی شب نیست چرا که من میگویم چرا که من میدانم که همیشه، در اوج غم، یک پنجره باز است پنجرهای روشن و همیشه هست ((پل الوار))
-
ستاره ی من..، چگونه راحت بخوابم؟
دوشنبه 29 فروردینماه سال 1401 01:33
ستاره ی من..، چگونه راحت بخوابم؟ وقتی دیگر در آسمانم نمی درخشی؛ و من هر شب با خود فکر می کنم هرگز کاسب خوبی نبوده ام که چشمانت را ارزان فروختم به نوازش زُلف نقره ای ماه لا به لای نگاه دنباله دار واژه های بی پناه در حضور عطرِ وحشیِ و ناله ی حُزن انگیزِ شب بوهای خسته! مرتضی سنجری
-
فقط خدا
دوشنبه 29 فروردینماه سال 1401 01:33
-
مگر مى شودعاشقت نباشم
دوشنبه 29 فروردینماه سال 1401 01:32
مگر مى شودعاشقت نباشم وقتى دلم در آسمان ِ نیلى چشمهایت کبوترانه پرواز مى کند و نفسم بى اختیار در دریاى مواج ِنگاهت حبس مى شود! مگر مى شود نامت اززبانم بیافتد وقتى بهاااااااار ى و همه ى فصلها در خوابم سبز مى شوى! مگر مى شود شاعر نشد وقتى آواى شورانگیزى در دامنه ى قشنگِ گونه هایت لانه ى پرنده هاى عشق را نشانم مى دهد!...
-
حال خوب
دوشنبه 29 فروردینماه سال 1401 01:31
-
من... تو... آن روز... زیر باران... بوسه...
یکشنبه 28 فروردینماه سال 1401 02:18
من... تو... آن روز... زیر باران... بوسه... یادت مانده در آن خیابان، بوسه؟ مانند دو خطّ متقاطع، من و تو، یک روز جدا شدیم با آن بوسه «علی کاملی»
-
تو اخم هایت را باز کن
یکشنبه 28 فروردینماه سال 1401 02:15
تو اخم هایت را باز کن تا من پنج دری های رو به آفتاب را صبح به تو لبخند می زند منوچهر پورزرین