-
بهار که آمد
چهارشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1401 01:02
زمستان آمده است خسته ام می خوابم بهار که آمد پیله ام را می شکافم تا با پرهای خیس دوباره عاشقت شوم کیکاووس یاکیده +بهار آمد ولی چنگی به دل نمیزند:))
-
تنها
چهارشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1401 01:01
-
بیدار شو
سهشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1401 01:32
بیدار شو تا از پی ات روان شوم تنم بی تاب تعقیب توست می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم پل الوار
-
غمگین مباش
سهشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1401 01:31
غمگین مباش یک روز صبح از خواب برمی خیزی ستاره ها را ازگیسوانت پایین می ریزی ماه را درون صندوقچه ی اتاقت می گذاری از چشمانت رد شب را بیرون کن امروز صبح دیگری ست به لبهایت گلهای سرخ بزن گردن بندی از مرواریدهای دریا ناخن هایت را به رنگ دلم رنگ کن امروز صبح دیگری ست مطمئن باش من عاشق تو خواهم ماند تا باز شب بیاید و کهکشان...
-
حال خوب
سهشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1401 01:30
-
سرخط چشم به راهت ایستاده بودم
سهشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1401 01:29
سرخط چشم به راهت ایستاده بودم کجا ماندی ... نمیدانم ولی چشم به جاده دوختم شاید من دچار بودم و تو مرا ناچار دیدی فریبا صادقی
-
من عادت کرده ام
سهشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1401 01:28
من عادت کرده ام هر صبح قبل از باز شدن چشم هایم دوستت داشته باشم و برایم مهم نباشد که تو درکجای این شهر شلوغ به فراموش کردنم مشغول هستی مینا آقازاده
-
تو را دوست دارم امّا
سهشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1401 01:27
تو را دوست دارم امّا جای بعضی زخم ها هیچ وقت کاملا پاک نمی شود به جای این که بخواهی قلب مرا تصرف کنی به عمق جراحتی فکر کن که در سینه ی من است قبول کن حضور بعضی آدم ها هیچ وقت کاملا از دل ما پاک نمی شود شهریار بهروز
-
بهار
سهشنبه 6 اردیبهشتماه سال 1401 01:26
-
شعر نسروده ی منی
دوشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1401 00:48
شعر نسروده ی منی پنهان میان لب هایم تکثیر میشوی در من با هر تپش و باز جاری درون رگ هایم ای انکه مرور خاطراتت زیباترین تکرار دنیاست به تکرار دوستت دارم ساغر روحانی فر
-
جاده گفتی یعنی رفتن ؟
دوشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1401 00:44
جاده گفتی یعنی رفتن ؟ جاده یعنی تکرار همین واژه ؟ دریغ دوست دانایم دانا باش که حقیقت بس غمناکتر است جاده رفتن نیست که تو بتوانی با آسانی چند کمند سوی آفاقی چند از پی صید ابعاد زمان اندازی که به دام آری آهوهای می روم و خواهم رفت و خوا.... که به بند آری آهوهای چست زمان را جاده رفتن نیست جاده مصدر نیست جاده تکرار یک...
-
در دو راهی جنگل کبود،
دوشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1401 00:35
در دو راهی جنگل کبود، پرنده را دریا به سوی خود می کشد درخت را آسمان. فریبا نوری
-
یا علی
دوشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1401 00:31
-
پس به نام زندگی هرگز نگو هرگز
دوشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1401 00:27
سپیده که سر بزند در این بیشهزار خزان زده شاید گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوئیدیم پس به نام زندگی هرگز نگو هرگز پل الوار
-
الهی آمین
دوشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1401 00:22
-
درتو صفاتی غیر قابل پیش بینی وجود دارد
دوشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1401 00:21
درتو صفاتی غیر قابل پیش بینی وجود دارد مردی جدید برای هر روز و من با تو هر روز عشق جدیدی دارم مداوم به تو خیانت وآن را روی تو اجرا می کنم همه چیز اسم تو شده است صدای تو شده است و حتی هنگامی که می خواهم از تو به بیابان های خواب فرار کنم پیش می آید که ساعدهایم نزدیک گوش هایم قرار گیرد به تک تک های ساعتم گوش می دهم که...
-
امشب که برایت مینویسم
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1401 02:06
امشب که برایت مینویسم گریهی تو تنها موسیقیست که در رگهای خانه جریان دارد و من چقدر گریهات را از چشمانت بیشتر دوست میدارم که می خواهم بمیرم و هیچگاه به چشم نبینم گناه من نیست زیبا زنانه گریه میکنی و شاعرانه گلایه نگران نباش تقدیری در کار نیست کابوس دیدهایم سید محمد مرکبیان
-
بخند
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1401 02:05
-
کاش بی هیچ شرطی
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1401 02:03
کاش بی هیچ شرطی برای آخرین بار تو را در آغوش می کشیدم وُ آنگاه جان می سپردم شیرکو بیکس مترجم : بابک زمانی
-
بهار
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1401 02:02
-
وه که چه دوست دارمت
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1401 02:00
وه که چه دوست دارمت بیا گذار کن ببین که شهر بیتو منظری است بیعبور بینگار تیره در غبار انتظار جواد_مجابی
-
غم که از حد بگذرد
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1401 01:59
غم که از حد بگذرد واژه ها قیام می کنند دیگر در حصر زبان و قلمت نیستند نه اینکه نخواهی که دیگر نمی توانی سخنی بگویی یا بنویسی و آنگاه ناله هایی که از عمق جانت بر می خیزد پیغام بر تو میشود تا درد فراق را شرحه شرحه فریاد که نه ناله کند و تنها همین بس که این قصه قصه ی رجعت است نه تمام شدن که همه به سوی او باز می گردیم...
-
بهار
یکشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1401 01:57
-
یه سری تضادها
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1401 01:38
یه سری تضادها میتونن خیلی قشنگ باشن میفهمی مثلا تو که قویترین نقطهضعف منی
-
برای آدمها
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1401 01:32
-
در ورای سراب
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1401 01:31
در ورای سراب در جستجوی درخت بید ستاره... بهشت... همیشه خواهم ماند در انتظار رُزی که از عمق ویرانهها طلوع کند. همیشه خواهم ماند... ((سعاد محمد الصباح)) برگردان سعید پورعبدالهی
-
روزها می آیندُ
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1401 01:26
روزها می آیندُ می روند اما تو بی وقفه پیش روی منی عشق نمی گذارد دوری به تو نزدیک شود پرویز صادقی
-
من آبستن یک شعر نامشروعم
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1401 01:24
من آبستن یک شعر نامشروعم عکس های برهنگیمان را روی دیوارهای افکار پوسیده این بهشت خیالی نقاشی می کشم فک کنم کافر شدم و میدانی چیست همین یکبار را بگذار تا با رنگهای تنت دوست بدارمت میچینمت ای گناه رسیده و به آغوش میکشم تنه این درخت باکره را بهشت را فقط شنیده ام... تو باش بمان و بخوان بهشت با تو ساختنیست... چشم ها کورند...
-
یا علی
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1401 01:16
-
پای نیزاری ماندم
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1401 01:11
پای نیزاری ماندم باد میآمد گوش دادم؛ چه کسی با من حرف میزد؟ ((سهراب سپهری))