-
قدمی چند نمانده که به یلدا برسیم
سهشنبه 29 آذرماه سال 1401 08:08
قدمی چند نمانده که به یلدا برسیم به شبِ خاطره با دل, به تماشا برسیم لحظه ها میگذرند از برِ ما تا که همه با همه خاطره بر یک شبِ زیبا برسیم گره ای گر که بوَد در دلِ ما با غزلی فالی از حافظ و بر حلِّ معمّا برسیم به دعا می طلبم رحمتی از درگهِ حق که به لطفش همه بر غایتِ رویا برسیم دل و درگاهِ تو و رحمتِ بی حدّ و حساب...
-
پایت را توی کفش های من نکن
سهشنبه 29 آذرماه سال 1401 08:06
پایت را توی کفش های من نکن مجبور می شوی همراهشان بروی (بهار منصوری)
-
من از ازدحام شعر زاده شده ام
سهشنبه 29 آذرماه سال 1401 08:06
من از ازدحام شعر زاده شده ام شبیه احساس مثل اشتیاق تو مرا بخوان برایم کف بزن تا دوباره زاده شوم. (شیوا فرازمند)
-
زندگی
سهشنبه 29 آذرماه سال 1401 08:05
-
با من بگو از اشتباهی که نکردم
سهشنبه 29 آذرماه سال 1401 08:05
با من بگو از اشتباهی که نکردم از وسوسه از آن گناهی که نکردم حتی میان شعر هایم بغض کردم گاهی برای آن نگاهی که نکردم خوشبختی این روزهایت را عزیزم مدیون من هستی و آهی که نکردم شطرنج باز عشق بودم باز اما سرباز را تسلیم شاهی که نکردم من پای بند قول های خویش هستم لبخند به چشم سیاهی که نکردم مجید طهماسبی
-
چشم من چشمه ی زاینده ی اشک
سهشنبه 29 آذرماه سال 1401 08:04
چشم من چشمه ی زاینده ی اشک گونه ام بستر رود کاشکی همچو حبابی بر آب در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود! (حمید مصدق)
-
قو
دوشنبه 28 آذرماه سال 1401 08:30
-
امروز باران می آمد ومن
دوشنبه 28 آذرماه سال 1401 08:28
امروز باران می آمد ومن شرق و غرب را گشته ام من تا بیابم ردی از روی تو را لیک نیافتم روی زیبای تورا یادم آمد که آرمیده ای تو در آغوش سرد خاک چه میکنی تو زهرا عنبرخواه
-
همه سهرابند, ای رستم
دوشنبه 28 آذرماه سال 1401 08:28
همه سهرابند, ای رستم آگاهتر دل تهمینه میلرزد آرامتر مهره ها مهرند جامه بدر نوش دارو نیارند ای بی خبر افسانه لعل میرزاده
-
زندگی
دوشنبه 28 آذرماه سال 1401 08:27
-
و تو
دوشنبه 28 آذرماه سال 1401 08:26
و تو هر جا و هر کجای جهان که باشی باز به رویاهای من بازخواهی گشت تو مرا ربوده٬ مرا کشته مرا به خاکستر خواب ها نشانده ای هم از این روست که هر شب تا سپیده دم بیدارم عشق همین است در سرزمین من من کشنده ی خواب های خویش را دوست می دارم! سید علی صالحی
-
نگران نباش
دوشنبه 28 آذرماه سال 1401 08:25
-
رشته مهر تو بر دل چه تنیدن دارد
دوشنبه 28 آذرماه سال 1401 08:25
رشته مهر تو بر دل چه تنیدن دارد نقش تو بر گهر جان چه کشیدن دارد نغمه ها ساز کن ای کلک تو خنیاگر عشق نغمه ی ساز تو امشب چه شنیدن دارد آرزو رحیمی
-
سؤالی که پرسیده نمی شود
دوشنبه 28 آذرماه سال 1401 08:25
سؤالی که پرسیده نمی شود وجود ندارد چه قدر به من می ماند بدون تو ! پرویز صادقی
-
مثل همیشه آفتاب که بالا می آید
یکشنبه 27 آذرماه سال 1401 08:06
مثل همیشه آفتاب که بالا می آید آهسته غروب می کنم سایه ام را باد می برد و رد پایم را آب و دوباره هر شب باستاره ها باز می گردم تا داستان هزار و یک شب را در نگاه تو مرور کنم.... زهرا فیروزه
-
چه منظره زیبایی
یکشنبه 27 آذرماه سال 1401 08:03
-
همیشه در این مسیر
یکشنبه 27 آذرماه سال 1401 08:02
همیشه در این مسیر در انتظار آمدنش بودم اما این راه کوتاه و هموار نبود ! راه پر رهرو نبود ! گفتم : چرا فقط این مسیر ! می بینی راه پر از شاخه های سبز پر از شکوفه های سیب نبود ! گفت : بوی باران راه و رسم مهربانان طعم آسمان می دهد این مسیر ... حسن بهبهانی
-
شوم سنگ صبور تو
یکشنبه 27 آذرماه سال 1401 08:01
شوم سنگ صبور تو شوی یارِ دل آرامم که گر باور کنی من را تو را خوشبخت می سازم شمیمِ عشق تقدیمِ نگاهت می کنم هر لحظه, می دانی اگر صادق شوی با چشمِ بی تابم تو را خواهم در این دنیا و در آخر برای عشق بازی های بی پایان تو گر دمسازِ من باشی تو را همراز و همراهم زینب زرمسلک صبا
-
بوسه سردو
یکشنبه 27 آذرماه سال 1401 07:59
بوسه سردو زمستانی تو کنج لبم با هیچ مرداد داغی ذوب نمی شود ! شوکا صبور
-
پاییز
یکشنبه 27 آذرماه سال 1401 07:56
-
قصه نیستم که بگویی
یکشنبه 27 آذرماه سال 1401 07:56
قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم من را فریاد کن.. #شاملو
-
اگر نمی آمد عطر وحشی ات
یکشنبه 27 آذرماه سال 1401 07:55
اگر نمی آمد عطر وحشی ات و نمی کشاند غزل هایم را به دشت بابونه ها آغوش شکوفه های بادام و بهارانه های سیب اگر نمی آویختی حلقه حلقه خنده هایت را به گردن سبز بهار بوی این هیزم ها و خاطرات سوخته می پرید از سر شعرهایم... فاطمه_یاراحمدی_روشنا
-
پاییز
شنبه 26 آذرماه سال 1401 08:29
-
میخواستم بگویم
شنبه 26 آذرماه سال 1401 08:27
میخواستم بگویم صبحت بخیر جانا اندیشه کردم شاید در شب مانده باشی فاضله هاشمی
-
آنچه مهم است این است که تاب بیاوریم
شنبه 26 آذرماه سال 1401 08:13
آنچه مهم است این است که تاب بیاوریم و صبر کنیم تا به چشم خود ببینیم که استعداد بی همتای انسان در اوج تلاش و کوشش، چگونه یک پایان غم انگیز را به پیروزی عظیم و یک وضعیت بحرانی را به فتحی پیروزمندانه بدل می کند. انساندرجستجویمعنا ویکتور_فرانکل
-
داده ما را عشق این مدت فقط آزارها
شنبه 26 آذرماه سال 1401 08:12
داده ما را عشق این مدت فقط آزارها برد تا اوج جنون , اوج فلاکت بارها گر چه پایانی ندارد عشق , اما من دگر خسته ام از این همه انکارها, تکرارها (یاراگر ننشست با ما نیست جای اعتراض) دامن دل را سپرده در یدِ مکارها با هجوم بی امان فاصله تنها شدیم موج بدبینی کشیده بین دل دیوارها نیستی و با خیالت هفت شهر عشق را سیر خواهم کرد...
-
به چشمهایِ زندگی نگاه میکنم.
شنبه 26 آذرماه سال 1401 08:03
به چشمهایِ زندگی نگاه میکنم. او مصمم و من هم مصمم؛ میگویم: هزاران بـار زمین خوردهام، بـرایِ هزاران بارِ دیگر هم آمادهام. پونه مقیمی
-
بیا ای زیبا نگارم
شنبه 26 آذرماه سال 1401 08:02
بیا ای زیبا نگارم که من باشوق عجیبی چشم انتظارم رهاکن این غرورت این همه تلخی را دروجودت بکش مرا درآغوش تاکه شویم هم آغوش دلم لرزید گورگرفت درآغوشت تند تند گرفت تمام تارپودش گرفت همان لحظه که عشق رودرآغوش گرفت صدای عجیبی درونش روخ تنید بگفتا که هستی ای بی وفاسوختی این دیوانه را چرالمس کردنت دل فریب شده بوسه هایت گرم...
-
زمستان
شنبه 26 آذرماه سال 1401 08:02
-
و چقدر دکتر على شریعتى
شنبه 26 آذرماه سال 1401 08:01
و چقدر دکتر على شریعتى به پوران شریعت رضوى، زیبا نوشت: "آن کسی که تورا واقعا دوست دارد، به آسانی نمیلغزد و به زودی فریب نمیخورد و با هر مشکلی و هر محرومیتی که پیش آید ثبات خود را از دست نمیدهد"