یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

سرما، اگر غلاف کند تازیانه را

سرما، اگر غلاف کند تازیانه را


غرق شکوفه می‌کنی ای عشق! خانه را


با سرخ گل بگوی که تیغی به من دهد


تیغی چنان که بگسلد این تازیانه را


هر میوه باغ و باغ بهاری شود اگر


تایید تو به بار رساند جوانه را


کوچکترین نسیمت اگر یاری‌ام کند


طی می‌کنم خزان بزرگ زمانه را


با اشکم آب دادم و با نورت آفتاب


وقتی دلم به یاد تو افشاند دانه را


ای عشق! ما که با تو کناری گرفته‌ایم


سر سبز و پر شکوفه بدار این کرانه را


با دست خود به شاخه ببندش وگرنه باز


توفان ز جای می‌کند این آشیانه را


عشق! ای بهار مستتر! ای آن‌که در چمن


هر گل نشانه‌ای‌ست، توی بی‌نشانه را


من هم غزل‌سرای بهارم چو بلبلان


با گل اگرچه زمزمه کردم ترانه را


من عاشق خود توام ای عشق و هر زمان


نامی زنانه بر تو نهادم بهانه را...

 

حسین منزوی

یا می گذری از من یا راه نمی آیی

یا می گذری از من یا راه نمی آیی
چون قد بلند خود، کوتاه نمی آیی

با روز قرار تو رد می شوم از هفته
با اینکه تو مدت هاست هر ماه، نمی آیی

چون ابر که بی باران... یا قبله ی بی ایمان
هرگاه که می آیی، دلخواه، نمی آیی ـ

مهتاب منی اما چندی است که پیوسته
بر روی زمین هستی ـ از ماه نمی آیی ـ

صد باد می آمیزند، در جسم تو می ریزند
تا اینکه تو چون توفان، ناگاه، (می آیی) نمی آیی

غلامرضا طریقی

در دیده ی من جمله خیالند و تو نقشی

در دیده ی من

جمله خیالند و تو نقشی



بر خاطر من

جمله فراموش و تو یادی
...



"امیرخسرو‌ دهلوی

ماه من!

ماه من!
ای کاش از دوست داشتن ها هم رأی گیری می شد
و از صندوق دل تو هم من بیرون می آمدم
ای کاش صندوق دلتنگی هایم برای همیشه

مهرش با بوسه لب های تو باز می شد...



"زهره غفاری"

شنیده ام درد ارزش ادم ها را زیاد می کند

شنیده ام درد ارزش ادم ها را زیاد می کند

خدایا کوتاه بیا

دارم پیامبر می شوم...

پیــراهنــت را از جلــو مــی پــوشــم

پیــراهنــت را از جلــو مــی پــوشــم

تــا مــرا

در آغــوش بکشــد . . .


احسان پرسا