یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

هر کار می کنم فراموشت کنم نمی شود

هر کار می کنم فراموشت کنم نمی شود
میان خاطراتمان هر چه میگردم
لحظه های تلخ با تو بودن را پیدا کنم
پیدا نمی شود که نمی شود
به دنبال بهانه ام تا کینه بگیرم از تو
بهانه ای پیدا نمی شود برای نفرت از تو
آخر مگر می شود انقدر خوب بود
لعنتی رحمت به من بیاید
تحمل چنین بار سنگینی از عاشقی را ندارم
کمی از عاشق بودنم کم کن
بگذار تاب و توانی برایم باقی بماند
برای لحظه های دوری و جدایی
که گاهی تقدیر چاره ای برایمان نمی گذارد


شعر محمود مظفری

در این سرسام گنگ

در این سرسام گنگ
در این شب های ممتد
هنوز دلخوشم
به آخرین نگاه
به آخرین سخن
دریغ و درد
هنوز باورم نمی شود
که هم نگاه و هم سخن
وداع بود، وداع


فرشته سنگیان

عشق ورزیدن به گل بی آب چه سود

عشق ورزیدن به گل بی آب چه سود
خشک ویران میشود
بگذار در درونت ریشه زند یک گل
تو بشو آب غنی باشد ز تو
زندگی آن نیست که تو می‌پنداری
زمین بی آب خشک ویران میشود
انسان بی محبت.

وحید آفری

دل بسته‌ام به پاییز

دل بسته‌ام به پاییز

شاید دوباره سر مهر بیایی...

حجت سوری

ای به هوای دیدنت مرغ دلم پرمیکشد

ای به هوای دیدنت مرغ دلم پرمیکشد
همچوپرنده ای رهابه هردری سرمیکشد

نوری به راه من بتاب،من که زخودبریده ام
گرتونتابی بی گمان ، زآشیان پرمیکشد.


صادق صفرپور

پاییز امسال چه حس عجیبی دارد

پاییز امسال چه حس عجیبی دارد
باغ بی برگ با سکوتش چه حس غریبی دارد
باد خزان چه در گوش طبیعت زمزمه می‌کنی
برگ درختان در هیاهوی وزیدن تو اند چه غوغایی به پا می‌کنی
دیگر برگی نماند بر جان وتن درختان خزان زده
ببار باران که دلم به قرار باران بی قرار شده
ببار که عشق بی پایان ترین راز پاییز شده

زهرا نمازخواجو،بیتا

گفتا خریدارت شوم ؟گفتم فروشی نیستم

گفتا خریدارت شوم ؟گفتم فروشی نیستم
گفتا که مهمانت شوم ؟گفتم تو صاحب خانه ای
آمد درون خانه ام ، یک لحظه مهمانم شود
شد مالک بیت دلم،من ماندم و ویرانه ای


نصرت اله صفی زاده