-
این بیکرانه،
شنبه 19 مهرماه سال 1399 12:07
این بیکرانه، زندانی چندان عظیم بود که روح، از شرم ناتوانی در اشک پنهان میشد...
-
هزار معنی دیگر ،
شنبه 19 مهرماه سال 1399 11:59
هزار معنی دیگر ، به غیراز آنچه تو دانی درون عشق نهفته ست کجاست آنکه تواند یک از هزار شمارد؟ یکی همین نزدیک قناریی که به آواز گرم خود کوشد جدار سرد قفس را ندیده انگارد.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 18 مهرماه سال 1399 11:53
فقط خود مردم مقصرند! خر مشهدی رجب رو شبانه دزدیدند! صبح شب، صدای مشهدی بالا رفت و اهالی روستا جمع شدن! یکی گفت: تقصیر معماره که دیوار رو کوتاه ساخته تا دزد به راحتی بیاد تو! اون یکی گفت: مقصر نجاره که در طویله رو محکم نساخته یکی دیگه گفت: تقصیر قفلسازه که قفل ضعیفی ساخته! نفر بعدی گفت: مقصر خود الاغه که سر و صدا...
-
بعضی از آدم ها
جمعه 18 مهرماه سال 1399 11:51
بعضی از آدم ها دوست داشتنشان که می گیرد محال است بند بیاید ما به این بعضی ها می گوییم " زن " حمید_رها
-
دوست بد
جمعه 18 مهرماه سال 1399 11:50
دوست بد خطرناک ترین موجود کره زمین است
-
هیجان
جمعه 18 مهرماه سال 1399 11:48
-
تو ناز کن ؛
جمعه 18 مهرماه سال 1399 11:45
تو ناز کن ؛ من هی لی لی به لالای نازهایت میگذارم !!... آخر تو چه میدانی حوالیِ دلبریهایت ؛ دلم چطور آرام میگیرد !!... ❤
-
و شب بادی ملالانگیز آمد
جمعه 18 مهرماه سال 1399 11:45
و شب بادی ملالانگیز آمد گلو با بغضِ حلقآویز آمد... کنار پنجره آرام گفتم: تو رفتی! جای تو پاییز آمد بابک سویدا
-
اکنون نزدیک تر بیا و گوش کن
جمعه 18 مهرماه سال 1399 11:43
اکنون نزدیک تر بیا و گوش کن به ضربه های مضطرب عشق ، که پخش می شود ...
-
به کجا رفتند
جمعه 18 مهرماه سال 1399 11:37
به کجا رفتند آن دخترانی که سراسیمه در ازدواج دفن شدند آیا لبخند آنان را در آینه ی غروب به یاد داری؟
-
- فکر میکنم آدم هایی که کتاب میخونن مرموز هستند
جمعه 18 مهرماه سال 1399 11:36
- فکر میکنم آدم هایی که کتاب میخونن مرموز هستند هویت واقعیشون رو مخفی میکنن + تو هویت واقعیت رو مخفی میکنی ؟ - نه ، با تو نه ....
-
لبریزم از #تُو !!...
جمعه 18 مهرماه سال 1399 11:32
لبریزم از #تُو !!... "عطر" دلدادگی ام ؛ تمام شهر را پر کرده است !!... و #تُ آشکارترین پنهان منی !!... ❤ #سارا_قبادی
-
و باز هم پاییز
جمعه 18 مهرماه سال 1399 11:29
و باز هم پاییز و باز هم پاییز و این فصل دل انگیز و باز هم باران و باد و برگ و خش خش های ریز ریز فصل قدم های مصمم زیر باران فصل صدای عاشقی در کوهساران فصل گل نرگس، گل زیبای عاشق فصل قدم در کوچه باغ، آزاد و فارغ فصل غروب ناب نارنجی، نهایت فصل طنین عاشقی، در بی نهایت کوچ پرستوهای زیبا، فصل نارنج رقص درختان انار در گوشه...
-
«ﻋﺸﻖ ﻧﺒﺎﯾﺪ تمنا ﮐﻨﺪ،
پنجشنبه 17 مهرماه سال 1399 12:47
«ﻋﺸﻖ ﻧﺒﺎﯾﺪ تمنا ﮐﻨﺪ، نباید هم ﺍﻟﺘﻤﺎﺱ ﮐﻨﺪ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﯾﺪ ﭼﻨﺎﻥ ﻗﻮﯼ ﮔﺮﺩﺩ ﺗﺎ ﻣﺒﺪﻝ ﺑﻪ ﺣﻘﯿﻘﺘﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺠﺬﻭﺏ ﺷﻮﺩ ﻣﺠﺬﻭﺏ ﮐﻨﺪ...» هرمان هسه
-
با خیالت همه جای دنیا آشیانه ی من است
پنجشنبه 17 مهرماه سال 1399 12:21
با خیالت همه جای دنیا آشیانه ی من است تا تو بیایی روی شاخه ی تمام درختها با حنجره ی تمام گنجشکها آواز میخوانم.... شیرین فرهادی
-
ظالمانهترین دروغها
پنجشنبه 17 مهرماه سال 1399 12:20
ظالمانهترین دروغها با سکوت کردن گفته میشود.
-
گفت . . . عشق نه . . .
پنجشنبه 17 مهرماه سال 1399 12:17
گفت . . . عشق نه . . . بیا تا همیشه دوست بمانیم . . . دستش را رها کردم . . . گفتم : ببخشید . . . ما به کسی که ... برایش ... روزی چندبار ... از درون فرو می ریزیم . . . دوست نمی گوییم . . . فرید_صارمی
-
چه فلاکتی بدتر از این
پنجشنبه 17 مهرماه سال 1399 12:12
چه فلاکتی بدتر از این بوسه ای را به وضوح به یاد آوری که هرگز رخ نداده است
-
تسلیت
پنجشنبه 17 مهرماه سال 1399 12:07
-
چون بیابانی دور افتادم از خودم
پنجشنبه 17 مهرماه سال 1399 12:01
چون بیابانی دور افتادم از خودم و پوسیدم چون پایههای پلی در آب...
-
نیلوفرانه
پنجشنبه 17 مهرماه سال 1399 11:55
-
قلبم دیگر نمی تپد
پنجشنبه 17 مهرماه سال 1399 11:53
قلبم دیگر نمی تپد فقط عضله ای است که زور میزند
-
و من به دیدن تو
پنجشنبه 17 مهرماه سال 1399 11:49
و من به دیدن تو چنان در آینه ات مشغولم که جهان از کنارم می گذرد بی آنکه سر برگردانم...
-
در محضر بهجت
چهارشنبه 16 مهرماه سال 1399 12:54
-
#اللهم_عجل_الولیک_الفرج
چهارشنبه 16 مهرماه سال 1399 12:53
نخواستم شکایت کنم، فقط اسمت را آوردم که دعا کنم، بعدش اما باران گرفت. #اللهم_عجل_الولیک_الفرج بیا حضرت باران ❤
-
پاییز من ... دوباره عاشقم کن
چهارشنبه 16 مهرماه سال 1399 12:50
نه چتر می خواهم نه بارانی نه شال گردن با شهریوری ترین پیراهنم مهرت را در آغوش می کشم پاییز من ... دوباره عاشقم کن
-
خوش آن زمان
چهارشنبه 16 مهرماه سال 1399 12:39
خوش آن زمان که سرم در پناهِ بالِ تو بود... "هوشنگ ابتهاج"
-
پرواز را علامت ممنوع می زنید
چهارشنبه 16 مهرماه سال 1399 12:36
پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟ گیرم که می کشید گیرم که می برید گیرم که می زنید با رویش ناگزیر جوانه ها چه می کنید؟
-
روزی خدا و شیطان را دوره میکنیم
چهارشنبه 16 مهرماه سال 1399 12:26
روزی خدا و شیطان را دوره میکنیم و مجبورشان می کنیم با بوسه این کدورت قدیمی را فراموش کنند
-
آنکه چشمانت را
چهارشنبه 16 مهرماه سال 1399 12:16
آنکه چشمانت را در حالی که غمگین بودند،رها کرد و رفت آیا شایستگی دارد که منتظر بازگشتش باشی؟! در حالی که غمگین بودند،رها کرد و رفت آیا شایستگی دارد که منتظر بازگشتش باشی؟!