-
آدما وقتی سیرن
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:36
Wolveѕ вeтrαy wнeɴ тнey αre нυɴɢry, нυмαɴѕ wнeɴ ғυll گرگا وقتی گرسنه هستند خیانت میکنن , آدما وقتی سیرن
-
"تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:35
"تا کی غم آن خورم که دارم یا نه وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه" "پرکن قدح باده که معلومم نیست کاین دم که فرو برم برآرم یا نه" خیـــــام
-
شاید که باور کردنش هم سخت باشد
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:34
شاید که باور کردنش هم سخت باشد دیشب دعا کردم که او خوشبخت باشد سید_تقى_سیدی
-
متاسفانه ما انسانهای عصر امروز
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:34
متاسفانه ما انسانهای عصر امروز علاوه بر نیروی تخیل وجودیمان، لذت کشف کردن که در سفرهای پیشین داشتیم و همچنین لذت آهسته رفتن و انتظار کشیدن را هم از دست دادهایم...
-
من و تو بدهکاریم،
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:30
من و تو بدهکاریم، به پیاده رو های ولیعصر... به عکس های دو نفره ای که نگرفتیم... به حس های خوبی که از خودمان دریغ کردیم... من و تو بدهکاریم، به همه کسانی که بعد از ما دیگر عاشق نشدند... به همه کسانی که بعد از ما بدبین شدند به هر چه عشق و عاشقی... ولی تو بیشتر از من بدهکاری؛ تو به تک تک اشک های من، به تک تک تارهای...
-
ما هم از مستان این می بودهایم
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:29
ما هم از مستان این می بودهایم عاشقان درگه وی بودهایم ناف ما بر مهر او ببریدهاند عشق او در جان ما کاریدهاند حضرت_مولانا
-
تویِ شیرینی ، تو اول ! قند، دوم میشود
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:27
تویِ شیرینی ، تو اول ! قند، دوم میشود مزه ی سوهان اعلا پیش تو گم میشود بین قُطاب و گز و نُقلِ محلی ساده است حدس اینکه طعم لبهای تو چندم می شود! روزها رد میشود، چشمت شرابی کهنهتر پلکهایت کم کَمک تبدیل به خُُم میشود هر کجا ساکن شوی در نقشه، مانند شمال جمعیت آنجا گرفتار تراکم میشود چشم بسته، هر کسی بویت کند توی سرش...
-
دلم برای دیدنت، چه بیقرار می زند
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:26
دلم برای دیدنت، چه بیقرار می زند کلاغ، قصه ی مرا دوباره جار می زند منم همان غزلسرا، که لحظه های بی کسی به کنج خلوتی رود، دمی دوتار می زند
-
تو با من باش از خوشحالی بسیار... می رقصم
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:25
تو با من باش از خوشحالی بسیار... می رقصم بگو با دف، پیانو، چنگ، حتی تار... می رقصم تو باشی در کنارم وای مثل قاصدک در باد برایت عاشقانه صد هزاران بار... می رقصم
-
مے گے واسه پاییزه دلتنگیت
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:24
مے گے واسه پاییزه دلتنگیت اینکه حواست اصلا اینجا نیست مےگے یه کم ابرے شدے اما چیزے که من حس کردم اینا نیست هر وقت انقدر ساکتے، سردم هر وقت انقدر سردے، آبانه آرامشے که در تو مے بینم آرامش قبل از یه توفانه حس مے کنم رفتار هر روزت با من که مے جنگے، طبیعے نیست پاییزه مے دونم ولے بازم این سطح دلتنگے، طبیعے نیست فکر کن...
-
کلیدهایم از جیبم می افتند
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:23
کلیدهایم از جیبم می افتند کیف پولم را گم میکنم گوشی ام را جا میگذارم و عجیب اینکه تو را که نیستی، میبرم با خودم در جیبم در کیفم در دلم... آیدا حق طلب
-
بازنده شدن حس بدے نیست اگر من
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:22
بازنده شدن حس بدے نیست اگر من با میلِ خودم دل بہ شما باختہ باشم...
-
عشق یعنی نرسیدن
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:20
-
دلتنگی نه حرف حالی اش می شود
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:07
دلتنگی نه حرف حالی اش می شود نه نگاه ، نه گفتنِ مدامِ دوستت دارم ! دلتنگی یک سکوت می خواهد یک آغوش که بویِ عطرِ #تُ را تنها داشته باشد که بدانی دور که شد ، هنوز هم آغشته باشد از بویِ #تُ ... دلتنگی ، امنیت می خواهد ...
-
چقد خوبه بعضی از آدما
یکشنبه 4 آبانماه سال 1399 12:06
چقد خوبه بعضی از آدما بدونن که اگه چیزی رو به روشون نمیاری ” ازسادگی نیست” شاید داری جون میکنیو چشماتو رو همه چی بستی شاید داری حرمت یه روزایی رو نگه میداری که اونا یادشون نیست
-
هرکسی در رابطهاش تا یکجایی پیش قدم میشود
شنبه 3 آبانماه سال 1399 12:03
هرکسی در رابطهاش تا یکجایی پیش قدم میشود تو حرف نمیزنی، او میزند تو سراغی نمیگیری، او میگیرد تو دلتنگش نمیشوی، او میشود تو دوستت دارم نمیگویی، او میگوید اما یکجا با همیشه فرق میکند تو نمیروی، او میرود! نیلوفر_رضایی
-
زیباتــر از آنی کـه رهایت کنم امـا
شنبه 3 آبانماه سال 1399 12:02
زیباتــر از آنی کـه رهایت کنم امـا دیر آمده ای دوره ی پرهیز رسیده !
-
:)))))))))))
شنبه 3 آبانماه سال 1399 11:56
-
رحمت خدا
شنبه 3 آبانماه سال 1399 11:50
-
برای آرزوهای محال خویش میگریم
شنبه 3 آبانماه سال 1399 11:50
برای آرزوهای محال خویش میگریم اگر اشکی نمانَد، در خیال خویش میگریم
-
همنوای دل من بود به هنگام قفس ،
شنبه 3 آبانماه سال 1399 11:47
همنوای دل من بود به هنگام قفس ، ناله ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت .... هوشنگ ابتهاج
-
+
شنبه 3 آبانماه سال 1399 11:41
-
یک روز من هم به جای دوست داشتن
جمعه 2 آبانماه سال 1399 12:07
یک روز من هم به جای دوست داشتن دوست داشته می شوم ! کاش آن وقت هم پای تو در میان باشد … مریم قهرمانلو
-
کوه ، بهانه ایست
جمعه 2 آبانماه سال 1399 12:06
کوه ، بهانه ایست وانمود می کنم قله ها را قدم میزنم افسوس ، کس نمی داند از ازدحام سیاهی و اضطراب میخواهم در آغوشش کمی بخوابم مهناز چالاکی
-
کابوس کودکی ام
جمعه 2 آبانماه سال 1399 12:05
کابوس کودکی ام عروسکی بود؛ که از آئینه ماشین مان دارَش زده بودند... حسن_خرمی
-
انتظار
جمعه 2 آبانماه سال 1399 12:03
-
گـره بـه کـار من افتاده است از غم غربت
جمعه 2 آبانماه سال 1399 12:02
گـره بـه کـار من افتاده است از غم غربت کجاست چابکیِ دستهای عقده گشایت؟
-
اندوه
جمعه 2 آبانماه سال 1399 11:53
واقعاً میان این هزاران نفر که این سو و آن سو میروند حتی یک نفر هم پیدا نمیشود که به حرفهای او گوش بدهد؟ اما جمعیت بیآنکه به او توجهی داشته باشد و به اندوه درونیش اعتنایی کند در حرکت است. اندوه وی بس گران است و گویی آن را پایانی نیست. اگر ممکن بود سینهاش را بشکافند و آن اندوه طاقتفرسا را از درون قلبش بیرون کشند،...
-
تمدن، نخستین بار از آنجا آغاز شد
جمعه 2 آبانماه سال 1399 11:51
تمدن، نخستین بار از آنجا آغاز شد که انسان خشمگین به جای "سنگ" "کلمه" پرتاب کرد... عکاس: یان بری اتحاد جماهیر شوروی
-
خُدا در عشق جاریست و
جمعه 2 آبانماه سال 1399 11:50
خُدا در عشق جاریست و عشق در تو.. وَ من محوِ تماشایِ هر دو مهین بزرگپور سوادجانی