-
روزگاری است که با ریگِ روان همسفرم
سهشنبه 10 فروردینماه سال 1400 23:39
روزگاری است که با ریگِ روان همسفرم میروم راه و ز منزل خبری نیست مرا
-
انتظار
سهشنبه 10 فروردینماه سال 1400 00:14
-
من بیمه ی تو یک نفرم..
سهشنبه 10 فروردینماه سال 1400 00:12
-
زنان کوچک
دوشنبه 9 فروردینماه سال 1400 23:59
تو فیلم زنان کوچک دختره به پسره ابراز علاقه کرد پسره گفت: «آخه من دستام خالیه هیچی ندارم» دختره دستاشو گذاشت توی دست پسره و گفت:«حالا دیگه خالی نیست»
-
از میانِ تمام چیزهایی که دیدهام؛
دوشنبه 9 فروردینماه سال 1400 23:56
از میانِ تمام چیزهایی که دیدهام؛ تنها تویی که میخواهم به دیدنش ادامه دهم. از میان تمام چیزهایی که لمس کردهام؛ تنها تویی که میخواهم به لمس کردنش ادامه دهم. خندهیِ نارنج طعمت را دوست دارم. چه باید کنم ای عشق؟ هیچ خبرم نیست که رسم عاشقی چگونه بوده است. هیچ نمیدانم عشق های دیگر چه سان اند؟ من با نگاه کردن به تو با...
-
بی ثمر هرساله در فکر بهارانم ولی،
دوشنبه 9 فروردینماه سال 1400 23:48
بی ثمر هرساله در فکر بهارانم ولی، چون بهاران میرسد با من خزانی میکند ... شهریار
-
بزرگ تر که شدیم مداد هایمان هم تکامل یافتند
دوشنبه 9 فروردینماه سال 1400 23:40
بزرگ تر که شدیم مداد هایمان هم تکامل یافتند تبدیل به خودکار های بی رحمی شدند که یادمان دهند هر اشتباهی پاک شدنی نیست
-
کلمات مانند کلیدهایی هستند
دوشنبه 9 فروردینماه سال 1400 00:54
کلمات مانند کلیدهایی هستند که اگر درست انتخابشون کنی ، میتونن هر قلبی رو باز و هر دهنی رو ببندن
-
فقط یک زن می تواند
دوشنبه 9 فروردینماه سال 1400 00:51
فقط یک زن می تواند در عین حال هم عاشق باشد، هم آشپزی کند، هم دلتنگ بشود، هم کتاب بخواند، هم گریه کند؛ و هم انگار که اصلاً هیچ اتفاقی نیفتاده است... محمد_رمضان_نیا
-
عیدتون مبارک
دوشنبه 9 فروردینماه سال 1400 00:25
-
وقتی بهشت عزوجل اختراع شد
یکشنبه 8 فروردینماه سال 1400 00:31
وقتی بهشت عزوجل اختراع شد حوا که لب گشود عسل اختراع شد! آهی کشید و آه دلش رفت و رفت و رفت! تا هاله ای به دور زحل اختراع شد! آدم نشسته بود، ولی واژه ای نداشت... نزدیک ظهر بود ... غزل اختراع شد... آدم که سعی کرد کمی منضبط شود مفعول و فاعلات و فعل اختراع شد... «یک دست جام باده و یک دست زلف یار» اینگونه بود ها...! که بغل...
-
باید دلت خوش باشد
یکشنبه 8 فروردینماه سال 1400 00:25
باید دلت خوش باشد وگرنه عید و شادی و تعطیلات در روزها گماند. باید دوستش داشته باشی وگرنه تنهایی حرف تازهای نیست. باید دوست داشته شوی وگرنه بهار همان بهارِ هر سال است. باید دلت خوش باشد. سیدمحمدمرکبیان
-
چقد شبیه ماهی هستی،
شنبه 7 فروردینماه سال 1400 23:55
چقد شبیه ماهی هستی، پرشتاب در عشق، ترسو در عشق، هزاران زن را در من کشتی و ملکه شدی... نزارقبانی
-
سلاخی میگریست
شنبه 7 فروردینماه سال 1400 23:51
سلاخی میگریست به قناری کوچکی دل باخته بود. احمد شاملو
-
خیلی خیلی زیاد دوستت دارم !
شنبه 7 فروردینماه سال 1400 23:46
به تو گفتم : زیاد ، خیلی خیلی زیاد دوستت دارم ! جواب دادى : هرچه این حرف را تکرار کنى باز مىخواهم بشنوم احمد شاملو
-
دلم شکسته همچون موجِ دریا
شنبه 7 فروردینماه سال 1400 23:34
دلم شکسته همچون موجِ دریا دیگر خورشید آفتابی نمی شود ماه غروب نمی کند در بیکران آسمان، ماهی ها محو تماشای فوجِ پرندگان ساحلِ نگاهت شده اند و جوشن پوشیده اند برای سودای صدف های دریایی از غم آزاد شده! مرتضی سنجری
-
دیدم که بر سراسر من موج میزند
شنبه 7 فروردینماه سال 1400 23:28
دیدم که بر سراسر من موج میزند چون هرم سرخگونه آتش چون انعکاس آب چون ابری از تشنج بارانها چون آسمانی از نفس فصلهای گرم تا بینهایت تا آنسوی حیات گسترده بود او ... فروغ_فرخزاد
-
لازم هم نیست شعر بگویی
شنبه 7 فروردینماه سال 1400 00:22
لازم هم نیست شعر بگویی فقط باش .. لبخند بزن .. حرف بزن .. این یعنی :"شعر" یا نه راه برو من نگاهت کنم .
-
ز چاه غصّه رهایی نباشدت هرچند
جمعه 6 فروردینماه سال 1400 23:58
ز چاه غصّه رهایی نباشدت هرچند به حُسن یوسف و تدبیر تهمتن باشی هوشنگ ابتهاج
-
هفت سین
جمعه 6 فروردینماه سال 1400 23:54
-
شب است
جمعه 6 فروردینماه سال 1400 23:49
شب است و چهرهاَم بیشتر به جنگ رفته است تا به مادرم. شب است و آنکه تاریکی را با هزار میخ به آسمان کوبیده انتقامِ چه چیز را از ما میگیرد؟ گروس عبدالملکیان
-
کاش کسی بگوید
جمعه 6 فروردینماه سال 1400 23:28
کاش کسی بگوید این بهار رستاخیز طبیعت است یا من ؟! که هر صبح هزاران زن در من به دوست داشتن ات سر بر می دارند ... شهره_عابد
-
ومن حرف هایی دارم..
جمعه 6 فروردینماه سال 1400 01:07
-
سالی که بهارش تو باشی...
جمعه 6 فروردینماه سال 1400 01:03
«سبزی» چهارخانه ی پیراهنت، «ساعت» های کنار هم بودنمان، «سیر» نگاه کردنت، «سیب» لبخندت، «سکه»های متبرک شده با لمسِ دستانت، «سمنویی» به شیرینی لحظههایمان و سینِ هفتم هم بماند برای «سایهات» روی زندگیم... نیکوترین سال ممکن است، سالی که بهارش تو باشی... فاطمه_جوادی
-
من منتظر دیدار... با حالت دلسردی
جمعه 6 فروردینماه سال 1400 01:02
من منتظر دیدار... با حالت دلسردی افسوس نمی دانی با عشق چه ها کردی یک بار تو را دیدم... یک عمر پر از دردم کارم شده در کوچه از فکر تو شبگردی این بود مرام تو؟... ایوای به حال شعر تف بر تو و برذاتت ازبس که تو نامردی آخر چه بلایی بود.... آوار سرم آمد ای غصه ی ناخوانده تو شورش یک دردی لبریز تراز گل بود... فواره ی چشمانم...
-
شناختن تاریکی های خویش،
جمعه 6 فروردینماه سال 1400 00:47
شناختن تاریکی های خویش، بهترین روش برای تعامل با تاریکی های دیگران است....
-
برات زندگی آرزو میکنم.
پنجشنبه 5 فروردینماه سال 1400 23:10
برات زندگی آرزو میکنم. یه دنیا ستاره به رنگِ سپید. حواسم بهت هست. حس میکنی؟ حواست بهم باشه سالِ جدید... آبا_عابدین
-
خرما بخورید افسرده نشوید!
پنجشنبه 5 فروردینماه سال 1400 23:00
✔ خرما بخورید افسرده نشوید! خرما،باعث افزایش سطح سروتونین مغز شوند. سروتونین، ترکیبی آرامبخش است که افزایش ترشح آن در مغز، کمک فراوانی به افزایش آرامش و کاهش استرس میکند.
-
کم نه! زیاد می خواهمت!
پنجشنبه 5 فروردینماه سال 1400 21:03
کم نه! زیاد می خواهمت! آنقدر که در تمام خاطره هایم، تو باشی... قدم بزنی، بدوی، بخندی، بخوانی، برقصی، ببوسی، بمانی و بدانی که من چقدر عاشق این فعل ماندنم مهین_رضوانی_فرد
-
انتظار
پنجشنبه 5 فروردینماه سال 1400 11:25